انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی فارسی به انگلیسی انگلیسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات کلمات اختصاری لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

97 991 100 1

powered

تلفظ powered
تلفظ powered به آمریکایی تلفظ powered به انگلیسی

System.String[]

واژه powered در جمله های نمونه

1. this airplane is powered by four jet engines
ترجمه چهار موتور جت این هواپیما را به حرکت در می‌آورد.

2. The aircraft is powered by three jet engines.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]هواپیما با سه موتور جت کار می‌کند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]این هواپیما توسط سه موتور جت طراحی شده است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

3. The pump is powered by a small electric motor.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]پمپ با یک موتور الکتریکی کوچک تامین می‌شود
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]پمپ توسط یک موتور الکتریکی کوچک طراحی شده است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

4. Halfway through, she powered into the lead and went on to win the race.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]در نیمه راه، او به سمت جلو حرکت کرد و به سوی مسابقه رفت
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]در نیمه راه، او به سمت سرمربی وارد شد و در مسابقه پیروز شد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

5. She powered her way into the lead.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]او راهش را به سمت جلو هدایت کرد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]او راه خود را به سرب گذاشته است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

6. Its radar equipment was powered by a nuclear reactor.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]تجهیزات رادار آن توسط یک رآکتور هسته‌ای تامین می‌شد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]تجهیزات رادار آن توسط یک راکتور هسته ای ساخته شده است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

7. It's powered by a Ferrari V12 engine.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]موتور توسط یک موتور فراری فراری کار می‌کند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]این موتور توسط موتور فراری V12 طراحی شده است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

8. Buses and trucks are usually powered by diesel engines.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]اتوبوس‌ها و کامیون‌ها معمولا با موتورهای دیزلی کنترل می‌شوند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]اتوبوس ها و کامیون ها معمولا توسط موتورهای دیزل طراحی می شوند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

9. A powered vessel should give way to sail — it is an unwritten rule of the sea.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]یک کشتی با قدرت حرکت می‌کند - این یک قانون نانوشته در دریاست
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]یک کشتی ماهیگیری باید به جایی برسد - این یک قاعده دریایی است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

10. The mill's machinery is powered by waterwheels.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]ماشین چوب‌بری داره با waterwheels کار می‌کنه
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]ماشین آلات آسیاب توسط waterwheels است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

11. Never move a computer while it is powered up.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]هرگز کامپیوتر را در حالی که کار می‌کند، تکان ندهید
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]هرگز کامپیوتر را در حالی که روشن است، حرکت ندهید
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

12. The racing car powered down the home straight.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]ماشین مسابقه یک راست به سمت پایین حرکت می‌کرد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]ماشین مسابقه ای مستقیم از خانه بیرون زد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

13. His strong body powered through the water.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]بدن قوی او از طریق آب حرکت می‌کرد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]بدن قوی خود را از طریق آب طراحی شده است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

14. He powered his header past the goalie.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]سر header را بالا برد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]او هدر خود را از گلزنی گذراند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

15. The grinder was powered by a windmill.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]آسیاب بادی از آسیاب بادی برق می‌زد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]میلز توسط یک آسیاب بادی طراحی شده است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

مترادف powered

خود رو (صفت)
wild , automotive , powered , self-driven , self-moving , self-propelled , self-willed

معنی کلمه powered به انگلیسی

powered
• motored, operated by a motor; powerful, forceful, strong; supplied with electricity
battery powered
• using power stored on a battery; running off of batteries
high powered
• very powerful; energetic; strong
• a high-powered machine or piece of equipment is powerful and efficient.
• a high-powered activity is very advanced and successful.

powered را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران درباره معنی powered

ebitaheri@gmail.com ١٠:٠٧ - ١٣٩٧/٠٤/٢٩
با نیروی ، با توان ، با قدرت
به کمک ، با کمک ، با پشتیبانی ، با حمایت
نیرو گرفته(از) ، توان گرفته(از)
ساخته شده(از) ، پدید آمده(از)
برگرفته از ، برآمده از
طراحی شده ، طراحی شده با
در ترکیب ، -نیرو ، -توان ، -زور ، -قدرت ، برای نمونه high powered به معنی پُر نیرو
|

پیشنهاد شما درباره معنی powered



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

صادق > برسلان
Dokhtare koli > Ladder
محمد قلی پور > it's not as if
> Ski poles
مصطفی لطفی > تولوا
مهیار تفوق > bioflocculation
DASY > caption
محمد ثابتی > boyka

نگارش واژه نو   |   پیشنهادهای امروز

توضیحات دیگر

معنی poweredکلمه : powered
املای فارسی : پورد
اشتباه تایپی : حخصثقثی
عکس powered : در گوگل


آیا معنی powered مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 97% )