برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
94 1330 100 1

precise

/prəˈsaɪs/ /prɪˈsaɪs/

معنی: صریح، دقیق، جامع، مختصر و مفید، خیلی دقیق، دقیق و مختصر کردن
معانی دیگر: مو به مو، درست، کامل، آدم دقیق، موشکاف، قاطع، روشن، معین

بررسی کلمه precise

صفت ( adjective )
مشتقات: precisely (adv.), preciseness (n.)
(1) تعریف: clearly stated or strictly delineated.
مترادف: definite, explicit, express, unambiguous, unequivocal
متضاد: imprecise, vague
مشابه: clear, clear-cut, exact, mathematical, refined, rigorous, specific

- The instructions were quite precise and left no room for error.
[ترجمه ترگمان] دستورالعمل کاملا دقیق بود و هیچ جایی برای خطا باقی نمی‌گذاشت
[ترجمه گوگل] دستورالعمل ها کاملا دقیق بودند و هیچ مشکلی برای خطا وجود نداشت
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
- She made a precise distinction between the two concepts.
[ترجمه ترگمان] او بین این دو مفهوم تمایز دقیقی ایجاد کرد
[ترجمه گوگل] او تمایز دقیقی بین دو مفهوم ایجاد کرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

(2) تعریف: accurate; exact.
مترادف: accurate, correct, definite, exact, mathematical
متضاد: approximate, imprecise, inaccurate, inexact
مشابه: absolute, dead, ideal, literal, particular, rigorous, scrupulous, specific, strict, thorough, very

- We need a precise count of the votes.
...

واژه precise در جمله های نمونه

1. the precise meaning of each word
معنی دقیق هر واژه

2. the precise methods of determining the weight of solids
روش‌های دقیق تعیین وزن اجسام

3. the precise speed of this rocket
سرعت دقیق این موشک

4. the precise task for which he had been hired
درست همان کاری که به خاطر آن اجیر شده بود

5. jahangir is a precise man
جهانگیر آدم دقیقی است.

6. she arrived at that precise moment
درست در همان لحظه وارد شد.

7. she hit the target with precise accuracy
با دقت کامل زد به هدف.

8. I don't know the precise meaning of the word 'gleaned'.
[ترجمه ترگمان]معنی دقیق این کلمه را نمی‌دانم
[ترجمه گوگل]من معنای دقیق کلمه 'gleaned' را نمی دانم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

9. With this you can pinpoint the precise location of the sound.
[ترجمه ترگمان]با این کار می‌توانید موقعیت دقیق صدا را مشخص کنید
[ترجمه گوگل]با استفاده از این می توانید محل دقیق صدا را دقیق مشخص کنید
[ترجمه شما] ...

مترادف precise

صریح (صفت)
straight , abstract , definite , definitive , clear , explicit , express , frank , unequivocal , precise , open , punctual , clean-cut , clear-cut , perspicuous
دقیق (صفت)
careful , accurate , precise , exact , detailed , stringent , astringent , tender , advertent , watchful , exquisite , wistful , sound , set , punctual , astute , scholastic , subtle , tenuous , particular , literal , punctilious , scrutinizing
جامع (صفت)
large , precise , comprehensive , executive , all-around , general , universal , plenary , encyclopaedic , spacious , catholic , encyclopedic , self-contained , self-inclusive
مختصر و مفید (صفت)
precise , terse , compendious , pithy
خیلی دقیق (صفت)
thorough , precise , meticulous , rigorous
دقیق و مختصر کردن (فعل)
precise

معنی precise در دیکشنری تخصصی

precise
[ریاضیات] دقیق، راست، درست
[زمین شناسی] اطلاعات دقیق مدار ماهواره
[زمین شناسی] ترازیابی دقیق
[زمین شناسی] تعیین موقعیت دقیق
[زمین شناسی] نظام طولی دو مسیری - نظام دوپلر که برای تعیین مدار ماهواره ها و مختصات نقط زمینی بکار می رود .

معنی کلمه precise به انگلیسی

precise
• exact, not more and not less; meticulous, exacting, strict
• you use precise to emphasize that you are describing something correctly and exactly.
• something that is precise is exact and accurate.

precise را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

Daniel
دقیق دوتا صفت accurate و precise داره که وقتی بخواهیم خیلی جزئی بحث کنیم مثلا درباره وزن جسم با چند رقم اعشار از precise استفاده می‌کنیم

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی precise
کلمه : precise
املای فارسی : پرکیس
اشتباه تایپی : حقثزهسث
عکس precise : در گوگل

آیا معنی precise مناسب بود ؟           ( امتیاز : 94% )