برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
97 1323 100 1

preserve

/prəˈzɝːv/ /prɪˈzɜːv/

معنی: مربا، شکارگاه، قرق شکارگاه، کنسرو میوه، نگاه داشتن، باقی نگهداشتن، حفظ کردن، نگه داشتن
معانی دیگر: (از خطر یا صدمه یا آلودگی و غیره) حفظ کردن، حفاظت کردن، محافظت کردن، پاسار کردن، نیکداشت کردن، نیکداری کردن، پاسداری کردن، حراست کردن، ایمن داشت کردن، (خوراک و غیره را) از فاسد شدن حفظ کردن، نگهداری کردن، کنسرو کردن، کمپوت کردن، خوشاب کردن، مربا کردن، ادامه دادن، (ماهی و شکار و غیره) منطقه ی حفاظت شده، پاسارگاه، پاساره، داشتگاه، جا یا کار یا وظیفه ی انحصاری، (مجازی) تیول

بررسی کلمه preserve

فعل گذرا ( transitive verb )
حالات: preserves, preserving, preserved
(1) تعریف: to protect from injury, harm, or mishap.
مترادف: protect, save
مشابه: conserve, defend, guard, hold, safeguard, secure

- Using this polish will help preserve the wood.
[ترجمه Mansour228] استفاده از پولیش به نگه‌داری چوب کمک خواهد کرد.
|
[ترجمه ترگمان] استفاده از این برق به حفظ چوب کمک خواهد کرد
[ترجمه گوگل] استفاده از این لهستانی به حفظ چوب کمک می کند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
- She prayed that the children would be preserved from harm.
[ترجمه ترگمان] او دعا می‌کرد که بچه‌ها از آسیب حفظ شوند
[ترجمه گوگل] او دعا کرد که بچه ها از آسیب حفظ شوند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

(2) تعریف: to keep safe from loss.
مترادف: safeguard
متضاد: scrap
مشابه: capture, conserve, defend, guard, hold ...

واژه preserve در جمله های نمونه

1. The lawyers wanted to preserve the newest reforms in the law.
وکلا می خواستند از تغییر در اصلاحات جدید قانون جلوگیری کنند

2. Farmers feel that their rural homes should be preserved.
کشاورزان احساس می کردند که باید از خانه های روستایشان محافظت شود

3. Records of Hank Aaron's home runs will undoubtedly be preserved in the Baseball Hall of Fame.
رکورد بازکنان محوطه زمین در بازی بیس بال، بدون شک در تالار شهرت ضبط می شوند

4. peach preserve
کمپوت هلو

5. quince preserve
مربای به

6. to preserve peaches
کمپوت هلو درست کردن

7. to preserve the sum of human knowledge
حفظ همه‌ی دانش انسانی

8. a forest preserve
پارک جنگلی

9. a wildlife preserve
محل نگهداری جانوران وحشی

10. in order to preserve a historical house
به منظور حفظ یک خانه‌ی تاریخی

11. in order to preserve chinese territorial entity
به منظور حفظ تمامیت ارضی کشور چین

12. they want to preserve their tribal entity
آنان می‌خواهند موجودیت ...

مترادف preserve

مربا (اسم)
confection , jam , preserve
شکارگاه (اسم)
preserve , hunting ground
قرق شکارگاه (اسم)
preserve
کنسرو میوه (اسم)
preserve
نگاه داشتن (فعل)
stop , stay , tackle , hold , keep , guard , withhold , commemorate , refrain , retain , save , preserve
باقی نگهداشتن (فعل)
preserve
حفظ کردن (فعل)
keep , protect , maintain , secure , fence , retain , memorize , preserve
نگه داشتن (فعل)
hold , prop , maintain , sustain , restrain , retain , preserve , impound , imprison

معنی عبارات مرتبط با preserve به فارسی

( مراقب چشماتون باشید ( به کسی که چشم چرونی میکنه میگی
گل انگبین، گلفند

معنی preserve در دیکشنری تخصصی

[نساجی] محافظت کردن

معنی کلمه preserve به انگلیسی

preserve
• nature reserve, area of land set aside to protect natural resources and wildlife
• guard, keep safe; keep, conserve; defend, protect; perpetuate, make everlasting
• if you preserve a situation or condition, you make sure that it stays as it is.
• if you preserve something, you take action to save it or protect it from damage or decay.
• if you preserve food, you treat it in a way that prevents it from decaying.
• a particular preserve is an area of life or an activity that is restricted to a chosen person or group of people.
• preserves are foods such as jam or chutney that are made by cooking them with sugar, salt or vinegar so that they can be stored for a long time.
• see also preserved.
preserve the status quo
• maintain the current situation, preserve the usual condition
nature preserve
• protected area of nature

preserve را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

پیمان۰۲۱
پشتکار داشتن
Smat
حفظ کردن، نگهداری کردن، [مواد غذایی] کنسرو کردن، خشک کردن، فریز کردن(verb)
مربا، کمپوت، کنسرو، میوه یا غذای نگهداری شده (noun)
شکارگاه، منطقه حفاظت شده(noun)
فرزاد
protect, preserve,prevent , and conserve

protect
محافظت: (1) نگه داشتن کسی یا چیز دیگری از آسیب، خسارت یا بیماری
to help the industry and trade of your own country by taxing or restricting foreign goods
کمک به صنعت و تجارت کشورمان با پرداخت مالیات و یا محدود کردن کالاهای خارجی.

preserve
حفظ: (1) برای نجات چیزی یا فردی از آسیب رساندن یا نابود کردن.
e.g., We must encourage the planting of new trees and preserve our existing woodlands
به عنوان مثال، ما باید کاشت درختان جدید را تقویت کنیم و چوب های موجود را حفظ کنیم
حفظ:(2) چیزی را بدون تغییر ادامه دهید.
e.g. Norma tried to preserve a normal family life in difficult circumstances
به عنوان مثال، نُرما سعی کرد زندگی عادی خانواده را در شرایط سخت حفظ کند
to store food for a long time after treating it so that it will not destroy
پس از سالم سازی (عمل آوری) غذا بصورتی میشود که برای نگهداری در مدت طولانی خراب نمیشود.

conserve
کنسرو، از صدمه محفوظ داشتن، کنسرو تهیه کردن، نگه داری کردن صرفه جویی : (1) برای محافظت از چیزی و جلوگیری از تغییر یا آسیب دیدن آن
e.g., We must conserve out wetlands for future generation
برای مثال، ما باید از تالاب ها برای نسل آینده حفاظت کنیم
to use as little water, energy etc as possible as that it is not wasted
systems designed to conserve energy ​
استفاده از سیستمهای طراحی شده ذخیره ی انرژی باعث کاهش مصرف و عدم اتلاف آب و انرژی و .... میشود.

prevent
باز داشتن، جلو گیری کردن، مانع شدن، منع کردن، ممانعت کردن، پیش گیری کردن...................
No one
پافشاری کردن
Persistمترادف
Shadow
پیمان۰۲۱ & no one دل بندانم اون persevere هس که میشه “پشتکار داشتن” یا “پافشاری کردن”.
Hooman Mirahmadi
سالم نگه داشتن
مهرشاد
بی‌آسیب داشتن، کم‌آسیب داشتن، ایمن داشتن، زنده داشتن، حفظ کردن

می‌بایست برای این مفهوم فعل �هانداشتن� را بکار برد که به معنی �کامل نگاه داشتن� است، از پیشوندِ �هان؛ کاملاً، باهمدیگر، کنار همدیگر� و فعل �داشتن؛ نگاه داشتن�

در بیشتر موردها می‌توان با �بی‌آسیب داشتن� ترجمه کرد.

1. He was anxious to preserve his reputation.
دل‌آشفته بود که نام‌آوازه‌اش را بی‌آسیب دارد

2. olives preserved in brine
زیتونهای بی‌آسیب‌داشته در آب‌نمک

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی preserve
کلمه : preserve
املای فارسی : پرسرو
اشتباه تایپی : حقثسثقرث
عکس preserve : در گوگل

آیا معنی preserve مناسب بود ؟           ( امتیاز : 97% )