انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی فارسی به انگلیسی انگلیسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات کلمات اختصاری لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

96 951 100 1

primer

تلفظ primer
تلفظ primer به آمریکایی/ˈpraɪmər/ تلفظ primer به انگلیسی/ˈpraɪmə/

معنی: کتاب الفباء، فشنگ، چاشنی، بتونه، مبادی اولیه
معانی دیگر: (کلاس اول) کتاب الفبا، کتاب قرائت، کتاب نوآموز، (اسلحه و بمب و غیره) چاشنی، وابسته بدوران بشر اولیه، باستانی، ابتدایی

بررسی کلمه primer

اسم ( noun )
• : تعریف: a book that teaches basic principles, esp. a children's textbook that teaches reading.
اسم ( noun )
(1) تعریف: one that primes.

(2) تعریف: a paint, oil, or other substance used to prepare a surface for painting.

(3) تعریف: a cap or other small vessel filled with an explosive and used to ignite the powder of a gun or mine.

واژه primer در جمله های نمونه

1. I borrowed a primer of science from the library.
ترجمه کاربر [ترجمه نادر مدني] من كتاب الفباي علم را از كتابخانه قرض گرفتم
|

ترجمه کاربر [ترجمه باقر یلوه] من کتاب علوم پایه ای را از کتابخانه امانت گرفتم
|

ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]یک کتاب علمی از کتابخانه قرض گرفتم
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]من از کتابخانه علم را قرض گرفتم
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

2. The President doesn't need a primer on national security.
ترجمه کاربر [ترجمه نادر مدني] رئيس جمهورنيازي به كتاب الفباي امنيت علمي ندارد
|

ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]رئیس‌جمهور نیازی به یک پرایمر در امنیت ملی ندارد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]رئیس جمهور نیازی به پیشگیری از امنیت ملی ندارد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

3. It's best to use a coat of primer before the top coat.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]بهتر است قبل از پوشش فوقانی از یک کت استفاده کنید
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]بهترین استفاده از یک کت از آغازگر قبل از کت
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

4. For the primer I use gesso which I make myself form rabbit size and whiting.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]برای پرایمر، من از gesso استفاده می‌کنم که خودم را به شکل خرگوش و سفید شدن شکل می‌دهم
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]برای آغازگر من از gesso استفاده میکنم که خودم را به اندازه اندازه خرگوش و سفیدپوستان میگذارم
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

5. Grounds include traditional white lead primer, alkyd primer, acrylic primer, oil emulsion grounds and gesso.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]زمینه‌ها شامل مواد اولیه سفید سربی، پرایمر alkyd، پرایمر acrylic، زمین‌های امولسیون نفت و gesso هستند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]مواد اولیه شامل پودر سرب سفید سنتی، آغازگر آلکیدی، پرایمر اکریلیک، امولسیون های امولسیونی روغن و گوسو می باشد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

6. RNAs were precipitated and analyzed by primer extension as indicated below.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]RNA های، با بسط پرایمر در پایین، رسوب و آنالیز شدند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]RNA ها رسوب و تجزیه و تحلیل شده با استفاده از پرایمر به شرح زیر است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

7. But don't use it as a primer.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]اما از آن به عنوان یک پرایمر استفاده نکنید
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]اما از آن به عنوان آغازگر استفاده نکنید
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

8. A primer is used to teach a non-reading native speaker of a language to read his own language.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]از یک پرایمر برای آموزش یک گوینده بومی خواندن زبان برای خواندن زبان خودش استفاده می‌شود
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]یک پرایمر برای آموزش زبان مادری غیر خواندن از یک زبان برای خواندن زبان خود استفاده می شود
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

9. I then applied three thin coats of oil primer for my ground.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]سپس سه تن از primer روغن را برای my به کار بردم
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]پس از آن من سه کتهای نازک از روغن اولیه را برای زمین خودم استفاده کردم
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

10. As such it is a perfect primer for those only discovering her ebullient vocal mastery.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]از آنجا که این کتاب یک پرایمر عالی برای کسانی است که تنها تسلط بر پرشور و پرشور او را کشف می‌کنند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]به همین ترتیب، آن را یک پرایمر کامل برای کسانی که تنها کشف تسلط آواز خواندن خود را
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

11. Clinique, though, say their new Electric Shave Primer is just the job.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]با این حال، Clinique می‌گویند که Shave new برقی جدید آن‌ها فقط شغل است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]Clinique، با این حال، می گویند جدید خود را شروع الکتریکی اصلاح فقط کار است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

12. The book is a primer on these subjects.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]این کتاب، یک کتاب ابتدایی برای این موضوعات است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]این کتاب مقدمه ای بر این موضوعات است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

13. Paint the bare wood with a primer.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]چوب‌های لخت را با یک سری سبک نقاشی کن
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]چوب لخت را با یک آغازگر رنگ کنید
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

14. To prevent this, use a recommended primer before the radiator paint is applied.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]برای جلوگیری از این کار، قبل از اعمال رنگ رادیاتور، از یک پرایمر انتخابی استفاده کنید
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]برای جلوگیری از این، قبل از استفاده از رنگ رادیاتور از یک آغازگر توصیه شده استفاده کنید
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

مترادف primer

کتاب الفباء (اسم)
abecedarium , primer
فشنگ (اسم)
primer , cartridge , ball cartridge
چاشنی (اسم)
primer , relish , flavor , embellishment , dressing , sauce , condiment , stuffing , seasoning , detonator , flavoring , garniture , salmagundi
بتونه (اسم)
primer , putty , filler , gesso
مبادی اولیه (اسم)
primer

معنی عبارات مرتبط با primer به فارسی

(چاپ) حروف درشت چاپی (18 پوئن) که در قدیم به ویژه برای چاپ انجیل به کار می رفت

معنی primer در دیکشنری تخصصی

primer
[شیمی] آستر
[عمران و معماری] آستری - پوشش اولیه
[زمین شناسی] پرایمر،چاشنی،فشنگ فعال - پرایمرچاشنی تقویت شده است یانوعی ماده منفجره قوی است که مسلح به چاشنی می باشدوبجای چاشنی درچال کارگذاشتهمی شود وپس ازاعمال تحریک ،چاشنی منفجرشده وموجب انفجارپرایمر می شود .انفجارپرایمر موجب انفجارخرج چال می گردد.
[نساجی] آستر
[پلیمر] اولیه، پرایمر، اَستر
[زمین شناسی] یک بسته یا گلوله از مواد منفجره که به طور خاص برای انتقال انفجار به مواد منفجره دیگر و همچنین به مناطقی که مواد قابل انفجار ندارد ، طراحی می شود
[معدن] لول فعال (آتشباری)
[سینما] ماشین محرک
[پلیمر] استر بازدارنده، بازدارنده اولیه

معنی کلمه primer به انگلیسی

primer
• study book for teaching fundamental concepts and skill; cap or other object used to detonate explosives
• primer is a type of paint that is put onto wood in order to prepare it for the main layer of paint.
• a primer is a book containing basic facts about a subject, which is used by someone who is beginning to study that subject.
primer paint
• type of paint used as a base for other paints, base paint
primer pump
• pump used to empty out contents from a container
long primer
• 12-point type (printed letters), typographical measure equal 12 points

primer را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Google Plus Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران درباره معنی primer

علی حسنی ٠٧:٣٨ - ١٣٩٦/١١/٠٢
اولین لایه رنگ . ضدزنگ
|

علی مهندس ٠٧:٥٣ - ١٣٩٦/١١/٠٣
کتاب های آموزش مقدماتی خواندن
|

ebitaheri@gmail.com ١٣:٠٧ - ١٣٩٧/٠٣/٣٠
پیش‌رنگ
|

مرتضی جلیلی کهنه شهری ٢٣:٠٥ - ١٣٩٧/١١/٢٦
لایه نازک قیری (جهت حفاظت از زنگ لوله های فولادی)
|

پیشنهاد شما درباره معنی primer



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی primer
کلمه : primer
املای فارسی : پرایمر
اشتباه تایپی : حقهئثق
عکس primer : در گوگل


آیا معنی primer مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 96% )