انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه
جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی انگلیسی به انگلیسی کلمات اختصاری فارسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

95 1063 100 1

programmatic

تلفظ programmatic
تلفظ programmatic به آمریکایی/ˌproʊɡrəˈmætɪk/ تلفظ programmatic به انگلیسی/ˌprəʊɡrəˈmætɪk/

معنی: برنامهای، وابسته به پروگرام
معانی دیگر: وابسته به موسیقی همراه صحنه و عملیات (در فیلمبرداری و غیره)، وابسته به برنامه ریزی

بررسی کلمه programmatic

صفت ( adjective )
مشتقات: programmatically (adv.)
• : تعریف: advocating or adhering to a specific aim or policy.

- a programmatic novel
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] یک رمان برنامه‌ای
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل] یک رمان برنامه ریزی شده
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

واژه programmatic در جمله های نمونه

1. He gave up on programmatic politics and turned his back on public life.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]او به سیاست‌های برنامه‌ای دست زد و پشتش را به زندگی عمومی برگرداند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]او سیاستهای برنامهریزی را کنار گذاشت و پشت خود را به زندگی عمومی تبدیل کرد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

2. We reaffirmed that programmatic view in 1963 and continue to reaffirm it today.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]ما این دیدگاه برنامه‌ای را در سال ۱۹۶۳ دوباره مورد تاکید قرار دادیم و به تجدید نظر آن در امروز ادامه می‌دهیم
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]ما این دیدگاه برنامه را در سال 1963 مجددا تأیید کردیم و همچنان به آن تاکید میکنیم
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

3. WPF supports programmatic access to several different tree structures of objects.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]WPF از دسترسی برنامه‌ای به چندین ساختار درختی مختلف از اشیا پشتیبانی می‌کند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]WPF از دسترسی برنامه به چندین ساختار درخت اشیا پشتیبانی می کند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

4. The presenter, Mr. TangYongLi programmatic text repeated the vocabulary of "Relief" or "embossment pattern" modelling, causing the formulation of relevant theories about our problems.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]مجری برنامه، آقای TangYongLi، دایره لغات \"آسودگی\" یا \"الگوی embossment\" را تکرار کرد و باعث ایجاد نظریه‌های مرتبط در مورد مشکلات ما شد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]متن برنامه نویس آقای TangYongLi، واژگان 'امداد' یا 'الگوسازی embossment pattern' را تکرار کرد، و باعث ساخت فرمول نظریات مربوط به مشکلات ما شد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

5. In most cases, programmatic transactions are required in the client layer, meaning that you must programmatically obtain a transaction manager and code the begin, commit, and rollback logic.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]در اغلب موارد، تراکنش های برنامه‌ای در لایه مشتری مورد نیاز است، به این معنی که شما باید یک مدیر تراکنش و کد شروع، متعهد، و rollback rollback را به دست آورید
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]در اغلب موارد، معاملات برنامه ای در لایه مشتری مورد نیاز است، به این معنی که شما باید به صورت برنامه نویسی یک مدیر تراکنش را بدست آورید و ابتدا منطبق، متعهد و لغو کد را کد کنید
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

6. The music is descriptive rather than programmatic.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]موسیقی به جای برنامه‌ای توصیفی است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]موسیقی به جای برنامه درسی توصیفی است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

7. Be sure this page is usable when programmatic objects are not supported.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]اطمینان حاصل کنید که این صفحه زمانی قابل‌استفاده نیست که اهداف برنامه‌ای پشتیبانی نمی‌شوند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]اطمینان حاصل کنید که این صفحه قابل استفاده است زمانی که اشیاء برنامه پشتیبانی نمی شوند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

8. Typically you need to use programmatic transactions in the client layer.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]به طور معمول شما باید از تراکنش های برنامه‌ای در لایه مشتری استفاده کنید
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]به طور معمول شما باید از معاملات برنامه در لایه مشتری استفاده کنید
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

9. Logging with programmatic access . EmailAgent 0 logs success and failure results into an ASCII file that can be accessed both manually and programmatically.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]ورود با دسترسی برنامه‌ای موفقیت log صفر موفقیت و شکست منجر به یک فایل ASCII می‌شود که هم به صورت دستی و هم با برنامه قابل‌دستیابی است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]ورود با دسترسی برنامه EmailAgent 0 ورود و خروج نتایج موفقیت و شکست را به یک فایل ASCII است که می تواند به صورت دستی و نرمتی قابل دسترسی است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

10. The WebPartManager control also provides a programmatic interface, making it possible to switch the Web Part Page between browse, design, and edit display modes.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]کنترل WebPartManager همچنین یک رابط برنامه‌ای فراهم می‌کند که این امکان را فراهم می‌آورد تا صفحه وب قسمت بین مرور، طراحی، و ویرایش حالت‌های نمایش را تغییر دهد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]کنترل WebPartManager همچنین رابط کاربری برنامه ای را فراهم می کند که امکان تغییر صفحه وب را بین مرور، طراحی و ویرایش حالت های نمایش می دهد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

11. Programmatic, guidance system can not be missing.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]Programmatic، سیستم راهنمایی را نمی توان از دست داد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]برنامه ریزی، سیستم هدایت را نمی توان از دست داد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

12. This could not have happened under the old programmatic approach, says Ms Rodin.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]خانم Rodin می‌گوید این اتفاق تحت رویکرد برنامه‌ای قدیمی رخ نداده است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]خانم رودین می گوید این نمی تواند تحت رویکرد برنامه های قدیمی اتفاق بیفتد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

13. Using programmatic emulation is useful if you are tired of entering values or even picking values from the data pool every time a component is emulated.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]استفاده از emulation برنامه‌ای مفید است اگر شما از ورود به ارزش‌ها و یا حتی انتخاب مقادیر از استخر داده‌ها هر زمانی که یک جز با آن تقلید می‌شود، استفاده کنید
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]با استفاده از شبیه سازی برنامه مفید است اگر شما از ورود به مقادیر و یا حتی جمع آوری مقادیر از استخر داده هر بار که یک کامپوننت شبیه سازی خسته شده است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

14. Verify that programmatic elements are accessible using assistive technology.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]تایید کنید که عناصر برنامه‌ای با استفاده از فن‌آوری کمکی در دسترس هستند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]تأیید کنید که عناصر برنامه نویسی با استفاده از تکنولوژی کمک در دسترس هستند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

15. Programmatic approach -- A specific parser program is written to parse each message format.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]روش Programmatic - - یک برنامه parser خاص برای تجزیه هر فرمت پیام نوشته شده‌است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]رویکرد برنامه نویسی - یک برنامه تجزیه کننده خاص برای تجزیه هر فرمت پیام نوشته شده است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

مترادف programmatic

برنامهای (صفت)
programmatic
وابسته به پروگرام (صفت)
programmatic

معنی کلمه programmatic به انگلیسی

programmatic
• pertaining to a program, pertaining to a plan or scheme

programmatic را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Twitter LinkedIn

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

سانیا > سانیا
رحیم > ارسام
اسماعیل بخشی > hole in the wall
امین جهانگرد > spangle
مهرآذین > مهرآذین
DORSA > درسا
fw.jj > at
سکوت > Take off

نگارش واژه نو   |   پیشنهادهای امروز

توضیحات دیگر

معنی programmatic
کلمه : programmatic
املای فارسی : پرگرممتیک
اشتباه تایپی : حقخلقشئئشفهز
عکس programmatic : در گوگل


آیا معنی programmatic مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 95% )