انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی فارسی به انگلیسی انگلیسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات کلمات اختصاری لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

95 891 100 1

بررسی کلمه promotion

اسم ( noun )
مشتقات: promotional (adj.), promotionally (adv.)
(1) تعریف: a raise to a higher rank or position.
مترادف: advance, advancement, preferment
متضاد: demotion
مشابه: accession, ascent, elevation, progress, raise, rise

(2) تعریف: active support or encouragement.
مترادف: encouragement, furtherance
مشابه: advancement, advocacy, assistance, backing, boosting, help, support

(3) تعریف: the act of promoting or the state of being promoted.
مشابه: advance

(4) تعریف: materials or methods used for advertising; publicity.
مترادف: advertisement, publicity
مشابه: backing, hype, publication

واژه promotion در جمله های نمونه

1. his promotion was a fix
ترجمه ارتقای رتبه‌ی او با نادرستی انجام شد.

2. the promotion of a new stock company
ترجمه تبلیغ برای یک شرکت سهامی جدید

3. captain javadi's promotion was delayed for two years
ترجمه ترفیع سروان جوادی دو سال به تعویق افتاد.

4. levels of promotion
ترجمه مدارج ترفیع

5. to rate a promotion
ترجمه استحقاق ترفیع داشتن

6. he is ineligible for promotion
ترجمه او حایز شرایط لازم برای ترفیع نیست.

7. he was given a promotion and a salary adjustment of nine percent
ترجمه به او ترفیع دادند و حقوقش را به میزان نه درصد تعدیل کردند.

8. he is not worthy of promotion
ترجمه او استحقاق ترفیع را ندارد.

9. he may have queered his own promotion
ترجمه ممکن است که ترفیع خود را به مخاطره انداخته باشد.

10. a serious illness ruined his chances of promotion
ترجمه یک بیماری سخت شانس ارتقای رتبه‌ی او را از میان برد.

11. If they want promotion, United have got to pull their socks up.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]اگر آن‌ها بخواهند ترفیع بگیرند، ایالات‌متحده باید جوراب‌های خود را بالا بکشد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]اگر آنها به ارتقاء نیاز داشته باشند، باید جوراب های خود را بالا ببرند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

12. I have every confidence in his promotion.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]من به ترفیع او اعتماد کامل دارم
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]من اعتماد به نفس او را در ارتقاء خود دارم
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

13. She won her promotion by deceit.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]او به خاطر فریب دادن ترفیع او برنده شد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]او فریب ارتقاء او را به دست آورد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

14. It's just not realistic to expect a promotion so soon.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]پیش‌بینی اینکه به زودی ترفیع پیدا کنید، واقع گرایانه نیست
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]فقط به زودی انتظار چنین تبلیغی را نداریم
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

15. Kelly's promotion means more money and more responsibility.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]ترفیع کلی به معنای پول بیشتر و مسیولیت بیشتر است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]ارتقاء کلی به معنای پول بیشتر و مسئولیت بیشتر است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

16. The new job is a promotion for him.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]این شغل جدید برای او یک تبلیغ است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]شغل جدید ارتقاء اوست
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

17. If you really want the promotion, you'll have to be more assertive.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]اگر واقعا ترفیع بگیری، باید بیشتر بااعتماد به نفس باشی
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]اگر واقعا میخواهید ارتقاء دهید، باید بیشتر قاطع باشید
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

18. His promotion to manager was a popular appointment.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]ترفیع او به سمت مدیر یک قرار ملاقات محبوب بود
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]ارتقاء او به مدیر یک قرار ملاقات محبوب بود
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

19. Promotion will mean that I'm immediately above him in rank.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]Promotion به این معنی خواهد بود که من بلافاصله از او بالاتر هستم
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]ارتقاء به این معناست که من بلافاصله بالاتر از او در رتبه است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

20. She claimed she was repeatedly passed over for promotion.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]او ادعا کرد که بارها به خاطر ترفیع مقام خود را از دست داده‌است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]او ادعا کرد که بارها و بارها برای ارتقاء داده شده است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

مترادف promotion

پیشرفت (اسم)
advance , accession , progress , improvement , development , progression , growth , proceeding , advancement , rise , promotion , lift , furtherance , headway
ترقی (اسم)
increase , progress , development , increment , growth , ascent , success , boost , advancement , rise , promotion , lift , pickup , jump , procession
ترویج (اسم)
advancement , promotion , propagation , promulgation , cultivation , fomentation , promulgator
ترفیع (اسم)
raise , advancement , promotion , upgrade , elevation , lift , preference , mount , elation , preferment
جلو اندازی (اسم)
promotion

معنی عبارات مرتبط با promotion به فارسی

ترویج فروش، فعالیت برای افزایش فروش، فروش افزایی، تبلیغ فروش

معنی کلمه promotion به انگلیسی

promotion
• advancement, furthering, encouragement; initiative, enterprise; aid, assistance; queening, exchange of a pawn for a queen (chess)
• the promotion of a product is the way a firm tries to increase its sales or popularity, often by advertising.
• if you are given promotion in your job, you are given more important things to do and you are paid more money.
obtain promotion
• receive a promotion, be given a professional advancement
sales promotion
• public relations and/or advertisements which encourage the purchase of a product
scramble for promotion
• make an effort to receive a promotion

promotion را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Google Plus Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران درباره معنی promotion

Erfan_Z_A_D ٢٠:٥٠ - ١٣٩٦/٠٤/١٦
فِشُردِه سازی
|

F.A80 ١٤:٥١ - ١٣٩٦/٠٧/١٨
رسیدن به جایگاه بالا درشغل
|

ebitaheri@gmail.com ١٠:١٢ - ١٣٩٧/٠٦/٢١
به نمایش‌گذاری ، برجسته‌سازی ، برجسته‌نمایی

پیش‌بَری ، پیش‌رانی ، پیش‌اندازی

|

صالحی ٢١:٢٢ - ١٣٩٧/٠٦/٢٩
ایجاد ـ ترویج
|

نونا ٠٠:٢٣ - ١٣٩٧/٠٩/١٩
ارتقا شغلی
|

پیشنهاد شما درباره معنی promotion



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی promotion
کلمه : promotion
املای فارسی : پروموشن
اشتباه تایپی : حقخئخفهخد
عکس promotion : در گوگل


آیا معنی promotion مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 95% )