انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی فارسی به انگلیسی انگلیسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات کلمات اختصاری لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

98 954 100 1

pronominal

تلفظ pronominal
تلفظ pronominal به آمریکایی/proʊˈnɒmɪnl̩/ تلفظ pronominal به انگلیسی/prəʊˈnɒmɪnl̩/

معنی: ضمیری، وابسته به ضمیر، شبیه ضمیر
معانی دیگر: (دستور زبان) وابسته به ضمیر، جانامی

بررسی کلمه pronominal

صفت ( adjective )
مشتقات: pronominally (adv.)
• : تعریف: of, concerning, acting as, or derived from a pronoun.

- the pronominal adjective "my"
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] صفت \"من\" صفت \"من\"
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل] علامت مستعار 'من'
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

واژه pronominal در جمله های نمونه

1. The pronominal function of gender reflects a genuine, non-arbitrary distinction between male and female.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]عملکرد pronominal جنسیت، تمایز arbitrary و non بین مرد و زن را منعکس می‌کند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]عملکرد جنسی از جنسیت منعکس کننده یک تمایز واقعی و بدون اختیاری بین مرد و زن است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

2. Lyons suggests that this x retains a pronominal element, as well as containing an adverbial element similar to here.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]لیون پیشنهاد می‌کند که این x یک عنصر pronominal را حفظ کند، همچنین حاوی یک عنصر adverbial مشابه اینجا باشد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]Lyons نشان می دهد که این x دارای یک عنصر مستعار و همچنین حاوی عنصر حروف الفبا مشابه این است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

3. In these cases, pronominal reference is naturally plural, as with they, them, these, and so on.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]در این موارد، مرجع pronominal به طور طبیعی جمع است، همانند آن‌ها، آن‌ها، اینها، و غیره
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]در این موارد، مرجع محدوده به طور طبیعی چندگانه است، همانند آنها، آنها، اینها و غیره
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

4. Let's assume that proportions of full NP to pronominal subjects stays constant throughout development.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]فرض کنیم که نسبت‌های NP کامل به موضوعات pronominal در طول توسعه ثابت باقی می‌ماند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]بیایید فرض کنیم که نسبت NP کامل به اقلام حادثه ثابت در طول توسعه است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

5. This paper mainly discusses the third person pronominal anaphora.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]این مقاله به طور عمده در مورد شخص ثالث pronominal anaphora بحث می‌کند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]این مقاله به طور عمده در مورد Anaphora مستعار سوم شخص بحث می کند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

6. The English and Chinese unmarked personal anaphora are pronominal anaphora and zero anaphora respectively.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]The های شخصی بدون علامت انگلیسی و چینی به ترتیب pronominal anaphora و صفر anaphora هستند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]Anaphora شخصی انگلیسی و چینی غیر علامت گذاری شده آناپورا و Anaphora صفر است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

7. Pronominal anaphora is one kind of anaphora.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]pronominal anaphora یک نوع of
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]Anaphora یونانی یک نوع آناپورا است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

8. This continuum stretches from full repetition at one end of the scale to pronominal reference at the other.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]این پیوستار از تکرار کامل در یک انتهای مقیاس تا مرجع pronominal در طرف دیگر امتداد دارد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]این پیوستار از تکرار کامل در یک انتهای مقیاس به مرجع مستعمره به سوی دیگر گسترش می یابد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

9. This line of reasoning is intended to provide a means for felicitous plural and singular pronominal reference under appropriate circumstances.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]این خط از استدلال به منظور فراهم آوردن ابزاری برای مرجع عمومی و مرجع متمایز در شرایط مناسب می‌باشد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]این خط از استدلال در نظر گرفته شده است برای ارائه وسیله ای برای دلایل جمع و مرجع انحصاری مستقل در شرایط مناسب است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

10. The following text illustrates the kind of problem that the pronominal function of gender can pose in translation.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]متن زیر این نوع مشکل را نشان می‌دهد که تابع pronominal جنسیت می‌تواند در ترجمه ژست بگیرد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]متن زیر نشانگر نوع مشکلی است که عملکرد تابع جنسیت در ترجمه می تواند باشد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

11. "Female fist hand " become for a time " cruel " pronominal.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]\"دست مشت زن\" برای مدتی \"ظالمانه\" تبدیل می‌شود
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]'دست مشت دست' تبدیل به یک زمان 'بی رحمانه' مستعار
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

12. By around age three, George has ceased using null subjects, and has the following proportions for overt subject use: he uses full NP subjects 25% of the time, and pronominal subjects 75% of the time.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]در حدود سه‌سالگی، جورج از استفاده از موضوعات پوچ دست برداشت و نسبت زیر را برای استفاده آشکار مورد استفاده قرار داد: او از موضوعات NP کامل ۲۵ % زمان استفاده می‌کند و pronominal % از زمان را مورد استفاده قرار می‌دهد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]در حدود سه سالگی، جورج از استفاده از سوژه های خالی متوقف شده است و نسبت های ذیل را برای استفاده از سوژه واجد شرایط دارد او از 25٪ کامل از افراد NP استفاده می کند و 75٪ از افراد زمان محلی را تشکیل می دهد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

13. The left dislocation construction refers to a syntactic structure in which a constituent is moved to the beginning of a sentence and the original position is usually marked by a pronominal element.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]ساختار نابجایی چپ به یک ساختار نحوی اشاره دارد که در آن یک جز به ابتدای یک جمله منتقل می‌شود و موقعیت اصلی معمولا با یک عنصر pronominal مشخص می‌شود
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]ساختار جابجایی سمت چپ به یک ساختار نحوی اشاره دارد که در آن یک مولفه به ابتدای یک جمله منتقل می شود و موقعیت اصلی معمولا با عنصر نشانه گذاری مشخص می شود
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

14. The rule of the distribution of the nominal and pronominal anaphora based on the Rhetorical Structure Theory is employed in this paper to analyze the texts from FIDIC Contract Conditions.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]قاعده توزیع of اسمی و اسمی بر مبنای تیوری ساختار rhetorical در این مقاله به منظور تجزیه و تحلیل متون از شرایط قرارداد fidic بکار گرفته شده‌است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]قاعده توزیع Anaphora اسمی و عددی بر اساس نظریه ساختار افکار است که در این مقاله برای تجزیه و تحلیل متون از شرایط قرارداد FIDIC استفاده می شود
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

مترادف pronominal

ضمیری (صفت)
pronominal
وابسته به ضمیر (صفت)
pronominal
شبیه ضمیر (صفت)
pronominal

معنی عبارات مرتبط با pronominal به فارسی

صفت مبهم، صفتی که اگر موصوف انرا بیندازند ضمیر میشوند

معنی کلمه pronominal به انگلیسی

pronominal
• acting as a pronoun, of a pronoun (grammar)
• pronominal means relating to a pronoun.
pronominal suffix
• letter added to a verb and indicates the case of the verb (grammar)

pronominal را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Google Plus Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران درباره معنی pronominal

حسن امامی ٢٢:٤١ - ١٣٩٧/٠٩/١٩
ضمیری
|

پیشنهاد شما درباره معنی pronominal



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی pronominal
کلمه : pronominal
املای فارسی : پرنمینل
اشتباه تایپی : حقخدخئهدشم
عکس pronominal : در گوگل


آیا معنی pronominal مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 98% )