انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی فارسی به انگلیسی انگلیسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات کلمات اختصاری لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

97 893 100 1

بررسی کلمه providential

صفت ( adjective )
مشتقات: providentially (adv.)
• : تعریف: of, relating to, or seeming to result from divine guidance or intervention; fortunate or lucky.
مترادف: fortunate, happy, lucky
مشابه: auspicious, blessed, fatal, fortuitous, opportune, propitious, prosperous, timely

- a providential encounter
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] یک برخورد الهی،
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل] مواجهه موقت
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

واژه providential در جمله های نمونه

1. it was providential that at the time of the earthquake we were in the courtyard
ترجمه خدایی شد که هنگام زلزله در حیاط بودیم.

2. He explained the yellow fever epidemic as a providential act to discourage urban growth.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]او اپیدمی تب زرد را به عنوان یک عمل الهی برای دلسرد کردن رشد شهری توضیح داد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]وی اپیدمی تب زرد را به عنوان یک اقدام موقت برای جلوگیری از رشد شهرها توضیح داد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

3. A providential wind carried the raft to the shore.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]بادی providential قایق را به ساحل می‌برد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]باد هوشیار، قایق را به ساحل حمل می کرد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

4. Their departure just before the floods was providential.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]عزیمت آن‌ها در برابر سیل مشیت الهی بود
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]خروج آنها دقیقا قبل از سیل بود
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

5. The announcement seems providential at a time when good news is in short supply.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]این خبر در زمانی که خبر خوب در عرضه کم است، به نظر مساعد می‌رسد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]اعلامیه به نظر می رسد در زمانی که خبر خوب عرضه کم است، به نظر می رسد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

6. Nevertheless, Freud did detect a providential, protective element in the superego.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]با این وجود، فروید یک عنصر محافظ و محافظ را در ابرمن تشخیص داد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]با این وجود، فروید یک عنصر حفاظتی را در superego تشخیص داد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

7. Thanks to that providential snowstorm the attack had been repulsed.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]به لطف آن طوفان الهی، حمله دفع شد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]با تشکر از این حوادث برف و باران، این حمله منهدم شده است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

8. To Robyn, it seemed a providential opportunity to make another - this time decisive - break with Charles.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]فکر کردن به این که این بار فرصت خوبی برای رسیدن به چارلز داشته باشد، این فرصت خیلی خوبی به نظر می‌رسید
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]برای رابین، به نظر می رسید یک فرصت providential برای ایجاد دیگری - این بار قاطع - شکسته با چارلز
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

9. There was, however, a drawback to this providential escape, which he realized as he walked up the hall.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]با این حال، مانعی در راه فرار خداوند وجود داشت که متوجه شد که در تالار قدم می‌زند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]با این حال، یک نقطه ضعف برای این فرار محفوظ بود، که او متوجه شد که او به سمت سالن راه می رفت
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

10. This was providential rest and shelter until the moon rose.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]این مشیت الهی بود تا وقتی که ماه از خواب بیدار شد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]این بود بقیه وسائل و پناهگاه تا زمانی که ماه افزایش یافت
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

11. Christians confess the lordship and the providential care of God over the world.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]مسیحیان به اربابی اعتراف می‌کنند و خداوند از خداوند بر جهان مراقبت می‌کند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]مسیحیان از خداوند و مراقبت حمایتی از خدا در سراسر جهان اعتراف می کنند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

12. Their departure just before the floods providential.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]عزیمت آن‌ها قبل از سیل مشیت الهی بود
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]خروج آنها درست قبل از سیل وقف شده است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

13. It'struck her as providential that she should be the instrument of his initiation.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]به نظرش چنین رسید که او باید وسیله‌ای برای این کار باشد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]او را به عنوان محرمانه توصیف کنید که او باید ابزار آغازش باشد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

14. Providential: This disposition of likelihood and individual is concerned.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]providential: این وضعیت احتمال و فردی نگران است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]مواجهه با این موقعیت احتمال و فردی مربوط می شود
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

15. The pistols were loaded so our escape is indeed providential.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]این تپانچه چنان پر بود که راه فرار ما در واقع مشیت الهی است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]اسلحه ها بارگیری شده اند، بنابراین فرار ما حقیقتا محفوظ است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

مترادف providential

خوشبخت (صفت)
happy , blessed , blest , lucky , fortunate , prosperous , providential
مال اندیش (صفت)
circumspect , farseeing , provident , providential , long-headed
صرفه جو (صفت)
parsimonious , frugal , inexpensive , provident , providential , thrifty , sparing , penny-wise
مشیتی (صفت)
provident , providential
اینده نگر (صفت)
provident , providential

معنی کلمه providential به انگلیسی

providential
• of divine supervision or protection; fortunate, lucky
• an event that is providential is lucky; a formal word.

providential را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Google Plus Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران درباره معنی providential

مهرداد شریف ٠٣:١٤ - ١٣٩٧/٠٣/٢٧
شانسی
از روی بخت و اقبال
نیک بختانه
|

فرهاد سليمان‌نژاد ١٩:٢٢ - ١٣٩٧/٠٧/٠٣
مشيت‌انگارانه، تقديرباورانه، سرنوشت‌باورانه
|

فرهاد سليمان‌نژاد ١٩:٢٧ - ١٣٩٧/٠٧/٠٣
تقديرباورانه
|

فرهاد سليمان‌نژاد ٠١:٠٥ - ١٣٩٧/٠٧/٠٤
مقدر
|

پیشنهاد شما درباره معنی providential



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی providential
کلمه : providential
املای فارسی : پرویدنتیل
اشتباه تایپی : حقخرهیثدفهشم
عکس providential : در گوگل


آیا معنی providential مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 97% )