انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه
جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی انگلیسی به انگلیسی کلمات اختصاری فارسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

96 1068 100 1

pull out

تلفظ pull out
تلفظ pull out به آمریکایی/ˈpʊlˈaʊt/ تلفظ pull out به انگلیسی/pʊlaʊt/

معنی: ترک کردن، عازم شدن، بیرون آمدن
معانی دیگر: 1- رفتن، عزیمت کردن، راهی شدن 2- عقب نشینی کردن 3- زیر قول یا قرارداد (و غیره) زدن، بیرون امدن

بررسی کلمه pull out

عبارت ( phrase )
• : تعریف: to stop participation in a situation or obligation.
مشابه: withdraw

- The business was failing so my partner pulled out.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] کار و کاسبی شکست خورد، بنابراین هم‌کار من بیرون رفت
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل] کسب و کار ناکام بود، بنابراین شریک من خارج شد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

واژه pull out در جمله های نمونه

1. Carefully pull out the centre pages.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]با دقت صفحات میانی را بیرون بکشید
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]با دقت کشیدن صفحات مرکز
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

2. For some inexplicable reason, the investors decided to pull out.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]به دلایل نامعلومی، سرمایه گذاران تصمیم به کناره‌گیری گرفتند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]برای برخی از دلایل غیر قابل توضیح، سرمایه گذاران تصمیم به خارج شدن از
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

3. Suddenly all the men pull out pistols and begin blasting away.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]ناگهان همه سربازان pistols را بیرون کشیدند و شروع به تیراندازی کردند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]ناگهان همه مردان از تپانچه خارج می شوند و شروع به انفجار می کنند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

4. The circus is planning to pull out of the suburb park tomorrow morning.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]این سیرک قصد دارد فردا صبح از پارک حومه شهر بیرون بکشد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]سیرک در حال برنامه ریزی برای خروج از پارک حومه فردا صبح است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

5. Don't pull out! There's something coming.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]بیرون نیا! یه چیزی داره میاد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]بیرون بیایید چیزی وجود دارد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

6. A racing injury forced Stephen Roche to pull out.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]یکی از صدمات مسابقه، استفن روش را وادار به بیرون کشیدن کرد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]آسیب مسابقه استفان روچ را مجبور کرد تا بیرون برود
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

7. I don't think they are going to pull out of the deal at the last minute.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]فکر نمی‌کنم در آخرین لحظه از معامله فرار کنند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]من فکر نمی کنم آنها در آخرین لحظه از قرارداد خارج شوند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

8. The militia in Lebanon has agreed to pull out of Beirut.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]شبه نظامیان در لبنان توافق کرده‌اند که از بیروت بیرون بیایند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]شبه نظامیان در لبنان موافقت کرده اند که از بیروت بیرون بیایند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

9. He was about to pull out to overtake the guy in front of him.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]می‌خواست بیرون بکشد تا به طرف مقابل او برسد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]او در حال آماده شدن برای فرار از مرد در مقابل او بود
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

10. New Zealand police vowed yesterday to pull out all the stops to find the killer.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]پلیس نیوزیلند دیروز قول داد که تمام تلاش‌ها برای یافتن قاتل را انجام دهد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]پلیس نیوزیلند دیروز تأکید کرد که تمام تلاش خود را برای یافتن قاتل بیرون می کشد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

11. The train began to pull out of the station-then suddenly shuddered to a halt.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]قطار از ایستگاه خارج شد - سپس ناگهان متوقف شد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]قطار شروع به خروج از ایستگاه کرد و سپس به طور ناگهانی به توقف متوقف شد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

12. Don't forget to indicate before you pull out.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]یادت نره قبل از اینکه بیای بیرون، نشون بدی
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]فراموش نکنید قبل از اینکه بیرون بیایید نشان دهید
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

13. The World Bank should pull out of the project.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]بانک جهانی باید از این پروژه خارج شود
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]بانک جهانی باید از این پروژه خارج شود
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

14. They are trying to pull out of the agreement.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]آن‌ها می‌کوشند تا از این توافق خارج شوند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]آنها در حال تلاش برای خارج شدن از توافق هستند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

15. David had to pull out of the Championships when his horse went lame.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]وقتی اسبش چلاق شد، دیوید مجبور شد از ماشین بیرون بکشد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]دیوید مجبور شد که از مسابقات قهرمانی بیرون بیاید، وقتی که اسبش لنگ شد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

مترادف pull out

ترک کردن (فعل)
leave , expatriate , defect , abnegate , relinquish , give up , pull out , disuse , desert , evacuate , give over , throw over
عازم شدن (فعل)
leave , pull out , repair , depart , be off , set off , set forth , shove off , set forward , start out
بیرون آمدن (فعل)
pull out , issue , emerge , exude , extrude , transpire , emanate

معنی عبارات مرتبط با pull out به فارسی

معنی کلمه pull out به انگلیسی

pull out
• remove, tear out; abandon; exit, depart; abandonment, departure; detachable sheet
• the pull-out of a group of people such as an army is their departure from the area or country that they are in.
• a pull-out is a section of a magazine, usually in the middle, which you can remove easily and keep.
pull out a fish
• lure
pull out of
• leave, exit, abandon
pull out of a market
• withdraw from a market
pull out of the race
• withdraw from the race, stop competing in the race; withdraw one's candidacy (in an election)

pull out را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران

محمد خ1 ١٢:٣٠ - ١٣٩٦/٠٨/٣٠
بیرون کشیدن
|

Hamid ١٣:٥٩ - ١٣٩٦/١٠/٢٦
فائق آمدن بر مشکلات - پشت سر گذاشتن مشکلات Pull out the problems
|

فیض ١٦:٢٦ - ١٣٩٧/٠٥/١٩
انتخاب کردن
|

s ١٢:٢٧ - ١٣٩٧/٠٧/٠٢
بیرون زدن از لاین یا صف(ماشین ها یا ترافیک)
|

Elly ٢٣:٤٢ - ١٣٩٧/١٠/١٢
از لاینی به لاین دیگه رفتن در خیابان
|

حدیث ١٨:٠٣ - ١٣٩٧/١٠/٢١
بیرون کشیدن چیزی از زمین
|

مقداد سلمانپور ١٩:٢٢ - ١٣٩٧/١٢/٠٩
عازم شدن
انجام دادن
|

minaz ٢٢:٠٢ - ١٣٩٨/٠٤/١٤
اسم کسی رو از جعبه قرعه کشی بیرون آوردن
|

میثم علیزاده ٢١:١٥ - ١٣٩٨/٠٦/٣١
● وارد جاده شدن
●اقدام به سبقت کردن
● رفتن و ترک ایستگاه( در مورد قطار
●دست کشیدن
|

aaaaaa ١٦:٠٠ - ١٣٩٨/٠٧/٢٤
کشیدن چیزی
|

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

Aryan > Be afraid
کیومرث > که ویار
سعیده > pluralistic
امین > hypotenuse
که و یار > کهو
Kimiya > Fitting rome
سیدنیشابوری > broke the camels back
افسانه > دست مریزاد

نگارش واژه نو   |   پیشنهادهای امروز

توضیحات دیگر

معنی pull out
کلمه : pull out
املای فارسی : پول آوت
اشتباه تایپی : حعمم خعف
عکس pull out : در گوگل


آیا معنی pull out مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 96% )