برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
98 1321 100 1

put to shame


معنی: خجالت دادن
معانی دیگر: 1- خجلت زده کردن، شرمسار کردن، شرمگین کردن، کنف کردن، خیط کردن 2- سبقت گرفتن، برتری یافتن، پیشی جستن، خیلی بهتربودن (از)

بررسی کلمه put to shame

عبارت ( phrase )
(1) تعریف: to cause to feel ashamed; disgrace.
مترادف: abash, disgrace, dishonor, humiliate, mortify

- The revelations of the trial put the defendant to shame.
[ترجمه ترگمان] افشای این محاکمه، متهم را به شرم آورد
[ترجمه گوگل] آشکار شدن دادگاه متهم را به شرمساری وا می دارد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

(2) تعریف: to make (someone or something) appear inadequate by comparison.
مترادف: eclipse, outshine, overshadow

- Your delicious cooking puts mine to shame.
[ترجمه ترگمان] آشپزی خوش‌مزه تو باعث شرمندگی منه
[ترجمه گوگل] پخت و پز خوشمزه من را به شرم می اندازد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

مترادف put to shame

خجالت دادن (فعل)
abash , shame , embarrass , put to shame

معنی کلمه put to shame به انگلیسی

put to shame
• disgrace, cause embarrassment; surpass, excel, do better than -
was put to shame
• was embarrassed, was laid bare

put to shame را به اشتراک بگذارید

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی put to shame
کلمه : put to shame
املای فارسی : پوت تو سهام
اشتباه تایپی : حعف فخ ساشئث
عکس put to shame : در گوگل

آیا معنی put to shame مناسب بود ؟           ( امتیاز : 98% )