انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی فارسی به انگلیسی انگلیسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات کلمات اختصاری لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

97 953 100 1

putter

تلفظ putter
تلفظ putter به آمریکایی/ˈpətər/ تلفظ putter به انگلیسی/ˈpʌtə/

معنی: چوگان دسته کوتاه، ور رفتن، ول گشتن، مهمل گشتن
معانی دیگر: (شخص یا ابزار) گذارنده، قرار دهنده (رجوع شود به: put)، (بازی گلف)، چوگان فلزی (برای راندن گوی به سوراخ)، (معمولا با: around یا with یا along) ور رفتن، وقت تلف کردن، بازی گلف چوگان دسته کوتاه، معمولا باabout وaround ور رفتن

بررسی کلمه putter

فعل ناگذر ( intransitive verb )
حالات: putters, puttering, puttered
مشتقات: putteringly (adv.), putterer (n.)
• : تعریف: to move about or work randomly and with little effort.
اسم ( noun )
(1) تعریف: in golf, a short, flat-faced club that is used in putting.

(2) تعریف: one who putts or is putting.
اسم ( noun )
• : تعریف: someone or something that puts.

واژه putter در جمله های نمونه

1. She liked to putter in the kitchen.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]دوست داشت در آشپزخانه با چوب گلف بازی کند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]او به آشپزخانه خوش گذشت
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

2. He's a good putter.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]چوب گلف خوبیه
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]او دوسر خوب است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

3. He grabbed the putter from me and funneled all his temporary hatred for the game into effort and sank that twenty-footer.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]او the را از من گرفت و تمام نفرت موقت او را به خاطر بازی به انجام رساند و در طول بیست و یکم غرق شد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]او از من دستگیر شد و تمام تنفر موقت خود را برای بازی به کار گرفت و آن بیست پایی را غرق کرد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

4. A £1 95 investment in a Blackjack putter is the catalyst which has brought about a change in fortune for Davies.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]یک سرمایه‌گذاری ۹۵ میلیون‌پوندی در یک putter بلک جک، کاتالیزور است که باعث تغییر ثروت برای دیویس شده‌است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]سرمایه گذاری � 1 95 در بتلاک بلک هااک، کاتالیستی است که موجب تغییر در ثروت برای دیویس شده است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

5. Craig Stadler lost his putter on Thursday.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]کریگ وایت putter را در روز پنجشنبه از دست داد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]کریگ استدلر روز پنج شنبه خود را از دست داد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

6. My Ray Cook putter has me hitting 2-footers like Ray Charles.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]نام \"ری کوک My\" من را به ۲ - footers مانند ری چارلز ضربه می‌زند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]ریت کوک پرنده من، من 2 پاکت را مانند ری چارلز می بینم
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

7. They patented the Sam Torrance Putter and Sam signed a contract.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]آن‌ها به دنبال سم لر تور را گرفتند و سام قرارداد را امضا کرد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]آنها Sam Torrance Putter را اختراع کردند و سام قرارداد را امضا کردند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

8. Avoid grounding your putter head at address should there be any chance of the ball moving.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]اجتناب از سرخوردن سر دونده خود را در آدرس باید در صورت وجود هر شانس حرکت توپ
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

9. I reminded him about the putter and took possession of it in the car park.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]درباره چوگان به او یادآوری کردم و آن را در پارک اتومبیل برداشتم
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]من به او در مورد گوزن یادآور شدم و آن را در پارکینگ گرفتم
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

10. He accidentally snapped his putter in half during one tournament.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]او به طور تصادفی دوتاتر خود را در نیمه در یک مسابقه تکان داد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

11. I like to putter around in the garden.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] دوست دارم توی باغ بازی کنم
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]من دوست دارم در اطراف باغچه بچرخم
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

12. B: I like a putter that looks and feels good.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]ب: من یک putter را دوست دارم که ظاهر خوبی دارد و احساس خوبی دارد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]B من یک پرنده را دوست دارم که به نظر می رسد و احساس خوبی دارد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

13. So the basic training according to shot putter is more important.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]بنابراین تمرین پایه با توجه به putter از اهمیت بیشتری برخوردار است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]بنابراین آموزش پایه با توجه به شاتر شات مهم تر است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

14. The putter was hurled into a dusty corner of the attic.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]دسته چوگان به گوشه کثیفی از اتاق زیر شیروانی پرت شده بود
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]Putter به یک گوشه گرد و خاکی اتاق زیر شیروانی پرتاب شد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

15. I am interested in buying a new putter.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]من علاقه مند به خرید یک وانت جدید هستم
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

مترادف putter

چوگان دسته کوتاه (اسم)
putter
ور رفتن (فعل)
twiddle , toy , niggle , scamp , meddle , paddle , jauk , fribble , hang around , putter
ول گشتن (فعل)
traipse , hang around , putter , slosh
مهمل گشتن (فعل)
putter

معنی عبارات مرتبط با putter به فارسی

شرکت کننده در پرتاب وزنه، وزنه پران

معنی کلمه putter به انگلیسی

putter
• golf club with a narrow head used to make light strokes on the green
• dawdle, move about aimlessly
• a putter is a club used for hitting a golf ball when it has reached the green.
• when a boat or vehicle putters, its engine makes a slow throbbing sound as it moves.
• to putter also means the same as to potter about; used in american english.
shot putter
• athleter who competes in the sport of shot put
• a shot putter is an athlete who takes part in the shot put.

putter را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Google Plus Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران درباره معنی putter

فریماه رفیعی ١٥:٥٤ - ١٣٩٦/١١/٢٣
چوب گلف
|

پیشنهاد شما درباره معنی putter



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

توضیحات دیگر

معنی putter
کلمه : putter
املای فارسی : پوتر
اشتباه تایپی : حعففثق
عکس putter : در گوگل


آیا معنی putter مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 97% )