برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
96 1289 100 1

Reduction

/rəˈdəkʃn̩/ /rɪˈdʌkʃn̩/

معنی: کاهش، اختصار، تبدیل، تقلیل، تنزیل، احیا، ساده سازی، احاله
معانی دیگر: کاست، کاستگی، کم کرد (reduce)، هر چیز کوچکتر شده (مثلا عکس کوچک شده)، reductional اختصار

بررسی کلمه Reduction

اسم ( noun )
(1) تعریف: the act of reducing or state of being reduced.
متضاد: increase, magnification, raise
مشابه: abbreviation, abridgment, cut, decrease, loss, shrink

- Exercise and the reduction of saturated fat in the diet are two ways to improve health.
[ترجمه ترگمان] ورزش کردن و کاهش چربی اشباع‌شده در رژیم غذایی دو راه برای بهبود سلامت هستند
[ترجمه گوگل] ورزش و کاهش چربی اشباع در رژیم غذایی دو راه برای بهبود سلامت است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
- The reduction in prices has increased business this month.
[ترجمه ترگمان] کاهش قیمت‌ها در این ماه افزایش‌یافته است
[ترجمه گوگل] کاهش قیمت ها در ماه جاری افزایش یافته است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

(2) تعریف: the extent to which a thing is lessened or reduced.
متضاد: magnification
مشابه: cut, decrease, shrink

- The reduction in cost will be significant.
[ترجمه ترگمان] کاهش هزینه قابل‌توجه خواهد بود
[ترجمه گوگل] کاهش هزینه ها قابل توجه خواهد بود
[ترجمه شما] ...

واژه Reduction در جمله های نمونه

1. price reduction
کاهش قیمت

2. they made out a case for a reduction in atomic armaments
آنان در جانبداری از کاهش تسلیحات اتمی استدلال کردند.

3. i am ready to plump for any play for tax reduction
حاضرم از هر برنامه‌ی کاهش مالیاتی هواداری کنم.

4. The changes may result in a greater reduction in employee numbers than we had previously expected.
[ترجمه ترگمان]این تغییرات ممکن است منجر به کاهش بیشتر تعداد کارکنان نسبت به آنچه قبلا انتظار داشتیم باشد
[ترجمه گوگل]تغییرات ممکن است موجب کاهش بیشتر کارکنان در مقایسه با پیش بینی شده ما شود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. They cynically tried to trade off a reduction in the slaughter of dolphins against a resumption of commercial whaling.
[ترجمه ترگمان]با بدگمانی در تلاش بودند که کاهشی در کشتار of علیه ازسر گیری شکار نهنگ را کاهش دهند
[ترجمه گوگل]آنها به شدت سعی داشتند کاهش کشتار دلفین ها را در برابر نابودی تجاوز به فروش نهنگ ها کاهش دهند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. The reduction of crime levels is the centrepiece of the president's domestic policies.
...

مترادف Reduction

کاهش (اسم)
decrease , abatement , reduction , decline , decrement , diminution , disparagement , detraction , rebate , wastage , devaluation , downturn , subtraction
اختصار (اسم)
reduction , abbreviation , brevity , clipping , compendium , contraction , compression , abridgment , compend , briefness
تبدیل (اسم)
reduction , transmutation , alteration , conversion , transformation , commutation
تقلیل (اسم)
reduction , diminution , depletion , cutback
تنزیل (اسم)
decrease , reduction , interest
احیا (اسم)
reduction , revival , vivification , vigil , resurrection , reclamation , resuscitation
ساده سازی (اسم)
reduction , simplification
احاله (اسم)
reduction

معنی عبارات مرتبط با Reduction به فارسی

رجوع شود به: meiosis
داده کاهی، تقلیل داده ها
روانشناسى : کاهش سائق
(شیمی) اکسایش - کاهش، اکسیدگری - کاهشگری

معنی Reduction در دیکشنری تخصصی

reduction
[شیمی] کاهش
[سینما] کوچکنمایی (کاهش )
[عمران و معماری] کاهش - احیا - تقلیل
[کامپیوتر] کاهش
[برق و الکترونیک] کاهش ، تقلیل
[مهندسی گاز] کاهش ، تقلیل ، احیا ، احیاء کاتالیست
[زمین شناسی] کاهش، تقلیل - در زمین ریخت شناسی، کوتاه کردن یک سطح زمین توسط فرسایش. - در ژئوفیزیک، رجوع شود به gravity reduction.
[نساجی] احیاء کردن - احیاء سازی - کاهش - تقلیل
[ریاضیات] احیا، کسور، کسورات، تخفیف، کاستن، تحویل، کاهش، تقلیل، تبدیل، ساده کردن، کم کردن، تلخیص
[آمار] 1. فروکاهی 2. فروکاست 3. کاهش
[آب و خاک] کاهش
[ریاضیات] برهان خلف
[ریاضیات] روش برهان خلف
[نساجی] سفیدگری احیائی
[معدن] خلاصه کردن به کمک توری (نمونه برداری)
[معدن] خلاصه کردن به کمک تقسیم کننده (نمونه برداری)
[نساجی] شستشوی احیائی
[عمران و معماری] ضریب تقلیل
[عمران و معماری] ضریب کاهش - ضریب تقلیل
[ریاضیات] دستور تحویل
Reduction ...

معنی کلمه Reduction به انگلیسی

reduction
• act of decreasing, act of lessening, act of diminishing
• when there is a reduction in something, it is made smaller.
reduction ad absurdum
• proving something to be false by demonstrating its illogical outcome
reduction gear
• set of gears that lessens an input speed to a slower output speed
reduction in price
• act of making less expensive, lowering of prices
reduction in prices
• lowering of prices (discounts, sales, markdowns, etc.)
reduction in rank
• lowering a soldier's rank as a punishment imposed for a specific transgression
reduction of fractions
• expression of fractions in their simplest forms (mathematics)
reduction of the sentence
• sentence that has been made shorter, sentence that has been made less severe
capital reduction
• reduction of a business' equity
credit reduction
• decrease in the maximum amount of credit approved
fifty percent reduction
• reduced by half, decreased by half, fifty percent discount
price reduction
• act of reducing the selling price of goods
tariff reduction
• lessening the fee when bringing merchandise into a country

Reduction را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

سامان نصیری
جااندازی ( در دررفتگی ها)
فاضله
تنزل
Mohyosabo
کاهش
کوهیار عابدینی نسب
فروکاهش
تحویل به اجزا
Dictionary
(پزشکی) :جا اندازی استخوان
Faran
خفیف
کوتاه شده
ناهید دریسی
در علوم ورزشی: حرکت پایین آوردن لبه ی پایینی استخوان کتف، کاهش، افت.
Fatemeh Hassanpour
تقلیل گرا
علی معزی
فشرده سازي
محمد جواد
تغیرات تشکیلاتی در یک اداره یا سازمان. کاهش تعداد پرسونل.
Matin
کاهش، تقلیل
shiva_sisi‌
کاهش،کم شده

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی reduction
کلمه : reduction
املای فارسی : رداکشن
اشتباه تایپی : قثیعزفهخد
عکس reduction : در گوگل

آیا معنی Reduction مناسب بود ؟           ( امتیاز : 96% )