برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
97 1348 100 1

Refractory

/rəˈfræktəri/ /rɪˈfræktəri/

معنی: جسم نسوز، سرکش، سر سخت، گردن کش، مقاوم
معانی دیگر: (بیماری) مقاوم، سخت درمان، صعب العلاج، (قلب) تحرک ناپذیری، (انسان یا حیوان) نافرمان، چموش، رموک، کله شق، گردن شق، لجوج، خودرای، (فلز یا سنگ کانی) مقاوم در برابر حرارت، دیرگداز

بررسی کلمه Refractory

صفت ( adjective )
(1) تعریف: obstinately disobedient; difficult to control, as a child or animal.
متضاد: malleable
مشابه: contumacious, disobedient, lawless, mutinous, recalcitrant, wayward

- The parents of the refractory child were called in to speak with the principal.
[ترجمه ترگمان] پدر و مادر کودک refractory را برای صحبت با مدیر احضار کردند
[ترجمه گوگل] پدر و مادر فرزند نسبتی با مدرسه تماس گرفتند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

(2) تعریف: difficult to melt, bond, or shape, as heat-resistant metal.
متضاد: malleable

(3) تعریف: difficult to treat or remedy, as a disease.
مشابه: obstinate
اسم ( noun )
حالات: refractories
مشتقات: refractorily (adv.)
• : تعریف: a heat-resistant material, such as certain ceramics or furnace bricks.

واژه Refractory در جمله های نمونه

1. the refractory period of the heart
دوران تحرک ناپذیری قلب

2. Among the refractory materials found in the lunar samples are refractory compounds of uranium and thorium.
[ترجمه ترگمان]در میان مواد نسوز که در نمونه‌های قمری یافت می‌شود، ترکیبات refractory اورانیوم و توریوم هستند
[ترجمه گوگل]از جمله مواد نسوز موجود در نمونه های قمر ترکیبات نسوز اورانیوم و توریم است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. Augustine's world had still contained blocks refractory to the light of the gospel.
[ترجمه ترگمان]دنیای سنت‌آگوستین هنوز دارای موانعی بر سر راه نور بشارت مسیح بوده‌است
[ترجمه گوگل]جهان آگوستین هنوز دارای بلوک های مقاوم در برابر انجیل بود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. Poor hand hygiene by medical staff is particularly refractory to change and should be subject to constant observation and correction.
[ترجمه ترگمان]بهداشت دستی ضعیف توسط کارکنان پزشکی به خصوص برای تغییر مقاوم است و باید در معرض دید ثابت و اصلاح قرار گیرد
[ترجمه گوگل]بهداشت دهان و دندان توسط کارکنان پزشکی به ویژه در معرض تغییرات قرار می گیرد و باید به طور منظم بررسی و تصحیح شود
[ترجمه شما] ترجمه ...

مترادف Refractory

جسم نسوز (اسم)
refractory
سرکش (صفت)
wanton , randy , restive , stubborn , arrogant , rebellious , disobedient , indomitable , rebel , recalcitrant , turbulent , contumacious , froward , unyielding , insubordinate , refractory , indocile , malignant , hard-mouthed , irrepressible , inelastic , malcontent , rowdy
سر سخت (صفت)
headstrong , dogged , obstinate , tough , tenacious , vivid , vivacious , stubborn , recalcitrant , hardy , enduring , bull-headed , pigheaded , froward , die-hard , refractory , hard-bitten , hard-fought , incompliant , nine-lived , renitent , self-opinionated , stiff-necked , subsistent
گردن کش (صفت)
disobedient , turbulent , unyielding , insubordinate , refractory
مقاوم (صفت)
resistant , persistent , opposing , insistent , refractory , resisting , renitent

معنی Refractory در دیکشنری تخصصی

refractory
[عمران و معماری] نسوز - دیرگداز
[برق و الکترونیک] دیر گداز
[مهندسی گاز] دیرگداز ، نسوز
[زمین شناسی] دیرگداز، نسوز - الف) به کانه ای گویند که جداسازی اجزای ارزشمند از آن سخت یا گران است. ب) بطور فوق العاده ای مقاوم در برابر حرارت.
[نساجی] نسوز - ضد آتش
[عمران و معماری] آجر نسوز
[شیمی] سیمان نسوز
[شیمی] خاک نسوز
[زمین شناسی] رجوع شود به fireclay.
[شیمی] پوشش نسوز
[عمران و معماری] بتن نسوز
[شیمی] لعاب نسوز
[عمران و معماری] بتن عایقبندی نسوز
[شیمی] ماده دیرگداز ، ماده نسوز
[شیمی] فلز دیرگداز
[برق و الکترونیک] فلز دیر گداز
[عمران و معماری] ماده نسوز قلیایی - ماده نسوز بازی
...

معنی کلمه Refractory به انگلیسی

refractory
• stubborn, obstinate; resistant to usual treatments; difficult to fuse or process
• someone who is refractory is stubborn and very difficult to work with or control; a formal word.

Refractory را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

بهمن عنایتی کاریجانی
بنام خدا
با سلام، این واژه که در حوزه طب بکار میرود به معنی بیماری مقاوم به درمان میباشد. حال درمان دارویی ، یا سایر درمانها. با تشکر.

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی refractory
کلمه : refractory
املای فارسی : رفرکتری
اشتباه تایپی : قثبقشزفخقغ
عکس refractory : در گوگل

آیا معنی Refractory مناسب بود ؟           ( امتیاز : 97% )