انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه
جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی انگلیسی به انگلیسی کلمات اختصاری فارسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

97 1012 100 1

Rehabilitation

تلفظ rehabilitation
تلفظ rehabilitation به آمریکایی/ˌrihəˌbɪləˈteɪʃn̩/ تلفظ rehabilitation به انگلیسی/ˌriːəˌbɪlɪˈteɪʃn̩/

معنی: نوسازی، توانبخشی، نوتوانی، تجدید اسکان، احیای شهرت یا اعتبار

بررسی کلمه Rehabilitation

اسم ( noun )
• : تعریف: the act or rehabilitating or the condition of having been rehabilitated.

- They believe that a prison's goal should be rehabilitation and not just punishment.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] آن‌ها بر این باورند که هدف یک زندان باید بازسازی و نه فقط مجازات باشد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل] آنها بر این باورند که هدف زندان باید توانبخشی و نه فقط مجازات باشد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش
- He has stopped drinking and regained his health, and he credits Alcoholics Anonymous for his rehabilitation.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] او مشروب را متوقف کرده و سلامتی خود را دوباره به دست آورده‌است، و به Alcoholics ناشناس برای توان‌بخشی خود اعتبار می‌دهد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل] او نوشیدنی را متوقف کرده و سلامت خود را به دست آورده است و او را به خاطر توانبخشی اش به الکل انحصار می دهد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

واژه Rehabilitation در جمله های نمونه

1. the rehabilitation of northern forests
ترجمه بازسازی جنگل‌های شمال

2. the rehabilitation of slum areas
ترجمه بازسازی محله‌های فقیرنشین

3. The prison is euphemistically called a "rehabilitation centre".
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]این زندان به نام \"مرکز توان‌بخشی\" خوانده می‌شود
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]زندان به صورت عرفانی 'مرکز توانبخشی' نامیده می شود
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

4. She's checked into a private clinic for drug rehabilitation.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]او برای توان‌بخشی معتادان به یک کلینیک خصوصی رسیدگی کرده‌است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]او به یک کلینیک خصوصی برای توانبخشی مواد مخدر مراجعه کرده است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

5. He's booked himself into a rehabilitation clinic.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]او خودش را درگیر یک کلینیک توان‌بخشی کرده‌است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]او خود را به یک کلینیک توانبخشی اختصاص داده است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

6. Important differences existed between the clinical and rehabilitation members in their approach to patient management.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]تفاوت‌های مهمی بین اعضای بالینی و توان‌بخشی در رویکرد آن‌ها نسبت به مدیریت بیمار وجود داشت
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]بین اعضای بالینی و توانبخشی در رویکرد خود به مدیریت بیمار تفاوت های مهمی وجود داشت
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

7. Rehabilitation will be an uphill struggle.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]توان‌بخشی یک مبارزه دشوار خواهد بود
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]توانبخشی یک مبارزه سخت است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

8. We have also backed scientific research into rehabilitation schemes and their effectiveness.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]ما همچنین از تحقیقات علمی در زمینه طرح‌های نوسازی و اثربخشی آن‌ها پشتیبانی کرده‌ایم
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]ما همچنین تحقیقات علمی در زمینه طرح های توانبخشی و اثربخشی آنها را حمایت کرده ایم
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

9. The government's international rehabilitation was greatly assisted by the Gulf war.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]جنگ داخلی دولت به شدت به بازسازی بین‌المللی کمک کرد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]توانبخشی بین المللی دولت به شدت توسط جنگ خلیج کمک کرد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

10. These offer valuable information and rehabilitation services to handicapped individuals.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]این ها خدمات اطلاعاتی و توان‌بخشی ارزشمندی برای افراد معلول ارائه می‌کنند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]این اطلاعات و خدمات توانبخشی را برای افراد معلول فراهم می کند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

11. However, rehabilitation has made rather more significant inroads than is suggested by the formal description of the system.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]با این حال، نوسازی باعث تاخت و تاز بسیار بیشتری نسبت به توصیف رسمی سیستم شده‌است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]با این حال، توانبخشی، موجب شده است که نسبت به توصیف رسمی سیستم پیشبینی شود
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

12. Some seek personal de-criminalisation and rehabilitation, others have a more fundamental objection to man-made laws and courts as such.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]برخی به دنبال جرم‌انگاری و توان‌بخشی شخصی هستند، برخی دیگر اعتراض اساسی تری نسبت به قوانین و دادگاه‌ها دارند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]بعضی ها به دنبال شخصی سازی مجدد و بازپروری هستند، بعضی دیگر اعتراض اساسیتری نسبت به قوانین و دادگاه های ساختگی دارند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

13. This is a psychiatric rehabilitation centre for people unable to cope with daily problems.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]این یک مرکز توان‌بخشی روانی برای افرادی است که نمی‌توانند با مشکلات روزمره کنار بیایند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]این یک مرکز توانبخشی روانپزشکی برای افرادی است که قادر به مقابله با مشکلات روزمره نیستند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

14. They had a team of architects beavering away at a scheme for the rehabilitation of District
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]آن‌ها گروهی از معماران را داشتند که در طرحی برای نوسازی منطقه دور افتاده بودند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]آنها یک تیم از معماران داشتند که با برنامه ریزی برای احیای ناحیه درگیر بودند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

مترادف Rehabilitation

نوسازی (اسم)
novation , modernization , renovation , instauration , reconstruction , rehabilitation
توانبخشی (اسم)
rehabilitation
نوتوانی (اسم)
rehabilitation
تجدید اسکان (اسم)
rehabilitation
احیای شهرت یا اعتبار (اسم)
rehabilitation

معنی Rehabilitation در دیکشنری تخصصی

[زمین شناسی] توانبخشی قلبی
[حقوق] اعاده حیثیت، اعاده اعتبار، اعاده وضع، ترمیم
[آب و خاک] نوسازی ، احیا ، تجدید حیات

معنی کلمه Rehabilitation به انگلیسی

rehabilitation
• restoration to good health or condition; restoration of a person's good reputation
rehabilitation center
• place where one is restored to a state of health or to constructive activity
rehabilitation of youth at risk
• providing guidance and counseling to help young people that are in danger
rehabilitation process
• process of restoring one to a state of health or constructive activity
center for prisoner rehabilitation
• institution in which convicts are taught the skills necessary to function in society
drug rehabilitation
• act of breaking away from an addiction to drugs
economic rehabilitation
• attempt to restore an economy to a good condition
prisoner rehabilitation
• training which attempts to bring prisoners to a place where they can become useful members of society
social rehabilitation
• rebuilding of society

Rehabilitation را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران درباره معنی Rehabilitation

ARZ ١٣:٤٧ - ١٣٩٦/١١/٠٥
اعادۀ اعتبار، اصلاح
|

U ١٨:٣٧ - ١٣٩٧/٠٤/١٣
بازسازی
|

شادی ١٨:٤٣ - ١٣٩٧/٠٩/٠٤
بازپروری
|

آزیتا مهری ١٦:٥٩ - ١٣٩٧/١١/١٢
بازپروری
اصلاح و تربیت مجدد
|

مقداد سلمانپور ١٠:١٣ - ١٣٩٧/١٢/٢٨
در نفت و گاز:
ارتقای ضریب بازیافت
افزایش ضریب بازیافت
نوسازی
|

آرش هادی مقدم ٠٩:٣٤ - ١٣٩٨/٠٤/٠٩
اعاده حیثیت مجرم
|

پیشنهاد شما درباره معنی Rehabilitation



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی rehabilitation
کلمه : rehabilitation
املای فارسی : رهبیلیتتین
اشتباه تایپی : قثاشذهمهفشفهخد
عکس rehabilitation : در گوگل


آیا معنی Rehabilitation مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 97% )