برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
94 1317 100 1

Rehabilitation

/ˌrihəˌbɪləˈteɪʃn̩/ /ˌriːəˌbɪlɪˈteɪʃn̩/

معنی: نوسازی، توانبخشی، نوتوانی، تجدید اسکان، احیای شهرت یا اعتبار

بررسی کلمه Rehabilitation

اسم ( noun )
• : تعریف: the act or rehabilitating or the condition of having been rehabilitated.

- They believe that a prison's goal should be rehabilitation and not just punishment.
[ترجمه ترگمان] آن‌ها بر این باورند که هدف یک زندان باید بازسازی و نه فقط مجازات باشد
[ترجمه گوگل] آنها بر این باورند که هدف زندان باید توانبخشی و نه فقط مجازات باشد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
- He has stopped drinking and regained his health, and he credits Alcoholics Anonymous for his rehabilitation.
[ترجمه الهام] او مصرف الکل را متوقف کرده و به خاطر احیای سلامتی اش، باعث اعتبار( انجمن) الکلیهای گمنام شد.
|
[ترجمه ترگمان] او مشروب را متوقف کرده و سلامتی خود را دوباره به دست آورده‌است، و به Alcoholics ناشناس برای توان‌بخشی خود اعتبار می‌دهد
[ترجمه گوگل] او نوشیدنی را متوقف کرده و سلامت خود را به دست آورده است و او را به خاطر توانبخشی اش به الکل انحصار می دهد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

واژه Rehabilitation در جمله های نمونه

1. the rehabilitation of northern forests
بازسازی جنگل‌های شمال

2. the rehabilitation of slum areas
بازسازی محله‌های فقیرنشین

3. The prison is euphemistically called a "rehabilitation centre".
[ترجمه ترگمان]این زندان به نام \"مرکز توان‌بخشی\" خوانده می‌شود
[ترجمه گوگل]زندان به صورت عرفانی 'مرکز توانبخشی' نامیده می شود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. She's checked into a private clinic for drug rehabilitation.
[ترجمه ترگمان]او برای توان‌بخشی معتادان به یک کلینیک خصوصی رسیدگی کرده‌است
[ترجمه گوگل]او به یک کلینیک خصوصی برای توانبخشی مواد مخدر مراجعه کرده است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. He's booked himself into a rehabilitation clinic.
[ترجمه ترگمان]او خودش را درگیر یک کلینیک توان‌بخشی کرده‌است
[ترجمه گوگل]او خود را به یک کلینیک توانبخشی اختصاص داده است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. Importa ...

مترادف Rehabilitation

نوسازی (اسم)
novation , modernization , renovation , instauration , reconstruction , rehabilitation
توانبخشی (اسم)
rehabilitation
نوتوانی (اسم)
rehabilitation
تجدید اسکان (اسم)
rehabilitation
احیای شهرت یا اعتبار (اسم)
rehabilitation

معنی Rehabilitation در دیکشنری تخصصی

[زمین شناسی] توانبخشی قلبی
[حقوق] اعاده حیثیت، اعاده اعتبار، اعاده وضع، ترمیم
[آب و خاک] نوسازی ، احیا ، تجدید حیات

معنی کلمه Rehabilitation به انگلیسی

rehabilitation
• restoration to good health or condition; restoration of a person's good reputation
rehabilitation center
• place where one is restored to a state of health or to constructive activity
rehabilitation of youth at risk
• providing guidance and counseling to help young people that are in danger
rehabilitation process
• process of restoring one to a state of health or constructive activity
center for prisoner rehabilitation
• institution in which convicts are taught the skills necessary to function in society
drug rehabilitation
• act of breaking away from an addiction to drugs
economic rehabilitation
• attempt to restore an economy to a good condition
prisoner rehabilitation
• training which attempts to bring prisoners to a place where they can become useful members of society
social rehabilitation
• rebuilding of society

Rehabilitation را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

ARZ
اعادۀ اعتبار، اصلاح
U
بازسازی
شادی
بازپروری
آزیتا مهری
بازپروری
اصلاح و تربیت مجدد
فارسی را پاس بداریم.
در نفت و گاز:
ارتقای ضریب بازیافت
افزایش ضریب بازیافت
نوسازی
آرش هادی مقدم
اعاده حیثیت مجرم
Ali bayadi
مرمت

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی rehabilitation
کلمه : rehabilitation
املای فارسی : رهبیلیتتین
اشتباه تایپی : قثاشذهمهفشفهخد
عکس rehabilitation : در گوگل

آیا معنی Rehabilitation مناسب بود ؟           ( امتیاز : 94% )