برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
97 1322 100 1

Reputable

/ˈrepjətəbl̩/ /ˈrepjʊtəbl̩/

معنی: مشهور، قابل اطمینان، قابل شهرت
معانی دیگر: خوشنام، نیک نام، بهنام، معتبر، آبرومند، (کاربرد واژه و غیره) شایسته، استانده، بهنجار

بررسی کلمه Reputable

صفت ( adjective )
مشتقات: reputably (adv.), reputability (n.), reputableness (n.)
(1) تعریف: having a good reputation.
مترادف: honest, respectable, straight
متضاد: disreputable, infamous, sleazy
مشابه: aboveboard, creditable, dependable, esteemed, estimable, honored, irreproachable, reliable, savory, trustworthy, upright

- He would rather go to a reputable used car dealer than buy a car from a stranger.
[ترجمه هستي نوري] او ترجيح ميدهد به سوي فروشنده ماشين دسته دوم معتبر برود تا اينكه از يك غريبه ماشين تهيه كند
|
[ترجمه ترگمان] ترجیح می‌داد برای خرید ماشین از یک غریبه به یک فروشنده دست‌دوم فروشی استفاده کند
[ترجمه گوگل] او ترجیح می دهد به یک فروشنده معتبر اتومبیل مورد استفاده قرار گیرد تا خرید یک ماشین از یک غریبه
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

(2) تعریف: considered proper usage, esp. of words.
مترادف: proper, standard
مشابه: acceptable, correct

واژه Reputable در جمله های نمونه

1. a reputable bank
یک بانک معتبر

2. a reputable word
واژه‌ی شایسته

3. one of our university's reputable scholars
یکی از دانشمندان خوشنام دانشگاه ما

4. Always buy from a reputable dealer.
[ترجمه ترگمان]همیشه از یک فروشنده معتبر بخرید
[ترجمه گوگل]همیشه از یک فروشنده معتبر خریداری کنید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. My information comes from a very reputable source.
[ترجمه ترگمان]اطلاعات من از یک منبع بسیار مشهور سرچشمه می‌گیرد
[ترجمه گوگل]اطلاعات من از یک منبع بسیار معتبر می آید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. Purchase your oysters from a reputable fishmonger.
[ترجمه ترگمان]oysters رو از ماهی reputable خرید
[ترجمه گوگل]صدف های خود را از ماهی های معتبر خرید کنید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

7. Is it a bona fide, reputable organization?
...

مترادف Reputable

مشهور (صفت)
celebrated , grand , well-known , popular , famous , reputable , famed , reputed , far-famed , well-thought-of
قابل اطمینان (صفت)
solid , reliable , trustworthy , dependable , reputable
قابل شهرت (صفت)
reputable

معنی کلمه Reputable به انگلیسی

reputable
• highly esteemed, having a good reputation; honorable, respectable
• a reputable company or person is known to be good and reliable.

Reputable را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

جلال
معتبر
مصطفا
سرشناس

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی reputable
کلمه : reputable
املای فارسی : رپوتبل
اشتباه تایپی : قثحعفشذمث
عکس reputable : در گوگل

آیا معنی Reputable مناسب بود ؟           ( امتیاز : 97% )