انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه
جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی انگلیسی به انگلیسی کلمات اختصاری فارسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

98 1091 100 1

Reputable

تلفظ reputable
تلفظ reputable به آمریکایی/ˈrepjətəbl̩/ تلفظ reputable به انگلیسی/ˈrepjʊtəbl̩/

معنی: مشهور، قابل اطمینان، قابل شهرت
معانی دیگر: خوشنام، نیک نام، بهنام، معتبر، آبرومند، (کاربرد واژه و غیره) شایسته، استانده، بهنجار

بررسی کلمه Reputable

صفت ( adjective )
مشتقات: reputably (adv.), reputability (n.), reputableness (n.)
(1) تعریف: having a good reputation.
مترادف: honest, respectable, straight
متضاد: disreputable, infamous, sleazy
مشابه: aboveboard, creditable, dependable, esteemed, estimable, honored, irreproachable, reliable, savory, trustworthy, upright

- He would rather go to a reputable used car dealer than buy a car from a stranger.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] ترجیح می‌داد برای خرید ماشین از یک غریبه به یک فروشنده دست‌دوم فروشی استفاده کند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل] او ترجیح می دهد به یک فروشنده معتبر اتومبیل مورد استفاده قرار گیرد تا خرید یک ماشین از یک غریبه
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

(2) تعریف: considered proper usage, esp. of words.
مترادف: proper, standard
مشابه: acceptable, correct

واژه Reputable در جمله های نمونه

1. a reputable bank
ترجمه یک بانک معتبر

2. a reputable word
ترجمه واژه‌ی شایسته

3. one of our university's reputable scholars
ترجمه یکی از دانشمندان خوشنام دانشگاه ما

4. Always buy from a reputable dealer.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]همیشه از یک فروشنده معتبر بخرید
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]همیشه از یک فروشنده معتبر خریداری کنید
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

5. My information comes from a very reputable source.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]اطلاعات من از یک منبع بسیار مشهور سرچشمه می‌گیرد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]اطلاعات من از یک منبع بسیار معتبر می آید
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

6. Purchase your oysters from a reputable fishmonger.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]oysters رو از ماهی reputable خرید
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]صدف های خود را از ماهی های معتبر خرید کنید
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

7. Is it a bona fide, reputable organization?
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]این یه سازمان معتبر و قابل اعتماده؟
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]آیا این سازمان صحیح و معتبر است؟
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

8. Reputable charities spend the lion's share of donations on aid and a tiny fraction on administration.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]موسسات خیریه reputable سهم زیادی از کمک‌های مالی به کمک‌های مالی و بخش کوچکی از دولت را خرج می‌کنند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]موسسات خیریه با اعتماد به نفس، سهم شیر از کمک های مالی را به کمک و بخش کوچکی از دولت می اندازند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

9. We prefer to deal only with reputable companies.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]ما ترجیح می‌دهیم تنها با شرکت‌های معتبر سروکار داشته باشیم
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]ما ترجیح می دهیم تنها با شرکت های معتبر مقابله کنیم
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

10. It is a reputable if rather dull book, but Lord Derby was a dull man.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]این یک کتاب آبرومند است، اما دربی دربی یک آدم کودن بود
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]این یک کتاب معتبر و یا خسته کننده است، اما لرد دربی مرد کسل کننده بود
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

11. But there are some reputable firms out there.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]اما برخی شرکت‌های معتبر در آنجا وجود دارند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]اما برخی از شرکت های معتبر خارج وجود دارد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

12. Consider the following statements by reputable modern scientists and historians.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]به شرح زیر توسط دانشمندان و مورخان مدرن مشهور توجه کنید
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]اظهارات زیر دانشمندان و مورخان معتبر مدرن را در نظر بگیرید
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

13. With all reputable glues the joint, when properly made, is stronger than the surrounding wood.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]با تمام افراد مشهور، وقتی که به درستی انجام شد، قوی‌تر از چوب اطراف است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]با تمام چسب های معتبر، مفصل، هنگامی که به درستی ساخته شده است، قوی تر از چوب اطراف است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

14. Do you know of a reputable dress hire shop in my area who will be able to kit me out?
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]آیا می‌دانید که یک لباس رسمی برای استخدام من در ناحیه من هست که می‌تواند مرا فریب دهد؟
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]آیا می دانید که یک فروشگاه استخدام معتبر در منطقه من که قادر به کیت من خواهد شد؟
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

15. Is the hard drive from a reputable manufacturer?
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]هارد دیسک قابل قبولیه؟
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]آیا هارد دیسک از یک سازنده معتبر است؟
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

16. Reputable frame-makers can help you protect valuable pictures.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]سازندگان چارچوب سازی می‌توانند به شما در حفاظت از تصاویر با ارزش کمک کنند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]سازندگان معتبر می توانند به شما در محافظت از تصاویر با ارزش کمک کنند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

مترادف Reputable

مشهور (صفت)
celebrated , grand , well-known , popular , famous , reputable , famed , reputed , far-famed , well-thought-of
قابل اطمینان (صفت)
solid , reliable , trustworthy , dependable , reputable
قابل شهرت (صفت)
reputable

معنی کلمه Reputable به انگلیسی

reputable
• highly esteemed, having a good reputation; honorable, respectable
• a reputable company or person is known to be good and reliable.

Reputable را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران

جلال ٢٣:١١ - ١٣٩٦/٠٩/٢٢
معتبر
|

مصطفا ١٢:٢٨ - ١٣٩٧/٠٦/١٠
سرشناس
|

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

سعید ترابی > break up
هادی > اراد
گل پری > گل پری
محمدرضا > Amenagement
Mn > guantily
محمد علی یزدانی فر > settling basin
09166128817 > چید
B/love/S > defend

نگارش واژه نو   |   پیشنهادهای امروز

توضیحات دیگر

معنی reputable
کلمه : reputable
املای فارسی : رپوتبل
اشتباه تایپی : قثحعفشذمث
عکس reputable : در گوگل


آیا معنی Reputable مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 98% )