برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
98 1322 100 1

Resilient

/rəˈzɪljənt/ /rɪˈzɪlɪənt/

معنی: ارتجاعی
معانی دیگر: کشسان، واجهنده، واپرشی، واجهشی، پرجهنده، برگشت پذیر، کشایند، (انسان) انعطاف پذیر، بساز، پس جهنده، مرتجع، فنری، بحال نخستین برگردنده، بهبود پذیر

بررسی کلمه Resilient

صفت ( adjective )
مشتقات: resiliently (adv.)
(1) تعریف: able to resume shape after being pressed or stretched; elastic.
مترادف: elastic, springy
مشابه: flexible, pliable, pliant, rubbery, stretchable, stretchy, supple

- Rubber is a highly resilient material.
[ترجمه بهزاد] لاستیک یک ماده بسیار انعطاف پذیر است
|
[ترجمه ترگمان] لاستیک یک ماده بسیار انعطاف‌پذیر است
[ترجمه گوگل] لاستیک یک ماده بسیار مقاوم است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

(2) تعریف: able to withstand and recover quickly from difficulty, sickness, or the like.
مترادف: elastic
متضاد: sickly
مشابه: adaptable, buoyant, hardy, irrepressible, rebounding, robust, rugged, strong, sturdy, tough

- We were surprised that she was so resilient at her age, recovering from surgery after only a few weeks.
[ترجمه ترگمان] ما شگفت‌زده شدیم که او در سن و سال او به قدری انعطاف‌پذیر بود که بعد از چند هفته عمل جراحی را بهبود بخشید
[ترجمه گوگل] ما شگفت زده شدیم که ا ...

واژه Resilient در جمله های نمونه

1. rubber is resilient
لاستیک کشسان است.

2. she is a resilient woman and will soon get over the tragedy
او زن قابل انعطافی است و به‌زودی بر این فاجعه مستولی خواهد شد.

3. She is very resilient to change.
[ترجمه ترگمان]او نسبت به تغییر بسیار انعطاف‌پذیر است
[ترجمه گوگل]او بسیار تغییرپذیر است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. Lone parents have to be self-reliant, resilient and inventive.
[ترجمه ترگمان]والدین لون باید متکی به خود، انعطاف‌پذیر و مبتکر باشند
[ترجمه گوگل]پدر و مادر تنها باید وابسته به خود، انعطاف پذیر و اختراع باشند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. This rubber ball is very resilient and immediately springs back into shape.
[ترجمه ترگمان]این توپ پلاستیکی بسیار انعطاف‌پذیر است و فورا به شکل شکل باز می‌گردد
[ترجمه گوگل]این توپ لاستیکی بسیار انعطاف پذیر است و بلافاصله به شکل شکل می گیرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. She's a r ...

مترادف Resilient

ارتجاعی (صفت)
reactionary , resilient , recessive

معنی Resilient در دیکشنری تخصصی

resilient
[عمران و معماری] برجهنده
[کامپیوتر] عدول کننده
[زمین شناسی] برجهنده
[نساجی] قابل برگشت الاستیکی - قابل ارتجاع - قابلیت جمع و باز شدن الیاف
[عمران و معماری] پوشش برجهنده
[نساجی] ازدیاد طول ارتجاعی
[عمران و معماری] ضریب برجهندگی ارتجاعی
[زمین شناسی] ضریب برجهندگی ارتجاعی
[نساجی] نوک نرم - نقطه تماس نرم

معنی کلمه Resilient به انگلیسی

resilient
• elastic, flexible, returning to the original shape after bending or stretching; cheerful, buoyant, quickly recovering from sadness or failure
• people who are resilient are able to recover quickly from unpleasant things that happen to them.

Resilient را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

سپیده ایرانی
سرسخت و مقاوم
تاب اور
پیکی
عکس و العمل
محسن علی زاده
بهبود پذیر
علی اکبری
۱.برجهنده وبرگشت پذیر (انعطاف پذیر)
۲.پایدار ومقاوم (در مقابل فشارهای وارده)
چکاوک
بهبود پذیر
دهقان
برگشت پذیری
حسین صالحی
انعطاف پذیر
Nasser
سرسخت
Amirreza2000A
بهود پذیر، قابل ترمیم یا ترمیم پذیر
معین انصاری
پایدار
غ ع مسجدی
سخت جان بودن - مقاوم بودن در برابر

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی resilient
کلمه : resilient
املای فارسی : رسیلینت
اشتباه تایپی : قثسهمهثدف
عکس resilient : در گوگل

آیا معنی Resilient مناسب بود ؟           ( امتیاز : 98% )