برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
95 1281 100 1

Right off

بررسی کلمه Right off

عبارت ( phrase )
• : تعریف: at once; immediately.
مترادف: forthwith, immediately, instantly, straightaway
مشابه: now, on the double

- He introduced himself right off.
[ترجمه ترگمان] او خودش را درست معرفی کرد
[ترجمه گوگل] او خود را معرفی کرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

واژه Right off در جمله های نمونه

1. We stayed in a small village inn, right off the map.
[ترجمه ترگمان]ما در یک مسافرخانه کوچک دهکده توقف کردیم، درست از روی نقشه
[ترجمه گوگل]ما در یک مجتمع دهکده کوچک ماندیم، درست نقشه
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. All that talk about abattoirs turned me right off!
[ترجمه ترگمان]! تنها چیزی که درباره \"abattoirs\" حرف می‌زد، من رو به سمت راست منحرف کرد
[ترجمه گوگل]همه چیزهایی که در مورد کشتارگاهها صحبت می شود، به من ختم شد!
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. He said yes right off the bat.
[ترجمه ترگمان]او گفت بله درست از طرف خفاش
[ترجمه گوگل]او گفت: بله درست از خفاش
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. Kay answered right off the bat.
[ترجمه ترگمان]باشه جواب درست رو از چوب بیسبال جواب داد
[ترجمه گوگل]کی از سمت خفاش جواب داد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ...

معنی کلمه Right off به انگلیسی

right off
• immediately

Right off را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

عاطفه موسوی
همان لحظه
سریع
امین
فوراً،بلافاصله

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر


آیا معنی Right off مناسب بود ؟           ( امتیاز : 95% )