برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
95 1355 100 1

Rob

/ˈrɑːb/ /rɒb/

معنی: ربودن، دزدیدن، سرقت کردن، دستبرد زدن، غارت کردن، لخت کردن، چاپیدن
معانی دیگر: راهزنی کردن، محروم کردن، بی بهره کردن، در ربودن

بررسی کلمه Rob

فعل گذرا ( transitive verb )
حالات: robs, robbing, robbed
(1) تعریف: to steal money or property from unlawfully and with the use or threat of force.
مترادف: rip off, stick up
مشابه: burglarize, burgle, mug, plunder, raid, roll

- Someone robbed the bank last night.
[ترجمه ترگمان] دیشب یکی بانک رو دزدیده
[ترجمه گوگل] کسی شب گذشته بانک را سرقت کرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
- The outlaws robbed the passengers on the train.
[ترجمه ادیب] مجرمان از مسافران قطار سرقت کردند.
|
[ترجمه ترگمان] The مسافران را از قطار دزدیده بودند
[ترجمه گوگل] مجرمان مسافران را در قطار سرقت می کنند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

(2) تعریف: to deprive unjustly or harmfully of something.
مترادف: cheat
متضاد: enrich
مشابه: bilk, deprive

- Anxiety ...

واژه Rob در جمله های نمونه

1. rob peter to pay paul
از ریش کندن و به سبیل چسباندن،از یکی قرض گرفتن و دین خود را به دیگری پس دادن

2. rob peter to pay paul
از ریش کندن و به سبیل چسباندن

3. rob the cradle
معشوقه یا همسر بسیار جوانتر از خود گرفتن

4. they are laying to rob a bank
دارند آماده‌ی دستبرد زدن به بانک می‌شوند.

5. a just man does not rob orphans
آدم منصف از یتیمان نمی‌دزدد.

6. The criminals conspired to rob a bank.
[ترجمه ترگمان]جنایتکاران دست به دست هم دادند تا بانک بزنند
[ترجمه گوگل]جنایتکاران توطئه کردند که یک بانک را بکشند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

7. Despite my repeated assurances, Rob still looked very nervous.
[ترجمه ترگمان]با وجود تضمین‌های مکرر من، راب هنوز خیلی عصبی به نظر می‌رسید
[ترجمه گوگل]با وجود تضمین های مکرر من، راب هنوز بسیار عصبی بود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

8. Rob Peter to pay Paul.
[ترجمه ترگمان]راب پیتر را وادار به پرداخت پول کر ...

مترادف Rob

ربودن (فعل)
abduct , hijack , snatch , rob , steal , grab , abstract , get , usurp , bag , ravish , hook , subduct , purloin , reave , shanghai , suck in
دزدیدن (فعل)
abduct , rob , steal , embezzle , despoil , filch , snaffle , peak , pick , prig , poach , picaroon , spoliate , rifle , thieve , purloin
سرقت کردن (فعل)
abduct , rob , steal , snaffle , commit larceny , commit theft , housebreak , lift , nobble , thieve
دستبرد زدن (فعل)
rob , steal , defalcate
غارت کردن (فعل)
rob , despoil , harry , ravage , ransack , sack , harrow , raven , pillage , plunder , pirate , loot , foray , maraud , spoliate , reave
لخت کردن (فعل)
rob , pluck , harry , ransack , sack , strip , skin , rake up , fleece , rifle
چاپیدن (فعل)
rob , hurry , harry , plunder , loot , fleece

معنی عبارات مرتبط با Rob به فارسی

از ریش کندن و به سبیل چسباندن، از یکی قرض گرفتن و دین خود را به دیگری پس دادن
کوکتل دارای ویسکی و ورموت شیرین و بیترز
معشوقه یا همسر بسیار جوانتر از خود گرفتن

معنی Rob در دیکشنری تخصصی

[زمین شناسی] سرقت ، دستبرد زدن - در زمین شناسی ؛ استخراج ستونهای زغالی که قبلا حامی آن برداشته شده است .

معنی کلمه Rob به انگلیسی

rob
• steal, plunder, illegally take property by force
• if a person is robbed, money or property is stolen from them, often by means of force or threats.
• if a place that contains a lot of money or valuable objects is robbed, some of the money or valuable objects are stolen, often by means of force or threats.
• if you rob someone of something that they should have or that they deserve, you take it away from them or stop them from having it.

Rob را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

مرجان میری لواسانی
بلند کردن چیزی از کسی یا از جایی ( به معنی دزدیدن )
حامد
خفت شدن
بهمن عنایتی کاریجانی
هو
ربودن چیزی بر خلاف میل مالک آن وبا استفاده از خشونت و ایجاد هراس.
آتنا دشتی
این فعل برای دزدی از " یک شخص یا یک مکان " بکار برده میشود.

البته این فعل برای دزدی از خانه بکار برده نمیشود و از burgle استفاده میشود
The house was burgled while they were all sleeping

فعل steal درواقع تاکیدش روی اون چیزی هست که دزدی میشود نه خوده عمل دزدی
The thieves entered the museum through the roof and stole three paintings worth more than two million euros.
Our car was stolen from outside our house last week.

................

"You steal "money or things
"But you rub a "person or place(بجز خونه)


🌼🌼

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی rob
کلمه : rob
املای فارسی : رب
اشتباه تایپی : قخذ
عکس rob : در گوگل

آیا معنی Rob مناسب بود ؟           ( امتیاز : 95% )