برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
95 1359 100 1

radiate

/ˈreɪdiˌet/ /ˈreɪdɪeɪt/

معنی: متشعشع، پرتو افکندن، تابیدن، شعاع افکندن، متشعشع شدن
معانی دیگر: (اشعه یا امواج نوری یا حرارتی بیرون دادن) تابیدن، درخشیدن، رخشیدن، ساطع کردن یا شدن، رخشا کردن یا شدن، (مثل شعاع های دایره) از مرکز به اطراف پراکنده شدن، (از یک نقطه) منشعب شدن، پرتوی کردن یا شدن، پرافکن کردن یا شدن، (محبت و شادی و غیره) تراویدن، (مجازی) باریدن، تجلی کردن، رجوع شود به: radial، (گیاه شناسی) دارای گل پرتوی (یا شعاعی)، گل پرتوی

بررسی کلمه radiate

فعل ناگذر ( intransitive verb )
حالات: radiates, radiating, radiated
(1) تعریف: to send forth rays or waves, as of heat or electromagnetic radiation.

- The sun radiates, sending out both heat and light.
[ترجمه ترگمان] خورشید طلوع می‌کند و هم گرما و هم نور می‌فرستد
[ترجمه گوگل] خورشید تابش می دهد، هر دو گرما و نور را ارسال می کند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

(2) تعریف: to come forth in the form of rays or waves.
مترادف: beam
مشابه: glow, shine, transmit

- Light radiates from the sun.
[ترجمه ترگمان] نور خورشید هم متشعشع می‌شود
[ترجمه گوگل] نور از خورشید تابش می کند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

(3) تعریف: to spread out in many directions from a center.
مترادف: diffuse, spread
مشابه: branch, circulate, disperse, diverge, fan out, shine

- News of the royal birth radiated from the palace.
[ترجمه ترگمان] خبر تولد پادشاه از کاخ ساطع شد
[ترجمه گوگل] ...

واژه radiate در جمله های نمونه

1. May our golden youth radiate indelible light. Grasp today! Wish you success in the College Entrance Examination!
[ترجمه ترگمان]در ماه مه، جوانان طلایی ما نور indelible را تابش می‌کنند Grasp امروز! برایتان آرزوی موفقیت در امتحان ورودی کالج را دارم!
[ترجمه گوگل]ممکن است جوانان طلایی ما نور ناپایدار را از بین ببرند امروز درک کنید به شما موفقیت در آزمون کالج ورودی را امیدوارم!
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. Dangerous emissions radiate from plutonium.
[ترجمه ترگمان]تشعشع خطرناک تشعشع از پلوتونیوم را ساطع می‌کند
[ترجمه گوگل]انتشار های خطرناک از پلوتونیم انتشار می یابند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. Twelve roads radiate from the Triumphal Arch.
[ترجمه ترگمان]دوازده جاده از طاق Triumphal عبور می‌کند
[ترجمه گوگل]دوازده جاده از قله Triumphal منتشر شده است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. Five roads radiate from the square.
[ترجمه ترگمان]پنج جاده از میدان به بیرون متشعشع می‌شود
[ترجمه گوگل]پنج جاده از میدان می آیند
...

مترادف radiate

متشعشع (صفت)
luminous , asteriated , radiate , radiant , radiative , refulgent , relucent
پرتو افکندن (فعل)
beam , radiate , eradiate
تابیدن (فعل)
glow , radiate , fold , shine , eradiate , twist , coruscate , sun , glint , glitter
شعاع افکندن (فعل)
radiate
متشعشع شدن (فعل)
radiate

معنی radiate در دیکشنری تخصصی

radiate
[برق و الکترونیک] تابش کردن بیرون فرستادن انرژِ ی ، مانند امواج الکترو مغناطیسی به فضا .
[ریاضیات] تشعشع کردن
[زمین شناسی] روزنه پرتوی - در فسیل شناسی، دهانه پوسته فرامینیفری مرکب از شکاف های انشعابی متعدد (نظیر آنچه که در فوق رده نودوساریاسه آ دیده می شود).

معنی کلمه radiate به انگلیسی

radiate
• glow, beam; emit light or radiation; convey joy or happiness; spread out from a central point
• if things radiate from a place, they form a pattern that spreads out like lines drawn from the centre of a circle.
• if you radiate an emotion or quality, or if it radiates from you, people can see it very clearly in your face and in your behaviour.

radiate را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

افشین حاجی طرخانی
گسترش یافتن

https://dictionary.cambridge.org/dictionary/english/radiate
pezhmanrz
پراکنده شدن

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی radiate
کلمه : radiate
املای فارسی : ردیت
اشتباه تایپی : قشیهشفث
عکس radiate : در گوگل

آیا معنی radiate مناسب بود ؟           ( امتیاز : 95% )