برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
99 1289 100 1

ranting

واژه ranting در جمله های نمونه

1. She was still ranting about the unfairness of it all.
[ترجمه ترگمان]او هنوز هم درباره این بی‌عدالتی فکر می‌کرد
[ترجمه گوگل]او هنوز در مورد ناسازگاری آن همه چیز می گوید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. The mob burst into the office ranting and raving.
[ترجمه ترگمان]جمعیت به داخل دفتر هجوم آوردند و دیوانه‌وار شروع به حرف زدن کردند
[ترجمه گوگل]این توطئه به دفتر وحشت زده می شود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. He's always ranting about the government.
[ترجمه ترگمان]اون همیشه در مورد دولت پرت می‌گفت
[ترجمه گوگل]او همیشه در مورد دولت صحبت می کند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. Why don't you stop ranting and raving for a minute and listen?
[ترجمه ترگمان]چرا برای یه دقیقه چرت و پرت نگو و به من گوش نمیدی؟
[ترجمه گوگل]چرا برای یک لحظه صدای گریه و دلتنگی را گوش نمی دهید؟
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ...

معنی کلمه ranting به انگلیسی

ranting
• wild uncontrolled speech, loud violent utterance

ranting را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

هادی سلیمی
یاوه سرایی، چرت و پرت گویی، دری وری گویی

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر


آیا معنی ranting مناسب بود ؟           ( امتیاز : 99% )