برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
96 1348 100 1

realized

واژه realized در جمله های نمونه

1. realized assets
اموال نقد شده

2. i realized my danger
از خطری که با آن مواجه بودم آگاه شدم.

3. john realized his childhood dream of becoming a brain surgeon
جان به رویای ایام کودکی خود درباره‌ی جراح مغز شدن جامه‌ی عمل پوشاند.

4. i hardly realized what was happening
درست نفهمیدم چه شد.

5. suddenly i realized that i was jobless and adrift
ناگهان احساس کردم که بی‌کار و سرگردانم.

6. america and china realized that they must coexist
امریکا و چین دریافتند که باید همزیستی کنند.

7. at last the project was realized
بالاخره آن طرح واقعیت پیدا کرد.

8. when he came within my eyeshot, i realized he was limping
وقتی که به دیدرس من رسید متوجه شدم که می‌لنگد.

9. when he got back from the movie, he realized his house was ablazed
وقتی از سینما برگشت دید که خانه‌اش آتش گرفته است.

معنی realized در دیکشنری تخصصی

realized
[ریاضیات] تحقق یافتن، پیاده کردن
[حسابداری] سود تحقق یافته
[حسابداری] سود و زیان تحقق یافته
[حسابداری] زمان تحقق یافته
[حسابداری] تحقق یافته یا قابل تحقق
[حسابداری] درآمد تحقق یافته
[ریاضیات] ارزش بازیافتی

معنی کلمه realized به انگلیسی

realized he was right
• discovered that he was correct, found proof of the justness of his convictions
realized his mistake
• understood what he had done wrong

realized را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

Reihaneh
تحقيق
Leila
درک کردن
انصاری
پی بردن
پریسا
متوجه شدن
آگاه شدن
فهمیدن
پی بردن
reza
واقع شدن
محمد مصطفایی
ایجاد شده
Smnh
تحقق یافتن. درک کردن. پی بردن.
آلباتروس مسیحی
متوجه شدن
محدثه فرومدی
محقق (شده)

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر


آیا معنی realized مناسب بود ؟           ( امتیاز : 96% )