برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
98 1281 100 1

really

/ˈrɪli/ /ˈrɪəli/

معنی: واقعا، بالفعل، براستی، راستی
معانی دیگر: (محاوره) در حقیقت، راستش را بخواهی، حقیقتا، به درستی، راستینه

بررسی کلمه really

قید ( adverb )
(1) تعریف: in fact; actually.
مترادف: actually, in fact
مشابه: certainly, in reality, in truth, indeed, quite, truly

- The other man was really the child's father.
[ترجمه ترگمان] مرد دیگر واقعا پدر بچه بود
[ترجمه گوگل] مرد دیگر واقعا پدر فرزند بود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
- What is really happening here?
[ترجمه ealll ...] واقعاً در اینجا چه اتفاقی می افتد؟
|
[ترجمه ترگمان] واقعا اینجا چه خبره؟
[ترجمه گوگل] واقعا در اینجا اتفاق می افتد؟
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

(2) تعریف: certainly; truly.
مترادف: certainly, truly
مشابه: indeed, just, positively, surely

- You really have a lot of nerve to say such a thing.
[ترجمه کیمیا] ...

واژه really در جمله های نمونه

1. a really picturesque mountain village
یک دهکده‌ی کوهستانی واقعا خوش منظره

2. he really knows how to live
او به‌راستی می‌داند که چگونه باید زیست.

3. i really dig chocolate
من واقعا از شکلات خوشم می‌آید.

4. it's really a warm day!
راستی روز گرمی است‌!

5. she really didn't give two hoots about what the neighbors thought
اصلا عین خیالش نبود که همسایه‌ها چه فکر می‌کنند.

6. she really sparkled at the wedding
او در عروسی واقعا جلوه کرد.

7. they really appreciated the cool air and the quietness of gamsar
آنان از هوای خنک و آرامش قمصر واقعا لذت بردند.

8. we really need a result from this match
ما واقعا نیاز داریم که در این مسابقه پیروز شویم.

9. we really need to ask ourselves why
ما واقعاباید علت را از خودمان بپرسیم.

10. well, really you shouldn't have said that!
خب راستش را بخواهی تو نباید این حرف را می‌زدی‌!

11. what really rubs me is ungratefulness
آنچه که واقعا مرا آزار می‌دهد نمک‌ناشناسی است.

12. do you really know or are you conjecturing?
...

مترادف really

واقعا (قید)
actually , really , indeed , quite , simply , verily , bodily , veritably
بالفعل (قید)
actually , really , de facto , ipso facto
براستی (قید)
really , indeed , verily , truly , certes
راستی (قید)
really

معنی کلمه really به انگلیسی

really
• truly, sincerely, seriously, honestly
• you can use really to emphasize what you are saying.
• you use really to mention the real facts about something, as opposed to something that is incorrect.
• people use really in questions when they want you to answer `no'; used in speech.
• you can add really to negative statements to avoid seeming impolite.
• you can say `really?' to express great interest, surprise, or disbelief.
not really
• not exactly, not necessarily

really را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

Zohre😻
واقعا / جدا
تارا
واقعا
Elena
واقعا
فرنیا
واقعا،قطعا،به درستی
مهدیه
واقعا . جدی . به راستی
Mohamad
به راستی
Mohammad
جدا..واقعا...راستی
محمد حسین کریمی
واقعاً....جدا....جدی.... واقعی....
به راستی....راستی
وقتی آدم از چیزی تعجب میکند، از این کلمه استفاده میکند
محمد حسین کریمی
حقیقت....حقیقتا....درحقیقت
حسین رحمانی
به‌جد
رامین نعیمی
بخدا
Really, girls, you should tidy up a bit.
میلاد علی پور
به صورتِ جدی
King
واقعا جدی
مریم دشت مغان
۲-واقعا
۱-در واقع
م.ر.ط
This is the shop which sells really nice cakes.
●این فروشگاهی است که کیک های بسیار خوبی را به شما می فروشد.
zahra
واقعا
tinabailari
واقعاٌ ، حقیقاٌ
I can't believe I'm really going to meet the president
باورم نمی شه واقعا قراره رئیس جمهور رو ملاقات کنم 🍈🍈
انسانی 93 ، زبان 91 ، تجربی 88
Amir Mahdi Amiri
واقعا؟

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی really
کلمه : really
املای فارسی : ریعلی
اشتباه تایپی : قثشممغ
عکس really : در گوگل

آیا معنی really مناسب بود ؟           ( امتیاز : 98% )