انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی فارسی به انگلیسی انگلیسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات کلمات اختصاری لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

94 895 100 1

refer

تلفظ refer
تلفظ refer به آمریکایی/rəˈfɜːr/ تلفظ refer به انگلیسی/rɪˈfɜː/

معنی: عطف کردن، ذکر کردن، فرستا دن، مراجعه کردن، منسوب بودن، بازگشت دادن، رجوع کردن به، منتسب کردن، عطف کردن به
معانی دیگر: وابستن، ناشی (از چیزی) دانستن، وابسته کردن، مربوط بودن یا کردن، رجوع کردن، ارجاع دادن، پس گشت دادن، ارجاع کردن، اشاره کردن، مراجعه کردن (به)، پس گشتن، پس گشت کردن، منسوب داشتن

بررسی کلمه refer

فعل ناگذر ( intransitive verb )
(1) تعریف: to point to something, or say something about, in speech or writing; speak of; allude.
مترادف: advert, allude
مشابه: cite, mention, name, quote, reference, touch on

- She referred to his book in her speech.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] او در سخنرانی اش به کتابش اشاره کرد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل] او در سخنرانی خود به کتاب خود اشاره کرد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش
- When you say "Mrs. Todd," are you referring to his wife or his mother?
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] وقتی میگی \"خانم تاد\" داری به زنش یا مادرش اشاره می‌کنی؟
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل] وقتی میگویی 'خانم تاد، آیا شما به همسر یا مادرش اشاره می کنید؟
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

(2) تعریف: to relate or pertain.
مترادف: apply, pertain, relate
مشابه: appertain, concern

- Words with the Latin root "cardi" such as "cardiac" and "cardiology" refer to the heart.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] کلمات با ریشه لاتین \"cardi\" مانند \"قلب\" و \"قلب\" به قلب مراجعه می‌کنند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل] واژه هایی با ریشه لاتین 'cardi' مانند 'cardiac' و 'cardiology' به قلب اشاره دارند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

(3) تعریف: to describe or call.

- He doesn't like it when she refers to him as her "assistant."
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] زمانی که او به عنوان دستیار خود به او اشاره می‌کند، از آن خوشش نمی‌اید
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل] او آن را دوست ندارد زمانی که او به عنوان 'دستیار' اشاره کرد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش
فعل گذرا ( transitive verb )
حالات: refers, referring, referred
مشتقات: referable (referrable) (adj.)
(1) تعریف: to direct to a source for assistance.
مترادف: connect with
مشابه: direct, recommend, send

- He referred me to a good doctor.
ترجمه کاربر [ترجمه A.A] او من را به یک دکتر خوب ارجاع داد
|

ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] اون منو به یه دکتر خوب معرفی کرد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل] او مرا به یک دکتر خوب مراجعه کرد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

(2) تعریف: to give over for consideration.
مترادف: relegate, submit
مشابه: assign, consign, entrust, hand over

- We referred the dispute to a mediator.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] ما بحث را به یک میانجی ارجاع دادیم
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل] ما اختلاف را به یک واسطه ارجاع دادیم
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

واژه refer در جمله های نمونه

1. Let us refer the dispute to the dean.
ترجمه اجازه بدهید مناقشه را به رییس دانشکده ارجاع دهیم

2. Our teacher referred us to the dictionary for the meanings of the difficult words in the novel.
ترجمه معلم ما را برای پیدا کردن معانی لغات مشکل رُمان، به واژه نامه ارجاع داد

3. The speaker referred to a verse in the Bible to support his theory.
ترجمه سخنران برای تأیید نظریه اش به یک ایه از انجیل اشاره کرد

4. to refer a patient to a specialist
ترجمه بیمار را نزد دکتر متخصص فرستادن

5. to refer to earlier events
ترجمه به رویدادهای قبلی اشاره کردن

6. to refer to the aryanpur dictionary
ترجمه به فرهنگ آریان‌پور مراجعه کردن

7. to know the date, refer to a calendar!
ترجمه برای دانستن تاریخ به تقویم مراجعه کن‌!

8. be discreet and do not refer to her being an orphan!
ترجمه محتاط باش و اشاره‌ای به یتیم بودن او نکن‌!

9. in his speech he didn't refer to the war at all
ترجمه در سخنرانی خود اصلا به جنگ اشاره نکرد.

10. she showed remarkable discipline: she did not refer to their insult at all
ترجمه او خودداری قابل ملاحظه‌ای از خود نشان داد و اصلا به توهین آنها اشاره‌ای نکرد.

11. if your package is lost, you have to refer to the carrier company
ترجمه اگر بسته‌ی شما گم شده باید به شرکت ترابر (حمل کننده) مراجعه کنید.

12. The figures in parentheses refer to page numbers.
ترجمه کاربر [ترجمه شیما] ارقام داخل پرانتزها به شماره های صفحه اشاره دارند
|

ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]اعداد داخل پرانتز به شماره صفحه اشاره دارند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]ارقام در پرانتز به شماره صفحه اشاره دارند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

13. Don't refer to the matter again.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]دیگر به این موضوع اشاره نکن
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]به موضوع دوباره توجه نکنید
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

14. I promised not to refer to the matter again.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]قول دادم دیگر به این موضوع اشاره نکنم
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]من قول دادم که دوباره به این موضوع اشاره کنم
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

15. We should refer our application back to the manager as soon as possible.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]ما باید درخواست خود را هر چه زودتر به مدیر ارجاع دهیم
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]ما باید در اسرع وقت درخواست ما را به مدیر ارجاع دهیم
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

16. The cross - references refer you to information in other parts of the dictionary.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]ارجاعات متقابل شما را به اطلاعات در بخش‌های دیگر فرهنگ لغت ارجاع می‌دهد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]مراجع متقابل شما را به اطلاعات در سایر بخش های فرهنگ لغت ارجاع می دهند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

17. We agreed never to refer to the matter again.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]ما موافقت کردیم که دیگر به این موضوع اشاره‌ای نکنیم
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]ما قبول کردیم که مجددا به این مسئله اشاره کنیم
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

18. The word "e-commerce" was coined to refer to business done over the Internet.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]واژه \"تجارت الکترونیک\" برای اشاره به کسب‌وکار در اینترنت ابداع شد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]کلمه 'تجارت الکترونیک' برای ارجاع به کسب و کار در اینترنت انجام شد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

19. It's something of a misnomer to refer to these inexperienced boys as soldiers.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]اسم این بچه‌های بی‌تجربه‌ای مثل سربازها است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]این چیزی است که از نامزدی برای اشاره به این پسران بی تجربه به عنوان سربازان وجود دارد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

20. This rule does not refer to children.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]این قانون به کودکان اشاره نمی‌کند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]این قانون به کودکان اشاره ندارد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

21. By way of illustration I'll refer to the behavior of rabbits.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]در این تصویر به رفتار خرگوش اشاره خواهم کرد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]به صورت تصویری، من به رفتار خرگوش ها اشاره خواهم کرد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

22. You may refer your complaint to an independent adjudicator.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]شما ممکن است شکایت خود را به یک adjudicator مستقل ارجاع دهید
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]شما ممکن است شکایت خود را به داور مستقل ارسال کنید
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

مترادف refer

عطف کردن (فعل)
direct , connect , advert , refer , hark back , retrospect , turn , return
ذکر کردن (فعل)
assign , mention , mingle , note , refer , specify , cite , mind , patter
فرستا دن (فعل)
issue , send , dispatch , refer , forward , ship , transmit , send out , despatch , send in
مراجعه کردن (فعل)
refer , recourse
منسوب بودن (فعل)
refer
بازگشت دادن (فعل)
refer
رجوع کردن به (فعل)
refer
منتسب کردن (فعل)
relegate , refer
عطف کردن به (فعل)
refer

معنی عبارات مرتبط با refer به فارسی

بحواله کننده مراجع شود، بکشنده مراجعه کنید
از یک قسمت کتاب به قسمت دیگر ان مراجعه کردن، مراجعه متقابل کردن

معنی refer در دیکشنری تخصصی

[صنعت] ارجاع دادن ، فرستادن ، اشاره کردن
[حقوق] ارجاع کردن، رجوع کردن، مراجعه کردن، اشاره کردن، عطف کردن، استناد کردن
[ریاضیات] نشان دادن، رجوع کردن به، نگریستن، مربوط شدن، اشاره کردن
[حقوق] "رجوع شود به صادر کننده چک" (اعلامیه یا یادداشت بانک در موارد غیر قابل پرداخت بودن چک)

معنی کلمه refer به انگلیسی

refer
• send, direct; ascribe to, relate to; pertain to, apply to; call attention to, allude to
• if you refer to a particular subject or person, you talk about them or mention them.
• if you refer to someone or something by a particular name, you call them this name.
• if a word or expression refers to something, it is used as a name for it.
• if you refer to a book or other source of information, you look at it in order to find something out.
• if you refer a task or problem to a person or an organization, you formally request that they deal with it.
refer to
• direct attention to; apply to
refer to arbitration
• take a dispute to mediation
refer to drawer
• entry by a bank written on the back of a check that was not paid which tells one to call to the owner of the bank account

refer را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Google Plus Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران درباره معنی refer

فرهاد سليمان‌نژاد ١٢:٠١ - ١٣٩٧/٠٦/٢٤
خطاب كردن
|

راکی از اهواز ٠٨:٠٠ - ١٣٩٧/١٠/٢٠
اشاره کردن
|

مسعود عابدی ١١:٢٤ - ١٣٩٧/١٠/٢٦
رجوع کردن
|

یزدان بداغی ١٧:٥٢ - ١٣٩٨/٠١/٠٣
اشاره کردن
|

پیشنهاد شما درباره معنی refer



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی refer
کلمه : refer
املای فارسی : ریفر
اشتباه تایپی : قثبثق
عکس refer : در گوگل


آیا معنی refer مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 94% )