برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
99 1321 100 1

regardless

/rəˈɡɑːrdləs/ /rɪˈɡɑːdləs/

معنی: صرفنظر از
معانی دیگر: (عامیانه) علیرغم، با وجود، در هر صورت، بی ملاحظه، بی دقت، بی پروا، بی اعتنا، با وجود علیرغم

بررسی کلمه regardless

صفت ( adjective )
• : تعریف: lacking regard, heed, or mindfulness.
مشابه: heedless

- Regardless of your opinion, I am going to paint it purple.
[ترجمه ترگمان] بدون توجه به عقیده شما، من می‌خواهم آن را بنفش رنگ کنم
[ترجمه گوگل] صرف نظر از نظر شما، من قصد دارم آن را بنفش رنگ کنم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
قید ( adverb )
مشتقات: regardlessly (adv.)
• : تعریف: without concern for or in spite of warnings, dangers, and the like.
مشابه: anyway, in any event

- We are going down the river regardless.
[ترجمه A.A] در هر صورت ما داریم به پائین رودخانه میریم
|
[ترجمه ترگمان] با وجود این، داریم از رودخانه میریم پایین
[ترجمه گوگل] ما بدون توجه به رودخانه می رویم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

واژه regardless در جمله های نمونه

1. regardless of
با وجود،علیرغم

2. i will go regardless of the consequences
بدون توجه به عواقب آن خواهم رفت.

3. i will buy it regardless of cost
بدون در نظر گرفتن قیمت آن را خواهم خرید.

4. they demanded an extension of democratic rights to all the citizens regardless of sex, race, or religion
آنان خواهان آن بودند که همه‌ی شهروندان صرفنظر از جنسیت،نژاد و مذهب از حقوق مدنی برخوردار باشند.

5. Regardless of how often I correct him, he always makes the same mistake.
[ترجمه ترگمان]صرف‌نظر از اینکه چقدر او را اصلاح می‌کنم، او همیشه همین اشتباه را مرتکب می‌شود
[ترجمه گوگل]صرف نظر از اینکه چگونه او را تصحیح می کنم، او همواره همان اشتباه را مرتکب می شود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. The health center serves all patients, regardless of their ability to pay.
[ترجمه A.A] مرکز بهداشت صرف نظر از توانائی پرداخت به همه بیماران سرویس میدهد|
[ترجمه علی] مرکز بهداش ...

مترادف regardless

صرفنظر از (صفت)
irregardless , regardless , irrespective

معنی عبارات مرتبط با regardless به فارسی

با وجود، علیرغم، قطع نظر از
بی اعتنا نسبت به قانون

معنی کلمه regardless به انگلیسی

regardless
• heedless, inattentive, unmindful
• without consideration for possible problems, without regard to potential difficulties; anyway, in any case
• if something happens regardless of something else, it happens in spite of it.
• if someone did something regardless, they did it even though there were problems that could have stopped them.
regardless of
• without thinking about, without considering, without taking into account, without any connection to

regardless را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

مصطفا
علی رغم ,صرف نظر از,بی توجه
I spend a lot of money on things regardless of my
necessity
zohre
Without being affected or influenced by something.
سعید صفاری مقدم
فارغ از ، صرفنظر از
مرتضی
regard ::: در نظر گرفتن

regardless ::: بدون در نظر گرفتن

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی regardless
کلمه : regardless
املای فارسی : رگردلس
اشتباه تایپی : قثلشقیمثسس
عکس regardless : در گوگل

آیا معنی regardless مناسب بود ؟           ( امتیاز : 99% )