انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی فارسی به انگلیسی انگلیسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات کلمات اختصاری لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

96 890 100 1

بررسی کلمه regulatory

صفت ( adjective )
• : تعریف: pertaining to or having the purpose of making or enforcing regulations.

- A regulatory agency controls the fishing industry.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] یک اداره نظارتی صنعت ماهیگیری را کنترل می‌کند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل] یک سازمان نظارتی صنعت ماهیگیری را کنترل می کند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

واژه regulatory در جمله های نمونه

1. Too strict a regulatory system will stifle innovation.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]یک سیستم نظارتی بیش از حد بر نوآوری غلبه خواهد کرد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]سیستم نظارتی بیش از حد شدید نوآوری را خفه می کند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

2. The profession is policed by its own regulatory body.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]این حرفه توسط هیات قانونگذاری خود اداره می‌شود
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]این حرفه تحت نظارت خود قرار دارد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

3. New drugs have been approved by the regulatory authority.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]داروهای جدید توسط مرجع قانونی تایید شده‌اند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]مواد مخدر جدید توسط مقامات نظارتی تأیید شده است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

4. There have been sixteen drug regulatory actions worldwide against triazolam since 1980 aimed at the manufacturer's recommended doses.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]از سال ۱۹۸۰ تا کنون شانزده اقدام تنظیمی در سراسر جهان علیه triazolam صورت‌گرفته است که هدف از آن کاهش دوز توصیه‌شده توسط سازنده است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]از سال 1980، اقدامات مقررات دارویی در سراسر جهان علیه تریاازولام انجام شده است که با دوز توصیه شده تولید کننده مطابقت دارد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

5. S., where it has received certain regulatory approvals for the drug.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]این در حالی است که این سازمان، مصوبات قانونی خاصی را برای این دارو دریافت کرده‌است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]S, جایی که تاییدیه های قانونی خاصی برای این دارو دریافت کرده است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

6. Wright said lobbying to keep red tape and regulatory cost to a minimum for local companies will be a priority.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]رایت گفت که لابی کردن برای حفظ نوار قرمز و هزینه تنظیمی به حداقل برای شرکت‌های محلی یک اولویت محسوب می‌شود
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]رایت گفت که لابیگری برای کم کردن هزینه و هزینه کم هزینه برای شرکتهای محلی، یک اولویت است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

7. The legislative and regulatory framework applied to gas exploration is also included in the study.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]چارچوب قانون گذاری و قانونگذاری بکار گرفته‌شده برای اکتشاف گاز نیز در این مطالعه گنجانده شده‌است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]چارچوب قانونی و نظارتی برای اکتشاف گاز نیز در این مطالعه گنجانده شده است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

8. Describes the regulatory system and considers how sponsors, directors, investors and advisers interact in funding, establishing and maintaining HITs.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]تنظیم سیستم نظارتی و در نظر گرفتن این که چگونه حامیان، مدیران، سرمایه گذاران و مشاوران در سرمایه‌گذاری، ایجاد و حفظ hits تعامل دارند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]سیستم نظارتی را توصیف می کند و در نظر دارد که چگونه حامیان مالی، مدیران، سرمایه گذاران و مشاوران در تامین مالی، ایجاد و نگهداری HIT ها تعامل دارند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

9. Roosevelt's New Deal programme was an exercise in regulatory government and led to a major growth in regulation by administrative agencies.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]برنامه نیو دیل در روزولت یک ورزش در دولت تنظیمی بود و منجر به رشد عمده‌ای در مقررات توسط ادارات اجرایی شد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]برنامه جدید معامله روزولت تمرین در دولت مقرراتی بود و منجر به رشد چشمگیری در تنظیمات ادارات اداری شد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

10. Insurers, financial institutions, regulatory agencies, libraries, museums and dealers in mechanical parts in a range of spheres.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]Insurers، موسسات مالی، ادارات تنظیمی، کتابخانه‌ها، موزه‌ها و فروشندگان در بخش‌های مکانیکی در گستره وسیعی از حوزه‌ها
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]بیمه گران، موسسات مالی، سازمان های نظارتی، کتابخانه ها، موزه ها و نمایندگی مجاز و فروش قطعات مکانیکی در حوزه های مختلف
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

11. Supporters of this kind of regulatory machismo held out hope that this agreement will revolutionize our efforts to control tobacco.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]حامیان این نوع مقررات قانونی اظهار امیدواری کردند که این قرارداد در تلاش‌های ما برای کنترل تنباکو متحول خواهد شد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]حامیان این نوع از نظارت قانونی امیدوار بودند که این توافقنامه تلاش های ما را برای کنترل تنباکو تغییر دهد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

12. Like most regulatory debates, this one involves a lot of arguments between accountants.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]مانند اکثر مباحثات قانونی، این یکی بحث‌های زیادی را بین حسابداران مطرح می‌کند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]همانند اغلب بحث های قانونی، این یکی شامل بحث های زیادی بین حسابداران است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

13. After regulatory scrutiny and several court challenges, the rescue package for Executive Life was approved in August 199
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]پس از بررسی‌های قانونی و چندین چالش دادگاهی، بسته نجات برای زندگی اجرایی در ماه اوت ۱۹۹ مورد تایید قرار گرفت
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]پس از بررسی دقیق نظارتی و چند چالش دادگاه، بسته نجات اجرایی زندگی در اوت 199 تایید شد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

14. Second, non-compliance with regulatory rules may be a ground upon which the court will refuse to enforce a stipulation of confidence.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]دوم، عدم انطباق با قوانین تنظیمی می‌تواند زمینی باشد که دادگاه از اجرای شرط اعتماد به نفس امتناع خواهد کرد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]دوم، عدم تطابق با قوانین نظارتی می تواند زمینه ای باشد که دادگاه از اجرای اطمینان اطمینان خودداری کند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

مترادف regulatory

تنظیمی (صفت)
regulative , regulatory

معنی کلمه regulatory به انگلیسی

regulatory
• controlling, managing, directing; adjusting to a specific level or condition
• regulatory authorities or measures are intended to control the activities of companies and other organizations, usually by means of rules.

regulatory را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Google Plus Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران درباره معنی regulatory

مقداد سلمانپور ٠٧:٥٦ - ١٣٩٧/١٢/٠٨
تنظیم گری
|

ebitaheri@gmail.com ٢٢:٤٦ - ١٣٩٨/٠٢/٠٦
قانون‌گذاری ، مقررات‌گذاری
|

فیض ١١:٥٩ - ١٣٩٨/٠٢/٢٣
نظارتی - مدیریتی
|

پیشنهاد شما درباره معنی regulatory



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی regulatory
کلمه : regulatory
املای فارسی : رگولتری
اشتباه تایپی : قثلعمشفخقغ
عکس regulatory : در گوگل


آیا معنی regulatory مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 96% )