انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی فارسی به انگلیسی انگلیسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات کلمات اختصاری لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

96 894 100 1

بررسی کلمه reload

فعل گذرا و ( transitive verb, intransitive verb )
• : تعریف: combined form of load.
مشابه: replenish

واژه reload در جمله های نمونه

1. He tried to eject the spent cartridge and reload.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]سعی کرد the را بیرون بکشد و آن را پر کند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]او سعی کرد صرف کارتریج مصرف شده و دوباره بارگیری کند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

2. Press the "reload" button on your web browser to refresh the site and get the most current version.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]دکمه \"بارگذاری مجدد\" را روی مرورگر وب خود فشار دهید تا وب سایت را تازه کرده و جدیدترین نسخه را به دست آورید
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]دکمه 'reload' را در مرورگر خود فشار دهید تا سایت را تازه سازی کنید و آخرین نسخه را دریافت کنید
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

3. We reload and await results as we watch the vapor rising from the ground.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]در حالی که بخار را که از زمین بالا می‌آید، دوباره تماشا می‌کنیم و منتظر نتایج هستیم
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]ما دوباره بارگیری میکنیم و منتظر نتایج هستیم زیرا ما بخار را از زمین میبینیم
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

4. The 49ers at this time of the year reload and get ready to do battle.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]۴۹ نفر در این زمان از سال بارگذاری شده و آماده مبارزه هستند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]این افراد 49 ساله در این سال بارگذاری مجدد و آماده شدن برای نبرد هستند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

5. You can reload it using Open in the file menu.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]شما می‌توانید با استفاده از باز کردن در منوی فایل آن را دوباره بارگذاری کنید
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]شما می توانید آن را با استفاده از باز کردن در منوی فایل بارگذاری مجدد کنید
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

6. Reload the pistol, quick!
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]تپانچه را باز کن، زود!
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]بازپرداخت تپانچه، سریع!
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

7. Anyone who empty the rolling paper please reload it!
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]هر کسی که کاغذ لوله شده رو خالی کنه لطفا reload کن
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]هر کسی که کاغذ نورد را خالی می کند لطفا آن را بارگیری کنید!
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

8. Finally, you? need to reload all of the MIBs (Management Information Bases)through the GUI to resume normal system operation.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]بالاخره، تو؟ نیاز به بارگذاری مجدد همه پایگاه‌های اطلاعاتی مدیریت (پایگاه‌های اطلاعاتی مدیریت)از طریق GUI برای ازسر گرفتن عملیات سیستم عادی
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]در نهایت شما؟ نیاز به بازسازی تمام MIB ها (پایگاه های اطلاعات مدیریت) از طریق رابط گرافیکی برای بازگرداندن عملیات سیستم عادی است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

9. With the freedom to change, recompile and reload the FPGA design to a board comes the responsibility to keep track of changes and keep FPGA design versions under configuration control.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]با استفاده از آزادی تغییر، بارگذاری مجدد و بارگذاری مجدد طرح FPGA به یک صفحه وظیفه حفظ تغییرات و نگهداری نسخه‌های طراحی FPGA تحت کنترل پیکربندی است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]با آزادی تغییر، مجددا مجددا FPGA را مجددا بارگذاری و بارگذاری می کند تا یک هیئت مدیره مسئولیت پیگیری تغییرات را داشته و نسخه های طراحی FPGA را تحت کنترل پیکربندی نگه دارد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

10. Internal error on build. Cannot continue. Please reload project and try again.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]خطای داخلی ساخت نمی‌توان ادامه داد لطفا پروژه را دوباره بارگذاری کنید و دوباره امتحان کنید
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]خطای داخلی در ساخت نمی توان ادامه داد لطفا پروژه را دوباره بارگذاری کنید و دوباره امتحان کنید
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

11. Note: When you initiate an IOS reload or a microcode reload, the POS interface is reset, and so is the framer.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]توجه داشته باشید: هنگامی که یک سیستم بارگذاری مجدد IOS و یا یک ریز دستورالعمل مجدد دستورالعمل را آغاز می‌کنید، رابط POS دوباره راه‌اندازی می‌شود، و بنابراین the
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]توجه داشته باشید هنگامی که یک مجدد IOS یا یک مجدد میکرو کد را شروع می کنید، رابط POS بازنشانی می شود، و به همین ترتیب فریمر نیز می باشد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

12. Avatar: Primary weapon range decreased by 20 %, reload time increased by 100 %.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]آواتار: دامنه سلاح اولیه تا ۲۰ % کاهش یافت، زمان بارگذاری مجدد به میزان ۱۰۰ % افزایش یافت
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]آواتار محدوده سلاح های اولیه 20٪ کاهش یافته است، زمان بارگیری 100٪ افزایش یافته است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

13. Improved reload time reduction for Light Weapons Training from 0. 5 to 0. 65 seconds per level.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]بهبود زمان بارگذاری مجدد برای آموزش سلاح‌های سبک از ۰ ۵ تا ۰ ۶۵ ثانیه در هر سطح
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]بهبود زمان بارگیری مجدد برای آموزش نور سلاح از 0 5 تا 0 65 ثانیه در هر سطح
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

14. Unable to reload the system user database because of an internal error.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]بازیابی پایگاه‌داده کاربر سیستم به دلیل خطای داخلی ممکن نیست
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]قادر به بارگیری پایگاه داده کاربر سیستم به دلیل یک خطای داخلی نیست
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

15. Rapid Fire - decreases weapon reload time of squadmates in your proximity.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]ارسال سریع سلاح به دفعات راه‌اندازی مجدد در نزدیکی شما را کاهش می‌دهد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]Rapid Fire - زمان سلاح بارگیری مجدد سلاح را در نزدیکی شما کاهش می دهد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

معنی reload در دیکشنری تخصصی

reload
[کامپیوتر] بار کردن مجدد - دستیابی به نسخه ی جدیدی از اطلاعات که قبلاً در کامپیوتر موجود بوده است ، مانند بار کردن مجدد یک صفحه ی وب ممکن است اخیراً تغییر کرده باشد. در این صورت نیازی به مرور نسخه ی ذخیره شده در حافظه ی cache کامپیوتر تان ندارید.
[سینما] بازسازی

معنی کلمه reload به انگلیسی

reload
• load again, refill, pack again
• when you reload a gun, you load it again by putting in more bullets or explosive.

reload را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Google Plus Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران درباره معنی reload

ebitaheri@gmail.com ١٣:٣٢ - ١٣٩٧/٠٧/٢١
بازآوری

[نظامی]
خشاب‌گذاری ، باز خشاب‌گذاری ، خشاب‌گذاری دوباره
|

پیشنهاد شما درباره معنی reload



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی reload
کلمه : reload
املای فارسی : ریلود
اشتباه تایپی : قثمخشی
عکس reload : در گوگل


آیا معنی reload مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 96% )