برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
97 1355 100 1

resonant

/ˈrezənənt/ /ˈrezənənt/

معنی: تشدید شده، طنین دار
معانی دیگر: پرطنین، پرخنید، رسا، بازآواگر، خنیدافزا، طنین افزا، پژواک افزا، تشدید کننده، بسامدافزا

بررسی کلمه resonant

صفت ( adjective )
مشتقات: resonantly (adv.)
(1) تعریف: resounding or reverberating; echoing.
مترادف: echoing, resonating, resounding, reverberating
متضاد: dull
مشابه: booming, clanging, ringing

- Our voices were resonant in the large, empty room.
[ترجمه ترگمان] صدای ما در اتاق بزرگ و خالی طنین دار بود
[ترجمه گوگل] صدای ما در اتاق بزرگ و خالی رزونانس بود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

(2) تعریف: full and deep in sound.
مترادف: full, reverberant, rich, rotund, round, sonorous
متضاد: dull
مشابه: bass, booming, deep, hollow, orotund, sepulchral, thunderous, vibrant

- I love the resonant sound of a cello or double bass.
[ترجمه ترگمان] من صدای تشدید ویولن سل یا باس دوبل را دوست دارم
[ترجمه گوگل] من صدای رزونانس یک ویولون یا باس را دوست دارم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

(3) تعریف: causing amplification of sound.
مترادف: echoing, resounding, reverberating
مشابه: hollow, reflecting, ringing, sepulchral

...

واژه resonant در جمله های نمونه

1. resonant walls
دیوارهای طنین‌افزا

2. a resonant sound
صدای پر طنین

3. His voice sounded oddly resonant in the empty room.
[ترجمه ترگمان]صدایش به طرز عجیبی در اتاق خالی طنین انداخت
[ترجمه گوگل]صدای او به طرز شگفت انگیزی در اتاق خالی صدا زد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. It is a country resonant with cinematic potential, from its architecture to its landscape.
[ترجمه ترگمان]آن یک کشور تشدید با پتانسیل سینمایی است، از معماری آن تا مناظر آن
[ترجمه گوگل]این کشوری است که با پتانسیل سینمایی، از معماری آن به منظره آن، تشدید می کند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. Everything was resonant with new meaning.
[ترجمه ترگمان]همه چیز با معنای جدید تشدید شده بود
[ترجمه گوگل]همه چیز با معنای جدید تفاوتی داشت
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. Alpine valleys resonant with the sound of church bells.
...

مترادف resonant

تشدید شده (صفت)
resonant , stepped-up
طنین دار (صفت)
sonant , resonant , tinkly

معنی resonant در دیکشنری تخصصی

resonant
[برق و الکترونیک] تشدید واژه ای برای اشاره به تشدید .
[ریاضیات] بازآوا، تشدیدی، تشدید
[برق و الکترونیک] میز تشدید - کاواکی میرز که ماده فعال پارامغناطیس آن در تشدیدگر کاواکی قرار دارد .
[برق و الکترونیک] سوییچ محفظه تشدید کننده سوییچ موجبری با کاواک تنظیم شده ر هر شاخه موجبر که به عنوان اتصال سوییچ عمل می ند . عدم تنظیم کاواک مانع از جاری شدن انرژِ در موجبر مربوط به آن می شود .
[برق و الکترونیک] جوک پرشونده تشدید کننده چوکی که با خازن موثر شبکه شکل دهنده ی پالس در مدوله کننده تشدید ایجاد می کند تا نوسانی را در بسامد تشدید تولید کند .
[برق و الکترونیک] مدار تشدید کنند ه مداری شامل مقادیر سلفی و خازنی که در بسامدکار ، تشدید ایجام می کند . بسامدی که در آن تشدید ایجاد می شود بر حسب هرتز برابر با 1/2 میکروفاراد ضربدر رادیکال LC که در آن L بر حسب هانری و C بر حسب فاراد است . اگر خازن و سلف موازی باشند امپدانس ترکیب آنها در هنگام تشدید کمتر از امپدانس تک تک آنها است . اگر موازی باشند امپدانس ترکیب آنها در هنگام تشدید بیشتر از امپدانس تک تک آنهاست .
[برق و الکترونیک] دیافراگم تشدید کننده دیافراگمی که در بسامد معینی ، راکتانس ندارد .
[ریاضیات] فرکانس تشدید
[برق و الکترونیک] شکاف تشدید کننده ...

معنی کلمه resonant به انگلیسی

resonant
• echoing, reverberating; causing echoes, causing reverberation
• resonant sounds are deep and strong.
• something that is resonant has a special meaning or is particularly important to people usually because they agree with it or because it is similar to something else; a literary use.

resonant را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

محمد نظرز
اثرگذار
Nafas
بیانگر

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی resonant
کلمه : resonant
املای فارسی : رسننت
اشتباه تایپی : قثسخدشدف
عکس resonant : در گوگل

آیا معنی resonant مناسب بود ؟           ( امتیاز : 97% )