انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی فارسی به انگلیسی انگلیسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات کلمات اختصاری لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

98 992 100 1

retard

تلفظ retard
تلفظ retard به آمریکایی/rəˈtɑːrd/ تلفظ retard به انگلیسی/rɪˈtɑːd/

معنی: دیر کار، تاخیر کردن، بتعویق انداختن، کند ساختن
معانی دیگر: (رشد و پیشرفت و غیره) به تاخیر افتادن یا انداختن، عقب انداختن یا افتادن، کند کردن یا شدن، دچار عقب افتادگی ذهنی کردن، کندذهن کردن، کم هوش کردن، کند شدگی، تاخیر، عقب افتادگی، معوق کردن، عقب افتاده

بررسی کلمه retard

فعل گذرا ( transitive verb )
حالات: retards, retarding, retarded
• : تعریف: to cause (growth, development, or the like) to be slow or incomplete; stunt.
مترادف: damp, delay, slow, stunt
متضاد: accelerate, further
مشابه: dampen, encumber, hinder, impair, impede, nip, obstruct, restrain, squelch

- Cold temperature retards the growth of bacteria.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] دمای سرد رشد باکتری‌ها را به تاخیر می‌اندازد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل] دمای سرد مانع رشد باکتری ها می شود
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش
فعل ناگذر ( intransitive verb )
• : تعریف: to be or become incomplete or slowed.
مترادف: delay, slow
متضاد: accelerate, advance
اسم ( noun )
مشتقات: retardingly (adv.)
• : تعریف: slowness or limitation in growth or progress; delay.

واژه retard در جمله های نمونه

1. A rise in interest rates would severely retard economic growth.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]افزایش نرخ بهره به شدت رشد اقتصادی را به تعویق می‌اندازد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]افزایش نرخ بهره به شدت باعث کاهش رشد اقتصادی می شود
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

2. Continuing violence will retard negotiations over the country's future.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]ادامه خشونت‌ها مذاکرات آینده کشور را به تعویق می‌اندازد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]ادامه خشونت ها مذاکرات را در مورد آینده کشور متوقف خواهد کرد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

3. I'm not playing with him, he's a total retard.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]من با اون بازی نمی‌کنم، اون یک عقب‌افتاده کامله
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]من با او بازی نمی کنم، او به طور کامل عقب مانده است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

4. Even in small amounts, lead can retard development in children.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]حتی در مقادیر کم، سرب می‌تواند رشد در کودکان را به تعویق بیاندازد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]حتی در مقادیر کم، سرب می تواند رشد را در کودکان کاهش دهد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

5. Thus, a stable and comfortable environment may retard a person's creative thinking.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]بنابراین، یک محیط باثبات و راحت ممکن است تفکر خلاق فرد را به تعویق بیاندازد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]بنابراین یک محیط پایدار و راحت ممکن است تفکر خلاقانه یک فرد را مهار کند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

6. Lack of sunlight will retard the growth of most plants.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]عدم نور خورشید رشد بیشتر گیاهان را به تعویق می‌اندازد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]کمبود نور خورشید رشد بسیاری از گیاهان را متوقف می کند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

7. The brain damage will retard the child's language development.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]آسیب مغزی رشد زبان کودک را به تعویق می‌اندازد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]آسیب مغزی باعث تشدید رشد زبان کودک خواهد شد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

8. Pigments that retard to the corrosion in the substrate.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]Pigments که خوردگی را در زیر لایه به تعویق می‌اندازند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]رنگدانه هایی که به خوردگی در زیر بستگی دارند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

9. It made an approach to how to retard the speed of the furnace bottom' s build-up and to prolong the Ca-Si smelting period.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]این روش روشی برای آن داشت که چگونه سرعت کوره آهنگری کوره را به تعویق بیندازد و دوره ذوب کا - Si را طولانی‌تر کند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]این روش رویکردی به چگونگی کاهش سرعت تولید کوره پایین و افزایش طول دوره ذوب Ca-Si را به دنبال داشت
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

10. And exogenous Spermine could retard drought-sensitive Variety senescence better than drought-resistant one under water stress.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]و spermine بیرونی ممکن است Variety خشکسالی حساس را به طور بهتر از خشکسالی مقاوم در برابر خشکسالی به تعویق بیاندازد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]و اسپرمی خارجی می تواند سبب از دست دادن تنوع زیستی حساس به خشکی بهتر از تنش خشکی مقاوم در برابر آب شود
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

11. This fact shows that MTBE and ethanol retard the oxidation of alkanes.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]این واقعیت نشان می‌دهد که اتانول و اتانول، اکسیداسیون آلکان را به تعویق می‌اندازد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]این واقعیت نشان می دهد که MTBE و اتانول اکسیداسیون آلکان ها را تضعیف می کنند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

12. This type of packaged should help retard flavor deterioration.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]این نوع از بسته‌بندی باید به جلوگیری از وخامت طعم کمک کند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]این نوع بسته بندی باید به تضعیف ضعف طعم کمک کند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

13. Writing may retard the process of language change under certain conditions.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]نوشتن ممکن است فرآیند تغییر زبان تحت شرایط خاص را به تعویق بیاندازد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]نوشتن ممکن است فرایند تغییر زبان را تحت شرایط خاصی کند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

14. Please sexist in eagerr resume dawn eagerr appliunusualion retard.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]\"خواهش می‌کنم تبعیض جنسیتی در آغاز resume\" eagerr عقب‌افتاده
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]لطفا جنس مخالف در صلح و آرامش باقی بماند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

15. Numerous and extensive eddy cavities retard the turbulent mixing process.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]حفره‌های گردابی زیاد و گسترده فرآیند اختلاط آشفته را به تعویق می‌اندازد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]حفره های متعدد و گسترده ای از پروسه مخلوط کردن آشفتگی را متوقف می کند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

مترادف retard

دیر کار (اسم)
retard , retarder
تاخیر کردن (فعل)
postpone , lag , linger , blench , delay , dally , defer , put off , retard , put over , tarry , stick around , loiter
بتعویق انداختن (فعل)
postpone , defer , retard , prorogate , prorogue
کند ساختن (فعل)
retard

معنی retard در دیکشنری تخصصی

retard
[برق و الکترونیک] تاخیر انداختن ، کند کردن
[زمین شناسی] کندساز - یک ساختار نفوذپذیر حفاظتی ساحل که در پای دامنه و موازی با آن قرار می گیرد، به درون کانال یک رود نفوذ یافته و برای کاهش سرعت رود و القای رسوبگذاری یا تجمع طراحی می شود.
[ریاضیات] حرکت کند شونده، حرکت تأخیری، جنبش درنگی
[عمران و معماری] سرعتگیر
[آب و خاک] کندکننده جریان
[آب و خاک] درختان کند کننده جریان

معنی کلمه retard به انگلیسی

retard
• (slang) person with mental retardation (derogatory); (slang) stupid person, person who behaves foolishly (derogatory); delay, retardation, deceleration
• decelerate, cause to slow down, delay, hinder
• if something retards a process or development, it makes it happen more slowly.

retard را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران درباره معنی retard

ebitaheri@gmail.com ١٨:٢٦ - ١٣٩٨/٠٢/٢٤
پس اندازی
|

پیشنهاد شما درباره معنی retard



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

صادق > برسلان
Dokhtare koli > Ladder
محمد قلی پور > it's not as if
> Ski poles
مصطفی لطفی > تولوا
مهیار تفوق > bioflocculation
DASY > caption
محمد ثابتی > boyka

نگارش واژه نو   |   پیشنهادهای امروز

توضیحات دیگر

معنی retard
کلمه : retard
املای فارسی : رتارد
اشتباه تایپی : قثفشقی
عکس retard : در گوگل


آیا معنی retard مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 98% )