انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه
جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی انگلیسی به انگلیسی کلمات اختصاری فارسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

96 1046 100 1

righteous

تلفظ righteous
تلفظ righteous به آمریکایی/ˈraɪt͡ʃəs/ تلفظ righteous به انگلیسی/ˈraɪt͡ʃəs/

معنی: نیکو کار، درست کار، عادل، صالح
معانی دیگر: پارسا، نیکوکارانه، مصلحانه، خیر، خیراندیشانه، پارسایانه، بحق، صلاح، بجا، پرهیزکار

بررسی کلمه righteous

صفت ( adjective )
مشتقات: righteously (adv.)
(1) تعریف: morally upright.
مترادف: good, honorable, upright, virtuous
متضاد: corrupt, evil, sinful, unrighteous

- They believed their leaders to be righteous men who were above corruption.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] آن‌ها معتقد بودند که رهبران آن‌ها انسان‌های درستکار هستند که بالاتر از فساد هستند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل] آنها معتقد بودند رهبرانشان مردان صالح هستند که بالاتر از فساد بودند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

(2) تعریف: justifiable or morally right.
مترادف: good, just, justifiable, moral, virtuous
متضاد: foul, hideous, unrighteous
مشابه: defensible, equitable, ethical, fair, legitimate, right, rightful, upright

- The strikers acted out of righteous anger.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] اعتصاب کنندگان از خشم درست بیرون آمدند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل] مهاجمان از خشم عادلانه برخوردار بودند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش
- It was an act of disobedience, but a righteous one.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] این عمل نافرمانی بود، اما درستکار بود
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل] این یک عمل نافرمانی بود، اما یک عادل بود
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

(3) تعریف: displaying an attitude of moral correctness or virtuousness. (Cf. self-righteous.)
مترادف: sanctimonious
مشابه: complacent, goody-goody, pietistic, self-righteous, smug

- Don't be so righteous; I can see right through you.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] خیلی خوب نباش، من می تونم درست در میان تو ببینم
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل] خیلی صبور باشید من از طریق تو می توانم ببینم
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

واژه righteous در جمله های نمونه

1. a righteous act
ترجمه کار خیر

2. a righteous man
ترجمه مرد نیکوکار

3. full of righteous anger
ترجمه آکنده از خشم بجا

4. the only righteous in a world perverse
ترجمه (میلتون) یگانه (آدم) پارسا در یک دنیای فاسد

5. The unrighteous penny corrupts the righteous pound.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]اون پنی رو فاسد می کنه و حق righteous رو به فساد می بره
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]پنی غیر متعارف پوند صالح را فاسد می کند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

6. Catherine appeared in the doorway, shaking with righteous anger.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]کاترین در آستانه در ظاهر شد و از خشم و غضب می‌لرزید
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]کاترین در خیمه ظاهر شد و با خشم شایسته تکان داد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

7. He was full of righteous indignation about the attack.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]او از حمله قلبی سرشار از نفرت بود
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]او پر از خشم عادلانه در مورد حمله بود
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

8. He was regarded as a righteous and holy man.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]او را به عنوان یک مرد درستکار و مقدس تلقی می‌کردند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]او به عنوان یک مرد عادل و مقدس در نظر گرفته شد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

9. Don't adopt that righteous tone of voice!
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]این لحن حق‌به‌جانب را به فرزندی قبول نکن!
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]این صدای صحیح را نپذیرید!
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

10. Wish you can benefit from our online sentence dictionary and make progress day by day!
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]ای کاش شما می‌توانید از فرهنگ لغت آنلاین ما بهره‌مند شوید و روز به روز پیشرفت کنید!
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]آرزو می کنم که بتوانید از فرهنگ لغت حکم آنلاین ما بهره مند شوید و روز به روز پیشرفت کنید!
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

11. Her righteous anger moved him, filled him with a weird sense of shame that jarred him.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]خشم صادقانه او او را تحت‌تاثیر قرار داد و او را با احساس شرم آوری که او را آزار می‌داد پر کرد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]خشم عادلانه او، او را پرت کرد و حس عجیبی از شرمساری را که او را لرزاند، پر کرد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

12. No matter how good and righteous you think your cause is, you cannot break the law.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]مهم نیست که شما فکر می‌کنید هدف شما چقدر خوب و خوب است، شما نمی‌توانید قانون را شکست دهید
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]مهم نیست چقدر خوب و صالح شما فکر می کنید دلیل شما، شما نمی توانید قانون را شکست
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

13. The great goddess Nemesis, which means righteous anger, undertook to bring this about.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]الهه بزرگ Nemesis، که به معنای خشم عادلانه است، متعهد شد که این موضوع را مطرح کند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]نیمیس الهه بزرگ، که به معنی عصبانیت عادلانه است، متعهد شد که این را در موردش بگوید
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

14. The use of brute force for righteous ends appeals strongly to rap's adolescent male following, of course.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]استفاده از زور brute - force برای اهداف درست به شدت به مرد نوجوان نوجوان طرفدار (following)مربوط می‌شود
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]استفاده از نیروی بی رحم برای به پایان رساندن صالحان، به شدت به مردان پس از مردن رپ اعتراف می کند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

15. If a man aspires towards a righteous life, his first act of abstinence is from injury to animals. Albert Einstein
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]اگر مردی که در اشتیاق زندگی شرافتمندانه است، نخستین عمل پرهیز از صدمه به حیوانات است آلبرت انیشتین
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]اگر یک مرد به سمت یک زندگی عادلانه احترام بگذارد، اولین اقدام خودداری از صدمه به حیوانات است آلبرت انیشتین
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

مترادف righteous

نیکو کار (صفت)
upright , benefic , beneficent , righteous
درست کار (صفت)
right , upright , honest , righteous
عادل (صفت)
just , righteous , impartial
صالح (صفت)
righteous

معنی عبارات مرتبط با righteous به فارسی

معتقد بعدالت وتقوی خود

معنی کلمه righteous به انگلیسی

righteous
• virtuous, moral; honest, just, fair; wonderful, excellent, great (slang)
• righteous people behave in a way that is morally good and admirable; a formal word.
righteous among the nations
• non-jews who saved the lives of jews during the holocaust
righteous gentile
• term used to identify people who helped jews during the holocaust (wwii)
righteous gentiles
• non-jews who saved the lives of jews during the holocaust
righteous of the nations
• title of respect for a non-jew that helped jews survive during the holocaust, name for non-jews who protected jews from the nazis
over righteous
• hypocritical, sanctimonious
self righteous
• being overly confident that one acts properly (especially in comparison with others); overly virtuous
• someone who is self-righteous is convinced that they are right in their beliefs and attitudes and that other people are wrong.

righteous را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Twitter LinkedIn

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

غزل > cookpit
s.m > Caterpillar
مرتضی بزرگیان > misjudgment
jim potter > set up camp
Mostafa.Z > بزغاله
.. > slowly
حیدر نیک آیین > انتقادی
علی خراسانی > low income

نگارش واژه نو   |   پیشنهادهای امروز

توضیحات دیگر

معنی righteous
کلمه : righteous
املای فارسی : ریقتئووس
اشتباه تایپی : قهلافثخعس
عکس righteous : در گوگل


آیا معنی righteous مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 96% )