برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
99 1227 100 1

rip

/ˈrɪp/ /rɪp/

معنی: شکاف، چاک، شکافتن، پاره کردن، دریدن
معانی دیگر: جر دادن، (با فشار ناگهان) پاره کردن، گسلاندن، چاک دادن، دراندن، فتالیدن، (با چاقو یا هر چیز تیز) شکافتن، جر خوردن، پاره شدن، چاک خوردن، (عامیانه - با سرعت یا خشونت) حرکت کردن، دریدگی، چاک خوردگی، پارگی، (چوب را در امتداد آوندها) اره کردن، (با تبر و غیره) شکستن، عمل جر دادن، دریده سازی، (آشفتگی و پرموجی بخشی از دریا به واسطه ی برخورد دو رشته موج های متقابل یا برخورد یک رشته موج با بادهای مخالف) گسلاب، آدم عیاش، آدم هرزه، اسب پیر و وامانده، اسب مردنی

بررسی کلمه rip

اختصار ( abbreviation )
• : تعریف: abbreviation of "requiescat in pace" (Latin); may he, or she, rest in peace.
فعل گذرا ( transitive verb )
حالات: rips, ripping, ripped
(1) تعریف: to cut open, off, or apart roughly and forcefully; tear.
مترادف: lacerate, rend, rive, sever, split, tear
مشابه: cleave, cut, gash, knife, lacerate, mangle, pull, sever, shred, slash, snag, split

- The nail ripped my shirt.
[ترجمه ترگمان] میخ لباسم رو پاره کرد
[ترجمه گوگل] ناخن پیراهن من را پاره کرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

(2) تعریف: to saw (wood) along the direction of the grain.
مشابه: saw
فعل ناگذر ( intransitive verb )
عبارات: rip into, rip off
• : تعریف: to be cut open or apart roughly and vigorously; tear or split.
مترادف: split, tear
مشابه: bust, cleave, cut, rupture, shred

- The curtain will rip if you pull too hard.
[ترجمه ترگمان] اگر خیلی محکم فشار بدی پرده پاره خواهد شد
[ترجمه گوگل] اگر شما بیش از حد سخت بکشید پرده پاره خواهد شد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر ...

واژه rip در جمله های نمونه

1. rip into
(عامیانه) به شدت مورد حمله قرار دادن،حسابی چوبکاری کردن

2. rip off
1- دزدیدن 2- مغبون کردن،سو استفاده کردن،(به کسی) انداختن

3. let her rip
(امریکا - خودمانی) ادامه دادن،بی پروا رفتن،لگام گسیختگی کردن

4. the nail made a rip in the seat of his pants
میخ در خشتک شلوارش پارگی ایجاد کرد.

5. local shopkeepers were trying to rip off the tourists
مغازه‌داران محل می‌کوشیدند مسافران را مغبون کنند.

6. He had seen the rip in the book.
[ترجمه ترگمان]او شکافی را که در کتاب بود، دیده بود
[ترجمه گوگل]او شاهد پاره شدن کتاب بود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

7. If we wrote I think he would rip up the letter.
[ترجمه ترگمان]اگر ما بنویسیم فکر می‌کنم نامه را پاره خواهد کرد
[ترجمه گوگل]اگر ما نوشتیم فکر می کنم او نامه را خراب کرده است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

8. You mess with me, and I'll rip your head off.
[ترجمه ترگمان]تو با من کار می‌کن ...

مترادف rip

شکاف (اسم)
crack , fracture , break , hiatus , breach , cut , incision , gap , craze , chap , split , flaw , chink , slot , notch , fraction , nick , breakthrough , seam , slit , slash , chasm , chine , suture , crevice , rip , cleft , rake , hair crack , interstice , scar , stoma
چاک (اسم)
cut , rift , incision , slashing , scissor , tear , split , chink , slot , slit , slash , suture , fissure , kerf , rip , hack , scotch , interstice , stoma
شکافتن (فعل)
fracture , rift , dispart , excise , split , rive , pierce , chink , slot , cleave , hackle , slit , fission , rip
پاره کردن (فعل)
cut , tear , shred , rip , mangle , tear up , rend , lacerate , lancinate
دریدن (فعل)
tear , slit , rip , rend , lacerate

معنی عبارات مرتبط با rip به فارسی

(ریسمان کیسه ی گاز بالون که چون آن را بکشند گاز خارج می شود و بالون پایین می رود - ریسمان چتر نجات که با کشیدن آن چتر باز می شود) جر نخ
خیزاب یا موج تجاوز کننده بساحل
(عامیانه) به شدت مورد حمله قرار دادن، حسابی چوبکاری کردن
1- دزدیدن 2- مغبون کردن، سو استفاده کردن، (به کسی) انداختن، مغبون سازی، کلاه برداری، گول زنی، (خودمانی)
(لاتین - مثلا روی سنگ قبر - مخفف) آسوده بخواب، روان شاد
عمران : سنگ ریزى
(خودمانی) پر سروصدا، پرغلغله، غوغا، محشر، پر سرو صدا، هیجان انگیر
(شخصیت اصلی داستان واشنگتن ایروینک که بیست سال خوابید) ریپ وان وینکل
(امریکا - خودمانی) ادامه دادن، بی پروا رفتن، لگام گسیختگی کردن
(لاتین - مثلا روی سنگ قبر - مخفف) آسوده بخواب، روان شاد
کشند در هم کوب، موج وازننده، موج قوی

مخفف rip

عبارت کامل: Rested In Peace
موضوع: عمومی
این کلمه مخفف بر روی سنگ قبر مسیحیان نوشته می شود و به معنی آرام گرفته در صلح و آرامش می باشد

معنی rip در دیکشنری تخصصی

rip
[عمران و معماری] تلاطم
[مهندسی گاز] شکافتن ، شکاف ، پارگی
[زمین شناسی] گسلاب - الف) آشفتگی شدید آب، معمولاً حاصل پیوند یا برخورد جریانهای آب در دریا یا برهم کنش جریانها و بادها؛ یا در یک رود یا ناحیه نزدیک ساحل توسط جریانهایی که به سرعت بر روی یک قاعده ناهموار حرکت می کنند، می باشد. سقوط. نیز ببینید: گسلاب کشندی. گسلاب جریانی. - ب) شکل کوتاه شده ریپل (جریانها) که معمولاً بصورت جمع استفاده می شود.
[نساجی] شکاف - شکافتن - پارگی
[معدن] سقفکنی (معادن زیرزمینی)
[زمین شناسی] فلسی - الف) به ساختار رسوبی گویند که توسط آوارهای شیل (معمولاً با شکل هموار) تشکیل شده که توسط جریانهایی از نهشته گلی نیمه تحکیم یافته بهم خورده و به محل رسوبگذاری جدید حمل شده است. - ب) به آواری در ساختار فلسی گویند.
[زمین شناسی] کانال بازگشتی، کانال گسلابی - کانالی با عمق بیش از 2 متر که بر روی ساحل توسط یک جریان بازگشتی حفر می شود.
[عمران و معماری] جریان بازگشتی
[نساجی] بافتن کناره پارچه با نخ موقت ( که پس از تثبیت حرارتی جدا می شود )
[نساجی] اثر واچیدن پود در پارچه
[زمین شناسی] سنگ چینه ، پوشش سنگریز ، سنگریز ، سنگ چین
[آب و خاک] پوشش سنگی،سنگریزی، ریپ رپ، سنگچین
[زمین شناسی] لایه پوشش سنگی ، لایه یا دیوار حفاظ با سنگ دست چین شده ، چینه سنگی
rip tide | riptide | riptide ...

معنی کلمه rip به انگلیسی

rip
• device that converts vector images into bit-mapped images that can be printed
• protocol for managing routing of information in local area networks (computers)
• tear, rent, opening caused by ripping; area of water with a strong or turbulent current; ripoff, cheat, instance of deception
• tear, rend; be torn, be rent; criticize sharply, denounce
• when something rips or is ripped, it is torn violently.
• if you rip something away, you remove it quickly and violently.
• a rip is a long cut or split in something made of cloth or paper.
• if someone rips you off, they cheat you by charging too much for goods or services; an informal expression.
• if you rip something up, you tear it into small pieces.
rip apart
• rip into pieces
rip into
• attack severely, make a major attack
rip off
• theft, cheat, swindle, defraudment
• if you say that something that you bought was a rip-off, you mean that you were charged too much for it; an informal word.
rip out
• shout, scream, yell
rip out a gravestone
• dig up a tombstone, remove a grave marker from the earth
let things rip
• allow matters to get out of control

rip را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

nak
Rest In Peace روحش قرین آرامش باشد. (برای تسلیت گفتن ب کسی به کار می رود )
حسام مهدوی
(کامپیوتر )کپی کردن عکس و فیلم از CD یا DVD بر روی کامپیوتر
علی غلامی
در آرامش خوابیده
TMS
ب معنی مردن و ارام گرفتن و صلح و ارامش هم هست ک بر روی سنگ قبر مسحیان نوشته میشه
مهدی شبانی
به معنی استراحت و آرام گرفتن در آرامش و صلح می باشد و به اصطلاح 《روحش شاد》میباشد
مستر پارسا
به معنا rested in pease دوستان ed که کلمه گذشته است را فراموش نکنیم ما داریم میگیم مرده یعنی گذشته پس ed میگیره مخففش هم که میدونیم r.i.p معنیش هم در فارسی میشه استراحت در ارامش(و صلح و امنیت) این جمله بیشتر بر روی سنگ قبر مسیحیان دیده میشود و به گونه ای تبدیل به یک فرهنگ مانند فرهنگ های مسلمانان شوده است و دیدن این نوشتار بر روی سنگ قبر ان ها چیز عجیبی نیست
دریا
پاره کردن
😑😑😑
rip your back
پشتتو جر میدم
میثم علیزاده
● جر دادن
rip to somebody یعنی روحش قرین رحمت، روحش شاد
مثلا rip to Ali
که rip مخفف rested in peace میباشد
مسعود
مستر پارسا و آقای میثم علیزاده
rested اشتباه هست، و شما قبلش باید یک سرچ انجام می‌دادید.
این برای گذشته نیست، و جمله‌ای دعایی برای آینده است. تو مایه‌های May he/she rest in peace. ویکیپدیا رو چک کنین در این رابطه.
The phrase "Rest in peace", RIP... is sometimes used in traditional Christian services and prayers... to wish the soul of a decedent eternal rest and peace.
عباس نعمتی فر
(با دست، چیزی را به سرعت و با خشونت) کشیدن و خارج کردن
He ripped off his tie.
We ripped the old carpeting off the stairs.
Half of the house was ripped away in the explosion.

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی rip
کلمه : rip
املای فارسی : ریپ
اشتباه تایپی : قهح
عکس rip : در گوگل

آیا معنی rip مناسب بود ؟           ( امتیاز : 99% )