برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
98 1346 100 1

rise above

بررسی کلمه rise above

عبارت ( phrase )
• : تعریف: to ignore or feign indifference to.

- He was sad about her death but he rose above it.
[ترجمه ترگمان] از مرگ او اندوهگین بود، اما از آن بالاتر بود
[ترجمه گوگل] او در مورد مرگ او ناراحت بود اما بالا رفت
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

معنی کلمه rise above به انگلیسی

rise above
• overcome; be higher than

rise above را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

دانیال
اجازه ندادن، مستقل شدن، خود داری کردن از صدمه دیدن یا کنترل شدن توسط یک چیزی بد یا مضر، خودکفا شدن
دانیال
بالای سر چیزی رسیدن
فرزاد
فائق آمدن بر شرایط دشوار- مدیریت صحیح شرایط دشوار
محدثه فرومدی
برتری یافتن، چیره/مستولی شدن، غلبه/تفوق/چیرگی یافتن، غالب آمدن، مغلوب ساختن، غلبه کردن، تحت تاثیر چیزی قرار نگرفتن

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر


آیا معنی rise above مناسب بود ؟           ( امتیاز : 98% )