انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه
جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی انگلیسی به انگلیسی کلمات اختصاری فارسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

97 1094 100 1

rising

تلفظ rising
تلفظ rising به آمریکایی/ˈraɪzɪŋ/ تلفظ rising به انگلیسی/ˈraɪzɪŋ/

معنی: خیز، طلوع، برخاستگی، در حال ترقی یا صعود، طالع، بالا رونده، متصاعد
معانی دیگر: در حال رشد، بالغ شونده، (عامیانه) نزدیک به، رجوع شود به: rise، خیزگر، خیزنده، سربالا، (نجوم) رجوع شود به: ascendant، شورش، قیام، طغیان، برجستگی، بلندی، (محلی) کورک، دمل

بررسی کلمه rising

صفت ( adjective )
(1) تعریف: ascending, increasing, or advancing.
متضاد: falling

- the rising cost of entertainment
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] هزینه رو به افزایش سرگرمی
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل] افزایش هزینه سرگرمی
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش
- the rising sun
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] خورشید در حال طلوع است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل] خورشید در حال افزایش است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

(2) تعریف: emerging into adulthood.

- the rising generation
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] نسل رو به ترقی،
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل] نسل رو به رشد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش
اسم ( noun )
(1) تعریف: the act of one that rises.
مشابه: awakening

(2) تعریف: an uprising; revolt.
مشابه: uprising

(3) تعریف: something that rises or projects.

واژه rising در جمله های نمونه

1. rising prices
ترجمه قیمت‌های فزاینده

2. a rising sentiment for reducing the taxes
ترجمه گرایش فزاینده برای کاهش مالیات‌ها

3. a rising star
ترجمه ستاره‌ی طالع

4. hills rising steeply
ترجمه تپه‌هایی که شیب تند داشتند

5. land rising ahead of the ship
ترجمه خشکی که در جلو کشتی به چشم می‌خورد

6. smoke rising from the chimney
ترجمه دودی که از دودکش سربه آسمان می‌کشد

7. the rising curtain revealed a street scene
ترجمه پرده در حال بالا رفتن منظره‌ی یک خیابان را ظاهر کرد.

8. the rising generation
ترجمه نسل آینده

9. the rising of the sea level will drown many of the world's cities
ترجمه بالا رفتن آب دریا موجب زیر آب رفتن بسیاری از شهرهای جهان خواهد شد.

10. a house rising on the hill
ترجمه خانه‌ی در حال ساخته شدن بر روی تپه

11. a man rising fifty
ترجمه مردی که پا به پنجاه سالگی گذاشته است

12. a tower rising above the trees
ترجمه برجی که از درختان بلندتر بود

13. the smoke rising from the horse's buttocks
ترجمه بخاری که از کفل اسب بلند می‌شد

14. he alluded to the rising prices
ترجمه به قیمت‌های روزافزون اشاره کرد.

15. the price curve has been rising
ترجمه نمودار قیمت‌ها در حال صعود است.

16. higher prices are a sequel to rising production costs
ترجمه قیمت‌های بالاتر پیامد هزینه‌های تولیدی فزاینده هستند.

17. to ask a question with a rising intonation
ترجمه با آهنگ فرازشونده پرسش کردن

18. to signal a question by a rising inflection
ترجمه نشان دادن پرسش از راه بالا بردن آهنگ صدا

19. Unemployment is likely to go on rising this year.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]احتمال دارد که بیکاری امسال افزایش یابد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]احتمال بیکاری در این سال افزایش خواهد یافت
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

20. Alarmists usually regard the rising generation as a falling one.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]Alarmists معمولا این نسل رو به رشد را به عنوان یک سقوط در نظر می‌گیرند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]افراد مبتلا به آلرام معمولا نسل رو به رشد را به عنوان یک سقوط در نظر می گیرند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

21. Rising import prices tend to feed back into domestic prices.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]افزایش قیمت واردات تمایل به تغذیه دوباره به قیمت‌های داخلی دارد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]افزایش قیمت های واردات تمایل به بازگشت به قیمت های داخلی دارد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

22. The level of unemployment is rising.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]سطح بیکاری در حال افزایش است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]سطح بیکاری در حال افزایش است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

23. He shouted over the rising clamour of voices.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]در حالی که صدای بلند شدن صداها را می‌شنید، فریاد زد:
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]او بر سر بلند شدن صداهای بلند فریاد زد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

24. In their haste to escape the rising water, they dropped some expensive equipment.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]با عجله برای گریز از آب بالا، مقداری تجهیزات گران بها در دست داشتند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]در عجله خود برای فرار از آب در حال افزایش، آنها برخی از تجهیزات گران قیمت را کاهش داد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

مترادف rising

خیز (اسم)
bound , rush , rising , wave , billow , edema , jump , leap , dropsy , swelling , tumor , lunge , stud , uprising , water wave
طلوع (اسم)
blooming , rise , rising , flourishing
برخاستگی (اسم)
lift , rising , upheaval , uprising , getting up
در حال ترقی یا صعود (اسم)
rising
طالع (صفت)
appearing , rising
بالا رونده (صفت)
rising , ascendant , ascending , ascendent , climbing , ascensive , exhalant , exhalent , uprising
متصاعد (صفت)
rising , ascending , evaporable

معنی عبارات مرتبط با rising به فارسی

زودخیزی، سحرخیزی
شورش عید پاک (قیام مردم ایرلند علیه انگلیس در سال 1922 که منجر به پایه گذاری دولت ایرلند شد)
مشق یا عادت سحر خیزی
خود بخود بلند شونده، بخودی خود ترقی کننده

معنی rising در دیکشنری تخصصی

rising
[بهداشت] روند فزاینده
[آب و خاک] هوای فرازنده، هوای در حال صعود
[آب و خاک] منحنی بالارونده
[عمران و معماری] شاخه برخاست - شاخه صعودی
[زمین شناسی] بارخیزان
[عمران و معماری] مجرای عمودی
[نساجی] دستگاه تعویض جعبه ماکو - عمل تعویض جعبه ماکو
[عمران و معماری] لوله بالابرنده
[برق و الکترونیک] آند مگنترون خورشیدی آند مگنترون چند کاواکی که تشدیگرهای آن دو بسامد تشدید مختلف دارند که به طور متناوب برای جداسازی مدها تنظیم می شوند. این کاواکها به صورت شیارهای شعاعی بلند و کوتاه در اطراف مرکز ساختار آن به نظر می آید و شبیه به پرتوهای خورشید هستند.
[عمران و معماری] مد
[زمین شناسی] کشند خیزان - بخشی از یک چرخه کشندی بین جزر و مد بعدی که توسط حرکت رو به خشکی یا پیشرونده تشخیص داده می شود. همچنین، یک رود کشندی درون روانگی. متضاد: کشند افتان. - مترادف: کشند سیلابی.
[عمران و معماری] دیوار عمودی

معنی کلمه rising به انگلیسی

rising
• getting up, ascending; increasing, growing; growing older, maturing
• act of ascending; process of increasing, growth; waking up
rising curve
• curve that slopes upward
rising damp
• if a building has rising damp, moisture is getting into the bricks from the outside and is moving upwards, causing damage to the wall.
rising generation
• young generation, young people
rising of the sun
• procedure during which the sun rises in the morning
rising prices
• making more expensive, making prices higher
rising star
• newly discovered star, person who is on their way to being a great success
• you can refer to someone who is good at their job and who is expected to become successful and well-known in the future as a rising star.
rising up
• billowing, heaving, going up
early rising
• getting up early in the morning

rising را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران

Sarah ١٨:١٢ - ١٣٩٧/٠٤/١١
بالاامدن
|

kamy ١٥:٥٥ - ١٣٩٧/٠٩/٠٢
رو به افزایش
|

فرهاد سليمان‌نژاد ١٩:٢٥ - ١٣٩٨/٠٤/٠٣
فزاينده
|

خدابخش تبريزي من ١٢:١٣ - ١٣٩٨/٠٦/٢١

A few years with Tabriz relationship and memories
Now I am thinking of this swelling with the worries of our age rising to the future
چند سال با ارتباط رابطه و خاطرات تبريز
حالا باز از اين ورم با نگراني هاي بالا رفتن سنمون به آينده بفكر فرو رفته ام
|

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی rising
کلمه : rising
املای فارسی : ریسینگ
اشتباه تایپی : قهسهدل
عکس rising : در گوگل


آیا معنی rising مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 97% )