برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
99 1355 100 1

rule out

/ˈruːlˈaʊt/ /ruːlaʊt/

معنی: جلو گیری کردن، غیر محتمل شمردن
معانی دیگر: 1- غیر محتمل پنداشتن، نپذیرفتن، نفی کردن، 2- غیر ممکن کردن، نامیسر کردن، ممنوع ساختن

بررسی کلمه rule out

عبارت ( phrase )
• : تعریف: to remove from consideration.
مترادف: eliminate
مشابه: disregard, overrule, reject, remove

واژه rule out در جمله های نمونه

1. But this does not rule out unofficial discussions.
[ترجمه ترگمان]اما این موضوع بحث‌های غیر رسمی را رد نمی‌کند
[ترجمه گوگل]اما این موضوع مانع بحث های غیر رسمی نمی شود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. Rule out neatly any words which you don't wish the examiner to read.
[ترجمه ترگمان]قانون را مرتب و مرتب، هر حرفی را که دلت نمی‌خواهد بخوانی، بنویس
[ترجمه گوگل]هر کلمه ای که خواندن امتحان را بخواهی انجام نده
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. It's not likely to happen but I wouldn't rule out the possibility.
[ترجمه ترگمان]امکان نداره این اتفاق بیفته، اما من احتمال این کار رو هم نمی‌دم
[ترجمه گوگل]این احتمالا اتفاق نمی افتد، اما من این امکان را رد نمی کنم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. He refused to rule out the possibility of a tax increase.
[ترجمه ترگمان]او حاضر نشد احتمال افزایش مالیات را رد کند
[ترجمه گوگل]او امتناع از امکان افزایش مالیات را رد کرد
[ترجمه شما] ...

مترادف rule out

جلو گیری کردن (فعل)
intercept , keep , arrest , prevent , pull up , rebuff , rule out
غیر محتمل شمردن (فعل)
rule out

معنی کلمه rule out به انگلیسی

rule out
• deny, remove as a possibility
rule out the possibility
• remove as a possibility, make impossible

rule out را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

فرهنگ
کنارماندن جاماندن
علی برزگر
کناره گیری کردن از ....
سعید صفاری مقدم
برهم زدن، منتفی ساختن
امین
رد کردن
mohammad amin
مانع شدن
جلوگیری کردن
amin
فراموش کردن
به دست فراموشی سپردن
عبدالخلیل قوطوری
ruːlaʊt-Rule Out-En- رول آوت= جلو گیری کردن، غیر محتمل شمردن
معانی دیگر: 1- غیر محتمل پنداشتن، نپذیرفتن، نفی کردن، 2- غیر ممکن کردن، نامیسر کردن، ممنوع ساختن
Rule Out-En-رُل آوتَ(رُل اوتَ)=خارج از مسیر تعیین شده (هنجار شکنی )، غیر درست وناممکن، غیر قانونی و ممنوع
از نقش وروال عادی وتعیین شده عدول کردن وخارج شدن(برای حاکمان یا جامعه غیر پذیرفتنی و باید از این تخلف جلوگیری کرد و غیر محتمل و امکان ناپذیر و غیر ممکن دانست تا دیگران به انحراف کشیده نشوند.
ruːl-Rule-En- رول ،رُو= دستور، گونیا، رسم، قانون، ضابطه، فرمانروایی، فرمانفرمای، خط کش، قاعده، عادت، حکم، بربست، مسلط شدن بر، اداره کردن، حکم کردن، حکومت کردن
معانی دیگر: پنج، پنجار، (جمع) مقررات، مقررات خانقاه یا بنیاد مذهبی، نظامنامه ی مذهبی، قرار، عهد، هر چیز عادی یا مورد انتظار، حکومت، کنترل، واپاد، دوران حکومت، حکمروایی، سیطره، (با خط کش) خط کشیدن، خطکشی کردن، خط دار کردن، حکم دادگاه، حکم قاضی، حکم دادن، رای دادن (دادگاه)، زیر نفوذ داشتن، تحت تاثیر قرار دادن، به حرف ... عمل کردن، مهار کردن، واپاد کردن، کنترل کردن، فرمانروایی کردن، (مهجور) طرز رفتار، رفتار، اصل حقوقی، اصل قانونی، (چاپ) خط، باریکه ی فلزی که با آن خط را چاپ می کنند
Rule-Turk-رُل:گونیا=راست و مستقیم(گونا=راست ومستقیم - گونا گیت= راست ومستقیم برو) -مسیر و روال راست وصحیح زندگی (گون = روز، روزگار، زندگی،و...- بوگون =امروز- گونیم گچیا=زندگی ام می گذرد ، روال زندگی ام طی می شود- گون یا=مسیر وروال زندگی(زندگی درست وراست وصحیح)، گونیا = درست و راست و قائم و صحیح بودن مسیر وخط را نشان می دهد ، فرمان و دستور(دستورات حاکمان وفرمانروایان ،احکام قضایی، قوانین ومقررات حکومتی یا دینی (باید ونباید ها ،خطوط قرمز وخط کشیدنها در مسیر حرکت زندگی برای به انحراف کشیده نشدن و راه راست رفتن (گونیا) )وآنچه که برای کنترل ومهار کردن تنش ها ی درون جامعه صورت می گیرد )، نقش(روال زندگی ونقشی که ما در آن بازی می کنیم)، تأثیر(تأثیراتی که ما بر دیگران ومتقابلاً دیگران برما می گذارند، وبه طور کلی آنچه که در زندگی ما نقش اساسی را بازی می کند و تأثیر گذار است، شامل:(رسم ورسومات، قوانین ومقررات(اصل حقوقی یا قانونی)،عملکردهای ما ودیگران(طرز رفتار،نظامنامه های مذهبی و...) -مثل:- بیزینگ یاشایشمیزدا اُلی رُل اُینایا= در زندگی ما نقش اساسی را بازی می کند یا در زندگی ما تأثیر بزرگی می گذارد - رُل = مخفف راو آل =برو بگیر=آنچه که باید گرفت وبه آن عملکرد، نقش(آنچه که ما باید در طی زندگی(خط ومسیر حرکت زندگی ) خود به اجرا بگذاریم وبه آن عمل کنیم)- در فارسی روالِ زندگی=نقشی که ما در طی زندگی خود اجرا کرده یا می کنیم –روال= راه، روش، روند، سیاق، سیرت، سیره، شیوه، طریقه، طور، گونه، متد، مشی، منوال، نحو، نمط، نهج، هنجار
ruːlə-Ruler-En- رولا، ruːlər رولر=رئیس، خط، فرمانفرما، فرمانروا، سر کرده، سایس، خط کش، حکمران
معانی دیگر: خدیو
Ruler-Turk-رُلا، رُلار، رُل اَر=رُلا(رُلّا)=در تحت فرمان، درحال فرمان دادن،خط ومشی، فرمانها ودستورات، شخص دستور وفرمان دهنده(برای اجرایی کردن واجرا شدن (رُل، حاکم، فرمانروا، رئیس،)، چیز یا کسی که نقش (رُل) اجرای دستورات وفرامین را بازی می کند. چیزیا وسیله ای که خط ونشان ومسیر حرکت این نقش (رُل)را نشان میدهد- اَر= شخص، فرد، مرد، شوهر، جوانمرد، شجاع ودلیر- ودر صورت پسوند معمولاً اِر خوانده می شود مثل:یاغین گِلِر=باران خواهد آمد- گِلِر=(چیزی، کسی) خواهد آمد- گیدِر=خواهد رفت- گید اَر=برو مرد، برو دلاور و...-رُل لا=درتحت فرمان، در زیر دستورات
ارتباط کلمات فارسی ،انگلیسی با زبان ترکی وبلاکpoladabady@blogfa.com
فیض
حذف کردن - منع کردن - مستثنی ساختن
میثم علیزاده
منتفی کردن، نامیسر ساختن
سپید ناناز
درنظر نگرفتن
Shirinbahari
غیرممکنه این اتفاق بیفتد.حق شرکت در مسابقه را نداشتن
soudabe
در متون روانشناسی که من ترجمه میکنم به معنای نپذیرفتن هم هست.
mft
مردود دانستن
moha
نقض کردن
سام
ناديده گرفتن
Don't Rule out The Shy one
يه خجالتي رو ناديده نگير
Fatemehgheyravani
1. رد کردن ، نفی کردن ،نپذیرفتن
2. جلوگیری کردن ،ممنوع ساختن
3. غیرممکن پنداشتن

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی rule out
کلمه : rule out
املای فارسی : روله آوت
اشتباه تایپی : قعمث خعف
عکس rule out : در گوگل

آیا معنی rule out مناسب بود ؟           ( امتیاز : 99% )