برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
99 1288 100 1

rumble

/ˈrəmbl̩/ /ˈrʌmbl̩/

معنی: شکایت، چغلی، غرولند، چیز پر سر و صدا، سر و صدا، غریدن، فهمیدن، صدای ریز و سنگین دراوردن
معانی دیگر: (صدای تندر یا توپ و غیره) غرنبه، (آسمان) غره، غرش، توف، غرنبیدن، توفیدن، با صدای بلند حرکت کردن یا به حرکت درآوردن، (با صدای بلند) غر زدن، نعره زدن، شکایت (همراه با هیاهو)، (کالسکه های قدیم) صندوق عقب و صندلی مستخدمان، رجوع شود به: tumbling box

بررسی کلمه rumble

فعل ناگذر ( intransitive verb )
حالات: rumbles, rumbling, rumbled
(1) تعریف: to make or emit a low, heavy, continuous sound, as of distant thunder.
مشابه: growl, grumble, roar, roll

- The thunder rumbled in the distance.
[ترجمه ترگمان] رعد از دور می‌غرید
[ترجمه گوگل] رعد و برق در فاصله رمضان
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
- Is that your stomach rumbling?
[ترجمه ANA] شکم شماست که قار و قور می کند؟!
|
[ترجمه ترگمان] این صدای stomach؟
[ترجمه گوگل] آیا معده شما غرق می شود؟
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

(2) تعریف: to move or advance with such a sound.

- The huge truck rumbled over the train tracks.
[ترجمه ترگمان] کامیون بزرگ از روی ریل قطار به گوش رسید
[ترجمه گوگل] کامیون ب ...

واژه rumble در جمله های نمونه

1. the rumble of the enemy's cannons echoed in the mountains
صدای غرش توپ‌های دشمن در کوه‌ها می‌پیچید.

2. the distant rumble of a drum
آواز دهل از راه دور

3. We could tell from the rumble of the thunder that rain was coming.
[ترجمه ترگمان]از غرش رعد که باران می‌بارید، می‌توانستیم بگوییم که باران می‌بارد
[ترجمه گوگل]ما می توانیم از خراب شدن رعد و برق که باران می آید می گویند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. The door slid shut with a rumble.
[ترجمه ترگمان]در با صدای خفه‌ای بسته شد
[ترجمه گوگل]درب اسلحه بسته شد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. A rumble came from the bowels of the earth .
[ترجمه ترگمان]صدای غرشی از اعماق زمین شنیده شد
[ترجمه گوگل]سر و صدا از رودهای زمین آمد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. We could hear the rumble of distant thunder.
[ترجمه ترگمان]صدای غرش رعد از د ...

مترادف rumble

شکایت (اسم)
denunciation , murmur , protest , moan , gripe , groan , rumble , complaint , grievance , discontent
چغلی (اسم)
tale , denunciation , delation , rumble , rumor , rumour
غرولند (اسم)
murmur , rumble , mutter , gnarl
چیز پر سر و صدا (اسم)
rumble
سر و صدا (اسم)
smash , bruit , clamor , noise , racket , brabble , fuss , explosion , blatancy , roar , rattle , rumble , crash , hullabaloo , stramash , dust-up , vociferance , kick-up , noisiness , swash
غریدن (فعل)
roar , boom , fulminate , thunder , rave , peal , rumble
فهمیدن (فعل)
comprehend , sense , get , realize , savor , understand , perceive , see , fathom , grasp , figure out , discern , catch , rumble , follow , savvy , conceive , penetrate , plug in
صدای ریز و سنگین دراوردن (فعل)
rumble

معنی عبارات مرتبط با rumble به فارسی

(اتومبیل های شکاری قدیم) صندلی عقب و بیرون از اتاق اتومبیل
(معمولا جمع) نواره ی شیاردار آسفالت (ارتعاش و صدای ناشی از شیارها راننده را به نزدیک بودن چهارراه و غیره آگاه می کند)

معنی rumble در دیکشنری تخصصی

[سینما] نوفه فرکانس پایین
[زمین شناسی] خطوط لرزاننده
[برق و الکترونیک] لزرش گرامافون ارتعاش کم بسامدی که به طور مکانیکی به صفحه یا گرامافون منتقل شده روی صدای بازسازی شده سوار می شود.

معنی کلمه rumble به انگلیسی

rumble
• deep loud sound, thundering sound; rumble seat, back section of a roadster or coupe which opens to form a seat; street fight, brawl, scuffle (slang)
• make a deep loud sound like that of thunder; take part in a street fight, brawl (slang); understand, discover (slang)
• if something rumbles, it makes a low, continuous noise, often while moving slowly. verb here but can also be used an a count noun. e.g. ...a menacing rumble of distant thunder.
• if an argument, a discussion, or a process rumbles on, it continues happening for a long time in a way that does not attract a lot of attention.
• if someone rumbles on, they continue speaking in a boring way for a long time.

rumble را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

جواد
سروصدا، غاروقور كردن معده
Setayesh-Arya
هم اسم است و هم فعل...در نقش اسم به معنای غرش،تلق تلق اما در نقش فعل به معنای غرش کردن و تلق تلق کردن است
فریاد
بین اوباش و خلافکارهای قدیمی آمریکا به معنی دعوا و درگیر شدن هم رواج داشته.هنوز هم استفاده میشه اما یه نمه کهنه ست.
عطیه
گرومپ صدا دادن (رعد و برق، بمب، ...)
قار و قور کردن (شکم)

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی rumble
کلمه : rumble
املای فارسی : رومبل
اشتباه تایپی : قعئذمث
عکس rumble : در گوگل

آیا معنی rumble مناسب بود ؟           ( امتیاز : 99% )