انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی فارسی به انگلیسی انگلیسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات کلمات اختصاری لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

95 990 100 1

run out

تلفظ run out
تلفظ run out به آمریکایی/ˈrənˈaʊt/ تلفظ run out به انگلیسی/rʌnaʊt/

1- منقضی شدن، به پایان رسیدن، تمام شدن، مصرف شدن 2- بیرون کردن، بیرون راندن، باخر رسیدن، خسته شدن، مردود شدن

بررسی کلمه run out

عبارت ( phrase )
(1) تعریف: to become used up; be consumed.
مشابه: expire, go

(2) تعریف: to force out; expel.
مترادف: banish, exile, expel, oust
مشابه: blackball, drive, eject

- She ran me out of the house.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] اون منو از خونه فراری داد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل] او من را از خانه برد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

واژه run out در جمله های نمونه

1. They have run out of ideas.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]آن‌ها از ایده‌ها بیرون کشیده شده‌اند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]آنها از ایده ها فرار کرده اند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

2. Fears that the world was about to run out of fuel proved groundless.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]ترس از اینکه دنیا در حال خارج شدن از سوخت بوده‌است، بی‌اساس است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]ترس از اینکه جهان از سوخت خارج شود، بی اساس شد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

3. I have run out of patience with her.
ترجمه کاربر [ترجمه masoud] دیگه تحمل اونو ندارم
|

ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]من دیگر طاقتم طاق شده
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]من با او صبر کردم
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

4. I've run out of milk/money/ideas/patience.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]من از شیر \/ پول \/ صبر \/ صبر متنفرم
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]من از شیر / پول / ایده / صبر و تحمل دارم
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

5. Local authorities will run out of money part way through the financial year.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]مقامات محلی از طریق سال مالی از بخش پولی خارج خواهند شد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]مقامات محلی در طول سال مالی به صورت بخشی از پول به سر می برند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

6. Current estimates suggest that supplies will run out within six months.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]برآورده‌ای کنونی حاکی از آن است که عرضه در عرض شش ماه آینده آغاز خواهد شد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]برآوردهای فعلی نشان می دهد که منابع ظرف شش ماه به پایان می رسد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

7. All the students run out of the classrooms as soon as the bell rings.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]همه دانش آموزان به محض این که زنگ به صدا درامد از کلاس‌ها خارج شدند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]همه دانش آموزان از کلاس های درس به زودی به زنگ زنگ می روند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

8. All the children run out to see the rainbow.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]همه بچه‌ها برای دیدن رنگین‌کمان بیرون می‌روند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]تمام کودکان به دیدن رنگین کمان می روند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

9. The cashier had run out with eighty thousand pounds in cash.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]صندوق دار با هشتاد هزار پوند پول نقد شده بود
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]صندوقدار پول نقد را با هشت هزار پوند پرداخت کرد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

10. Once these latest rations run out, the country will again face hunger and starvation.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]هنگامی که این آخرین سهمیه پخش شد، کشور دوباره با گرسنگی و گرسنگی مواجه خواهد شد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]پس از اتمام این آخرین جیره ها، کشور دوباره گرسنگی و گرسنگی را نشان می دهد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

11. He's run out of excuses for not tidying his room.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]برای مرتب کردن اتاقش بهانه می‌آورد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]او برای اتمام اتاق خود از بی عدالتی خسته شده است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

12. That's done it. We've run out of petrol. We'll never be in time for the train now.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]این کار را کردم بنزین تموم کردیم ما هیچ وقت برای قطار وقت نخواهیم داشت
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]این کار انجام شده است ما از بنزین بیرون ریختیم ما در حال حاضر برای قطار هم نخواهیم بود
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

13. It looks as though our luck's finally run out.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]طوری به نظر می‌رسد که انگار بالاخره بخت و اقبال ما در حال فرار است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]به نظر می رسد که شانس ما در نهایت اجرا می شود
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

14. I've run out of milk - would you like some creamer instead?
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]من شیر از شیر بیرون اوردم - به جای آن، خامه را دوست داری؟
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]من از شیر بیرون زده ام - آیا شما بعضی از شیرینی ها را دوست دارید؟
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

15. My worst fear was that we would run out of food.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]بدترین ترسم این بود که از غذا فرار کنیم
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]بدترین ترس من این بود که از غذا بیرون بریم
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

معنی عبارات مرتبط با run out به فارسی

(موجودی چیزی را) به اتمام رساندن، دیگر نداشتن
(عامیانه) تنها گذاشتن و رفتن، قال گذاشتن، رها کردن، ترک کردن
(فوتبال و بسکتبال و غیره - در اواخر مسابقه) توپ را کنترل کردن، وقت کشی کردن

معنی run out در دیکشنری تخصصی

[زمین شناسی] ناهم محوری ، لنگی
[نساجی] کار کردن ماشین بافندگی با ماسوره خالی - با ماسوره خالی کار کردن ماشین بافندگی
[ریاضیات] خارج کردن
[کوه نوردی] طنابِ داده شده
[نساجی] چله تمام شده روی ماشین بافندگی

معنی کلمه run out به انگلیسی

run out of
• use up the supply, exhaust an inventory
run out of steam
• run out of power or energy, run out of fuel

run out را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران درباره معنی run out

Mysm66 ٢١:٢٧ - ١٣٩٧/٠٤/٠٩
ته کشیدن
|

فیض ٢٠:٥٣ - ١٣٩٧/٠٥/١٩
باقی نماندن
|

Alii ٠١:٠٠ - ١٣٩٧/١١/١٩
بپایان رسیدن
|

Kiarash ١٦:٣٨ - ١٣٩٨/٠٣/٢٩
بیرون دویدن
|

ebitaheri@gmail.com ٠٩:٠٣ - ١٣٩٨/٠٥/٢٣
پایان یافتن ، رو به پایان بودن
|

پیشنهاد شما درباره معنی run out



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی run out
کلمه : run out
املای فارسی : ران آوت
اشتباه تایپی : قعد خعف
عکس run out : در گوگل


آیا معنی run out مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 95% )