برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
94 1349 100 1

See through

/si θru/ /siː θruː/

1- (به ماهیت چیزی) پی بردن، 2- تا پایان ادامه دادن، به انجام رساندن، فرانما، شفاف

بررسی کلمه See through

صفت ( adjective )
• : تعریف: able to be seen through; transparent or translucent.

- a see-through vinyl raincoat
[ترجمه ترگمان] یک شاهد - از طریق raincoat vinyl
[ترجمه گوگل] بارانی از وینیل را مشاهده کنید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

واژه See through در جمله های نمونه

1. see-through fabric
پارچه‌ی فرانما

2. Move out of the way, please: I can't see through you!
[ترجمه ترگمان]ازسر راه برو کنار، خواهش می‌کنم: نمی تونم تو رو ببینم!
[ترجمه گوگل]از راه بیرون بروید لطفا من از طریق شما نمیتوانم ببینم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. We can see through all that bull.
[ترجمه ترگمان] ما می تونیم همه اون گاو نر رو ببینیم
[ترجمه گوگل]ما می توانیم از طریق تمام این گاو را ببینیم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. I can see through your little game .
[ترجمه ترگمان] میتونم از بازی little ببینم
[ترجمه گوگل]من می توانم از طریق بازی کوچک خود را ببینید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. She failed to see through his deception.
[ترجمه ترگمان]او از این فریب و فریبکاری او بی‌خبر بود
[ترجمه گوگل]او از طریق فریبش نمیتواند ببیند
[ترجمه شما] ...

معنی کلمه See through به انگلیسی

see through
• see from behind; worry that something will be done properly until the end
• see-through clothes are made of thin cloth, so that you can see a person's body or underclothes through them.

See through را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

علی اکبر منصوری
ماهیت واقعی چیزی را فهمیدن
مثال : My boss saw through my lie and scolded me for faking sickness
رئیسم به ماهیت واقعی دروغم پی برد و مرا بخاطر تظاهر به بیماری بدجوری سرزنش کرد.
a.r
to understand or detect the true nature or character of sb or sth despite some affectation or deception
to not be fooled by someone's or something's outward appearance and understand their or its true nature
محبوبه
نامریی شدن
دارم نا مریی میشم
i am see-through
ایما محسنی
لباس شفاف ،بدن نما
fatemeh
به خوبی تشخیص دادن-متوجه شدن
م ک
(صفت) شفاف

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی see through
کلمه : see through
املای فارسی : سعه تهروق
اشتباه تایپی : سثث فاقخعلا
عکس see through : در گوگل

آیا معنی See through مناسب بود ؟           ( امتیاز : 94% )