انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی فارسی به انگلیسی انگلیسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات کلمات اختصاری لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

95 894 100 1

بررسی کلمه Smell a Rat

عبارت ( phrase )
• : تعریف: to suspect that something is wrong.

واژه Smell a Rat در جمله های نمونه

1. I smell a rat.
ترجمه کاربر [ترجمه سارا:] یه بوهایی میاد
|

ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] من بوی موش رو حس می‌کنم
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]من بوی موش هستم
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

2. If I don't send a picture, he will smell a rat.
ترجمه کاربر [ترجمه سارا] اگر تصویر را ارسال نکنم،به من شک میکند
|

ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]اگر من یک عکس بفرستم، او بوی یک موش را حس می‌کند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]اگر یک تصویر ارسال نکنم، موش را بوی می دهد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

3. It is enough to make you smell a rat and be damned for your cynicism.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]همین کافیه که یه موش رو بو کنی و برای cynicism لعنت به شه
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]این به اندازه کافی است که شما را ببوسد و برای بدبینی شما مرده باشد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

4. I only began to smell a rat when he couldn't come up with the documents he claimed to have.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]من فقط شروع به بو کردن یک موش کردم که او نمی‌توانست با اسنادی که ادعا می‌کرد داشته باشد بالا بیاید
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]من تنها زمانی شروع به بوی موش کردم که او نمیتوانست اسنادی را که ادعا میکرد میآورد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

5. Suffice to say, we smell a rat.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] همین قدر بگم که ما بوی موش رو حس می‌کنیم
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]کافی است بگوییم ما موش را بویژه می دهیم
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

6. The investor doesn't start to smell a rat until the payments aren't coming in.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]سرمایه‌گذار شروع به بوییدن موش نمی‌کند تا وقتی که پرداخت‌ها وارد نشود
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]سرمایه گذار شروع به بوییدن موش نمی کند تا زمانی که پرداخت ها وارد نمی شوند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

7. I smell a rat here - I really do.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]من بوی یه موش رو حس می‌کنم واقعا خوشم میاد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]من اینجا یک موش بوی هستم - واقعا من
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

8. We started to smell a rat when they asked for an extra £500 deposit.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]ما شروع کردیم به بو کشیدن یک موش در زمانی که آن‌ها درخواست سپرده ۵۰۰ پوندی اضافی کردند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]هنگامی که آنها برای سپرده گذاری 500 پوند اضافی درخواست کردند، ما شروع به بوی موش کردیم
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

9. He could smell a rat, and he knew just how the men had been cheated.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]او می‌توانست بوی موش را حس کند، و می‌دانست که چگونه مردان فریب‌خورده بودند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]او می تواند یک موش بوی داشته باشد، و او می دانست که مردان چگونه فریب خورده اند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

10. She felt that he was beginning to smell a rat.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]احساس می‌کرد که دارد بوی موش را استشمام می‌کند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]او احساس کرد که او شروع به بوی یک موش
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

11. Shareholders of targeted companies are also starting to smell a rat.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]سهامداران شرکت‌های مورد نظر همچنین شروع به بوییدن موش می‌کنند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]سهامداران شرکت های هدف نیز شروع به بوی یک موش
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

12. She was worried that he was beginning to smell a rat.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]او نگران بود که دارد شروع به بو کردن یک موش می‌کند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]او نگران بود که او شروع به بوی یک موش
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

13. The old man would probably smell a rat if he were to claim them now.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]پیرمرد احتمالا اگر می‌خواست آن‌ها را به دست آورد، بوی موش می‌داد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]اگر پیرمرد احتمالا بوی این موش را بفروشد، پیر می شود
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

14. I smell a rat. I don't think he's telling the truth.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] من بوی موش رو حس می‌کنم فکر نکنم حقیقت رو گفته باشه
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]من بوی موش هستم فکر نمی کنم او حقیقت را بگوید
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

15. Why are the police looking for me? I smell a rat.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]چرا پلیس دنبال من میگرده؟ من بوی موش رو حس می‌کنم
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]چرا پلیس به دنبال من است؟ من بوی موش هستم
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

معنی کلمه Smell a Rat به انگلیسی

smell a rat
• be suspicious of someone, feel someone is against a common cause

Smell a Rat را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Google Plus Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران درباره معنی Smell a Rat

Sina ٢١:٤٧ - ١٣٩٦/٠٥/٠٦
یه کاسه ای زیر نیم کاسه است!
|

21 ١٥:٣٥ - ١٣٩٧/١٠/٢١
يه خبراييه
|

Hadi ١١:١٩ - ١٣٩٨/٠١/٢٦
قضیه کمی بو داره
|

عاطفه انارکی ٠٠:٠٢ - ١٣٩٨/٠٢/٢٦
?How come the front door is open
? Didn't you close it before we went shopping

I'm sure I did. I can't understand it. Frankly, I smell a rat

Me, too. I'm convinced that something is definitely wrong here. We'd better call the police
|

پیشنهاد شما درباره معنی Smell a Rat



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی smell a rat
کلمه : smell a rat
املای فارسی : سملل ا رات
اشتباه تایپی : سئثمم ش قشف
عکس smell a rat : در گوگل


آیا معنی Smell a Rat مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 95% )