انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی فارسی به انگلیسی انگلیسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات کلمات اختصاری لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

Stay away

تلفظ stay away
تلفظ stay away به آمریکایی تلفظ stay away به انگلیسی

Stay away را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Google Plus Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران درباره معنی Stay away

محمد خ1 ١٠:٠١ - ١٣٩٦/١٠/٠٣
stay away from sb/sth
to not go near or become involved with someone; to avoid something that will have a bad effect on you
|

پ. خرد ٠٠:٢٨ - ١٣٩٦/١٠/٢٨
دور ماندن، دور بودن، وارد معرکه نشدن، طرف چیزی نرفتن
|

a.r ٢٢:٢٠ - ١٣٩٧/٠٦/١٢
to remain at a distance from something or someone, especially from a place where one should not be
|

زهرايعقوبيان ٢٣:٥١ - ١٣٩٨/٠٤/٠٣
دور ماندن
|

pezhmanrz ٠٢:١٥ - ١٣٩٨/٠٤/٠٨
اجتناب کردن، دوری کردن، دور ماندن
to not go near someone or something : avoid
|

پیشنهاد شما درباره معنی Stay away



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

توضیحات دیگر



آیا معنی Stay away مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 97% )