انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه
جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی انگلیسی به انگلیسی کلمات اختصاری فارسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

98 1092 100 1

Steamer

تلفظ steamer
تلفظ steamer به آمریکایی/ˈstiːmər/ تلفظ steamer به انگلیسی/ˈstiːmə/

معنی: ماشین بخار، کشتی بخار، دیگ بخارپز
معانی دیگر: هر چیزی که با بخار کار کند، - بخار، - بخاری، (دیگ) بخارپز

بررسی کلمه Steamer

اسم ( noun )
(1) تعریف: a ship or large boat that operates on steam power; steamship.

(2) تعریف: a pot, tray, or the like designed for steaming food.

(3) تعریف: a type of clam that is cooked by steaming.

واژه Steamer در جمله های نمونه

1. They have transshipped the cargo into a river steamer.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]آن‌ها محموله را به یک کشتی بخار رودخانه منتقل کرده‌اند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]آنها محموله را به یک کشتی بخار رودخانه انتقال داده اند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

2. The bad weather delayed the departure of the steamer.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]هوای بد حرکت کشتی بخار را به تاخیر انداخت
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]آب و هوای بد ناشی از خروج بخارخوار بود
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

3. The steamer arrived in harbor last night.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]کشتی بخار دیشب به بندر رسید
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]کشتی بخار در شب گذشته وارد بندر شد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

4. The steamer calls at several ports along the way.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]کشتی بخار در طول مسیر چندین بندر را فرا می‌خواند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]کشتی گیر در چندین پورت در طول مسیر تماس می گیرد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

5. The steamer was beating along the coast.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]کشتی بخار در امتداد ساحل پیش می‌رفت
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]کشتی بخار در امتداد ساحل بود
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

6. Suddenly a steamer hove in sight. The captain immediately gave an order to send out a signal for rescue.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]ناگهان یک کشتی بخار از نظر ناپدید شد سروان بی‌درنگ دستور داد تا یک سیگنال برای نجات او بفرستند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]ناگهان یک کشتی بخار در نظر گرفته شده است کاپیتان بلافاصله دستور داد که یک سیگنال برای نجات ارسال کند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

7. A small boat edged down upon the big steamer.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]قایق کوچکی روی کشتی بخاری بزرگ به حرکت در آمد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]یک قایق کوچک بر روی کشتی بخار بزرگ فرود آمد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

8. The passengers loaded into the steamer.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]مسافران سوار کشتی بخار شدند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]مسافران بارگیری شده به بخار
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

9. For this steamer, Liverpool is not a port of call.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]برای این کشتی بخار، لیورپول یک بندر صدا نیست
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]برای این بخار، لیورپول بندر تماس نیست
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

10. The steamer edged off.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]کشتی بخار به راه افتاد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]کشتی بخار متوقف شد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

11. Wish you can benefit from our online sentence dictionary and make progress every day!
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]ای کاش شما می‌توانید از فرهنگ لغت آنلاین ما بهره‌مند شوید و هر روز پیشرفت کنید!
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]آرزو می کنم که بتوانید از فرهنگ لغت حکم آنلاین ما بهره مند شوید و هر روز پیشرفت کنید!
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

12. The island is connected by a steamer service to the mainland.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]جزیره توسط یک کشتی بخار به خشکی متصل شده‌است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]این جزیره با خدمات کشتی به سرزمین اصلی متصل می شود
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

13. The steamer makes 20 knots an hour.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]کشتی بخار بیست گره در ساعت ایجاد می‌کند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]بخار می سازد 20 گره در ساعت
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

14. He embarked for America on the steamer.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]او سوار کشتی بخار شد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]او برای آمريکا در کشتی بخار گرفت
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

15. The steamer will go west by north.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]کشتی بخار از شمال به غرب خواهد رفت
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]کشتی بخار از شمال به سمت غرب می رود
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

مترادف Steamer

ماشین بخار (اسم)
engine , steam engine , steamer
کشتی بخار (اسم)
steamer , steamboat , steamship
دیگ بخارپز (اسم)
steamer

معنی عبارات مرتبط با Steamer به فارسی

رجوع شود به: deck chair
پتوی عرشه ی کشتی (که مسافران هنگام نشستن در عرشه آن را روی خود می اندازند)
چمدان بزرگ (دارای بدنه ی سفت)، صندوق

معنی Steamer در دیکشنری تخصصی

[حسابداری] کشتی
[مهندسی گاز] دیگ بخارپز
[نساجی] دیگ بخار - استیمر ( دستگاه تثبیت رنگ پارچه چاپ شده توسط بخار ) - ماشین بخار
[نساجی] دیگ بخاردو جداره
[نساجی] ماشین بخار مارپیچ- ماشین بخار آویز
[نساجی] ماشین بخار ستاره ای
[نساجی] اسیمر واندرول - نوعی محفظه بخار جهت تثبیت پارچه های چاپ شده با رنگهای خمی

معنی کلمه Steamer به انگلیسی

steamer
• steamship; pressure cooker, special pot used to steam foods
• a steamer is a ship that is powered by steam.
screw steamer
• steamship purshed forward by a screw

Steamer را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران

😍😘e.y😘😍 ١١:٥٨ - ١٣٩٨/٠٩/١٤
A streamer is a long piece of colored paper that you use for decorating.
|

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی steamer
کلمه : steamer
املای فارسی : ستیمر
اشتباه تایپی : سفثشئثق
عکس steamer : در گوگل


آیا معنی Steamer مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 98% )