برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
94 1347 100 1

Strike a balance


توازن برقرار کردن

واژه Strike a balance در جمله های نمونه

1. We try to strike a balance between justice and mercy.
[ترجمه ترگمان]ما سعی می‌کنیم بین عدالت و ترحم تعادل برقرار کنیم
[ترجمه گوگل]ما سعی می کنیم بین عدالت و رحمت توازن برقرار کنیم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. We need to strike a balance between the needs of the community and the rights of the individual.
[ترجمه ترگمان]ما باید تعادلی میان نیازهای جامعه و حقوق فرد ایجاد کنیم
[ترجمه گوگل]ما نیاز به تعادل بین نیازهای جامعه و حقوق فرد داریم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. We need to strike a balance between these conflicting interests.
[ترجمه ترگمان]ما باید بین این علایق متضاد تعادلی برقرار کنیم
[ترجمه گوگل]ما باید بین این منافع متضاد توافق کنیم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. At times like that you have to strike a balance between sleep and homework.
[ترجمه ترگمان]گاهی اوقات شما باید تعادل بین خواب و تکالیف را ایجاد کنید
[ترجمه گوگل]در این زمانها، شما باید تعادل بین خواب و مشاغل را جابج ...

Strike a balance را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

علی اکبر منصوری
اصطلاح) برقراری یک توازن، توازن برقرار کردن. مثال He needs to strike a better balance between his work life and his family life او باید بین زندگی کاریش و زندگی خانوادگی اش توازن بهتری برقرار کند.
سعید ترابی
به یک اندازه اهمیت دادن (به دو چیز)، توازن برقرار کردن
سعید ترابی
به یک اندازه اهمیت دادن (به دو چیز)، توازن برقرار کردن

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی strike a balance
کلمه : strike a balance
املای فارسی : استرایک ا بالانس
اشتباه تایپی : سفقهنث ش ذشمشدزث
عکس strike a balance : در گوگل

آیا معنی Strike a balance مناسب بود ؟           ( امتیاز : 94% )