انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه
جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی انگلیسی به انگلیسی کلمات اختصاری فارسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

98 1075 100 1

saga

تلفظ saga
تلفظ saga به آمریکایی/ˈsɑːɡə/ تلفظ saga به انگلیسی/ˈsɑːɡə/

معنی: حماسه، حماسه اسکاندویناوی
معانی دیگر: رزمنامه، پهلوان نامه، داستان، حماسه ی اسکاندیناوی، ساگا (معمولا به نثر و مربوط به قرون وسطی و سرگذشت خانواده های مهم و قهرمانان)

بررسی کلمه saga

اسم ( noun )
(1) تعریف: a medieval Nordic or Icelandic prose narrative, esp. one describing the historical or legendary exploits of a single person or family.

- The saga told of the extraordinary travels and adventures of their ancestors.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] این حماسه از مسافرت‌های فوق‌العاده و ماجراهای نیاکان خود حکایت می‌کرد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل] حماسه از سفر های فوق العاده و ماجراهای اجداد خود را گفت
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

(2) تعریف: any long detailed narrative, esp. one chronicling the generations of a family or group; epic.
مشابه: history

واژه saga در جمله های نمونه

1. the saga of those who dedicated their lives to the development of sciences
ترجمه حماسه‌ی آنان‌که جان خود را فدای پیشرفت علوم کردند

2. The whole saga began back in May.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]این فیلم در ماه می شروع به کار کرد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]کل حماسه در ماه مه آغاز شد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

3. Herbert sat quietly through the telling of this saga.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]هربرت با گفتن این حماسه به آرامی نشسته بود
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]هربرت بی سر و صدا از طریق گفتن این حماسه نشسته بود
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

4. The front page is devoted to the continuing saga of the hijack.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]صفحه اول به داستان دنباله‌دار of اختصاص دارد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]صفحه اول به حماقت مداوم حادثه اختصاص یافته است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

5. She has written a huge and compelling family saga.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]او یک حماسه خانوادگی بزرگ و قانع‌کننده نوشته‌است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]او حماسه خانوادگی عظیم و جنجالی را نوشته است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

6. It was just another episode in an ongoing saga of marriage problems.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]این یک حادثه دیگر در یک حماسه جاری از مشکلات ازدواج بود
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]این فقط یک قسمت دیگر در حوادث مداوم از مشکلات ازدواج بود
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

7. The president was clearly exasperated by the whole saga.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]از این داستان، رئیس‌جمهور کام لا خشمگین شده بود
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]رئيس جمهور به وضوح خشمگین شده بود
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

8. Our Susan and Vera saga in Bewley's is not that far-fetched and it replaces negative comment in many cases.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]داستان سوزان و ورا در کتاب بی ولی چندان دور از ذهن نیست و جایگزین نظرات منفی در بسیاری از موارد می‌شود
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]سوزان و حماسه ورا ما در Bewley نه چندان جذاب است و در بسیاری موارد جایگزین نظر منفی می شود
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

9. It's the latest twist in the saga involving council official Tommy Sheppard.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]این آخرین پیچ در حماسه مربوط به یک مقام شورا تامی شپرد است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]این تازه ترین پیچ و تاب در حماسه شامل تامی شپارت شورای رسمی است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

10. As the movers and shakers of this peculiar saga, Bonnaire and Huppert are unnerving and fascinating to watch together.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]همچنان که the و shakers این حماسه عجیب، Bonnaire و Huppert، unnerving و fascinating است که با هم باشیم
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]همانطور که حرکت و شیکرهای از این حماسه عجیب و غریب، بونیر و Huppert غافلگیر و جذاب به تماشای یکدیگر
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

11. The Elijah-Elisha saga made a further deep impression on me.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] داستان الایژا - Elisha تاثیر عمیقی بر من گذاشت
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]حماسه الیه الیشا باعث شد که من بیشتر درگیر این موضوع باشم
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

12. Stay tuned, because the Carrey saga should get interesting.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]با دقت تنظیم‌شده باشید، زیرا داستان جیم‌کری باید جالب باشد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]در ارتباط باشید، زیرا قصه کری باید جالب باشد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

13. But it is also a saga of human avarice and the abuse of power.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]اما این یک حماسه avarice انسان و سو استفاده از قدرت نیز هست
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]اما این نیز حماسی است از جنجالی و سوء استفاده از قدرت
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

14. This whole saga ruins any faith you had in the game.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]کل این داستان، هر ایمانی که تو بازی داشتی رو خراب کنه
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]این حماسه کامل هر ایمانی را که در این بازی داشتید خراب می کند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

مترادف saga

حماسه (اسم)
epic , saga , epopee
حماسه اسکاندویناوی (اسم)
saga

معنی عبارات مرتبط با saga به فارسی

(اسطوره های ایسلندی و ژرمنی) حماسه ی ولسونگا

معنی کلمه saga به انگلیسی

saga
• legend, tale of heroic adventures
• a saga is a long and often complicated sequence of events.
• a saga is also a type of long story, novel, television series, or film that covers a period of many years and often several generations of a family.

saga را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Twitter LinkedIn

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی saga
کلمه : saga
املای فارسی : سگا
اشتباه تایپی : سشلش
عکس saga : در گوگل


آیا معنی saga مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 98% )