برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
97 1354 100 1

sally forth

واژه sally forth در جمله های نمونه

1. Let's sally forth as the rain has stopped.
[ترجمه ترگمان]وقتی باران متوقف می‌شود، بیایید بیرون
[ترجمه گوگل]پس از باران متوقف شود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. We need, therefore, to sally forth once more into the mathematical jungle of vector spaces.
[ترجمه ترگمان]بنابراین ما نیاز داریم یک‌بار دیگر به جنگل ریاضیات فضاهای برداری برویم
[ترجمه گوگل]بنابراین ما نیاز داریم که یک بار دیگر به جنگل ریاضی فضاهای بردار برسیم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. Thursday morning: himself, myself and large black labrador sally forth to G-o-S.
[ترجمه ترگمان]پنجشنبه صبح، خود من و labrador سیاه بزرگ به G - o حمله کردند
[ترجمه گوگل]صبح روز پنجشنبه، خودم و بزرگ لابرادور سیاه و سفید به G-o-S منتقل شدم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. Let's sally forth and look at the town.
[ترجمه ترگمان]بیایید بیرون برویم و به شهر نگاه کنیم
[ترجمه گوگل]بیایید بیرون برویم و به شهر نگاه کنیم
[ترجمه شما] ...

معنی کلمه sally forth به انگلیسی

sally forth
• hit the road, set out, leave; depart, get going; rush forward; leave on a journey, set out on a trip

sally forth را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

محمد بختیاری
یورش بردن
میثم نبی پور
sally out/forth
راه افتادن، حرکت کردن، رهسپار شدن

هم معنی/synonym:
set out
🐾 مهدی صباغ
برای انجام کاری سخت رهسپار شدن
پاشنه ی کفش را جهت کاری دشوار، وَر کشیدن
رهسپار شدن

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر


آیا معنی sally forth مناسب بود ؟           ( امتیاز : 97% )