برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
94 1282 100 1

scapegoat

/ˈskeɪpɡoʊt/ /ˈskeɪpɡəʊt/

معنی: کسیکه قربانی دیگران شود، بز طلیعه
معانی دیگر: سپر بلا، بلاگردان، کسی که گناه دیگران را به گردن او می اندازند، (در اصل - یهودیان باستان) بز قربانی که خاخام گناهان مردم را در گوشش می خواند و سپس می گذاشت فرار کند، کسی راقربانی دیگران کردن

بررسی کلمه scapegoat

اسم ( noun )
• : تعریف: one made to bear the blame for the wrongs of others.

- The police chief fired the officer in question, but the problem in the department was much larger and the young officer was just a scapegoat.
[ترجمه ترگمان] رئیس پلیس این افسر را مورد سوال قرار داد، اما مشکل این بخش بسیار بیشتر بود و افسر جوان قربانی شده بود
[ترجمه گوگل] رئیس پلیس این مأمور را اخراج کرد، اما مشکل در بخش بسیار بزرگتر بود و افسر جوان تنها یک سرقت بود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
فعل گذرا ( transitive verb )
حالات: scapegoats, scapegoating, scapegoated
• : تعریف: to make into a scapegoat.

واژه scapegoat در جمله های نمونه

1. jews were made a scapegoat for all of germany's misfortunes
یهودیان را عامل همه‌ی بدبختی‌های آلمان شمردند.

2. I don't deserve to be made the scapegoat for a couple of bad results.
[ترجمه مائده] حق من نیست که بخاطر چند تا اتفاق بد عامل همه ی بدبختی ها دانسته شوم
|
[ترجمه ترگمان]من مستحق این نیستم که اون سپر رو برای چند تا نتیجه بد درست کنم
[ترجمه گوگل]من سزاوار نیستم که برای چندین نتیجه بد نتیجه اخلاقی شود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. He has been made a scapegoat for the company's failures.
[ترجمه ترگمان]او قربانی شکست‌های این شرکت شده‌است
[ترجمه گوگل]او برای شکست های این شرکت مقصر بوده است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. Strike leaders tried to scapegoat foreign competitors.
[ترجمه ترگمان]رهبران اعتصاب سعی کردند رقبای خارجی را قربانی کنند
[ترجمه گوگل]رهبران اعتصاب قصد داشتند رقبای خارجی را از بین ببرند
...

مترادف scapegoat

کسیکه قربانی دیگران شود (اسم)
scapegoat
بز طلیعه (اسم)
scapegoat

معنی کلمه scapegoat به انگلیسی

scapegoat
• person or group that is blamed for the sins or wrongdoings of others
• if someone is made a scapegoat, they are blamed for something that they were not fully responsible for because other people want to protect themselves.

scapegoat را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

مرتضی بزرگیان
قربانی، سپر بلا، بلاگردان
غ ع مسجدی
وجه المصالحه

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی scapegoat
کلمه : scapegoat
املای فارسی : سکپگت
اشتباه تایپی : سزشحثلخشف
عکس scapegoat : در گوگل

آیا معنی scapegoat مناسب بود ؟           ( امتیاز : 94% )