انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی فارسی به انگلیسی انگلیسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات کلمات اختصاری لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

97 989 100 1

schematic

تلفظ schematic
تلفظ schematic به آمریکایی/skəˈmætɪk/ تلفظ schematic به انگلیسی/skɪˈmætɪk/

معنی: قیاسی، نموداری، الگو وار
معانی دیگر: وابسته به برنامه ی زمان بندی شده، برنامه ای، ترسیمه ای

بررسی کلمه schematic

صفت ( adjective )
• : تعریف: of, pertaining to, or formed like an outline or diagram.

- The information is displayed in a schematic form that lays everything out clearly.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] اطلاعات به شکل نموداری به نمایش گذاشته می‌شود که همه چیز را به وضوح مشخص می‌کند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل] اطلاعات در شکل اساسی نمایش داده می شود که همه چیز را به روشنی بیان می کند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش
اسم ( noun )
مشتقات: schematically (adv.)
• : تعریف: a diagram or chart, esp. of an electrical or mechanical layout.

واژه schematic در جمله های نمونه

1. The play has a very schematic plot.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]نمایش یک نقشه نموداری کلی دارد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]بازی یک طرح بسیار برنامه ریزی شده است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

2. This is represented in the schematic diagram below.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]این در نمودار شماتیک زیر نشان‌داده شده‌است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]این در نمودار طرح کلی زیر نشان داده شده است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

3. It is a schematic diagram of the manufacturing process at that level of detail for a simple capacitor.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]این یک نمودار شماتیک از فرآیند تولید در آن سطح از جزئیات برای یک خازن ساده است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]این نمودار مدارکی از فرایند تولید در آن سطح جزئیات برای یک خازن ساده است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

4. Thus systemic and schematic knowledge develop concurrently, each supportive of the other.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]بنابراین، دانش سیستماتیک و فراگیر به صورت همزمان رشد می‌کنند و هر کدام حامی دیگری هستند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]بدین ترتیب دانش سیستماتیک و یکپارچه توسعه همزمان، هر یک از طرفداران دیگر
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

5. Figure Schematic diagram of the gene 62 promoter region.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]شکل شماتیک این ژن‌ها ناحیه پروموتور ۶۲
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]شکل نمودار مختصات ژن 62 پروموتور منطقه
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

6. They eschewed grand schemes of schematic explanation, preferring empirical explorations of the particular, with close attention to analyzing function.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]آن‌ها از طرح‌های بزرگ توضیح کلی اجتناب می‌کردند و کشفیات تجربی را به خصوص با توجه کامل به تجزیه و تحلیل عملکرد ترجیح می‌دادند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]آنها از طرح های بزرگی از توضیحات اساسی جلوگیری کردند، اکتشافات تجربی خاص را ترجیح می دادند، با توجه دقیق به تجزیه و تحلیل عملکرد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

7. A schematic version of this relatively simple circuit is shown in Figure
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]یک شکل کلی از این مدار نسبتا ساده در شکل نشان‌داده شده‌است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]یک نسخه اساسی از این مدار نسبتا ساده در شکل نشان داده شده است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

8. The degree of formality ranged from elaborate and schematic written documents to a simple mental rehearsal of what would happen next.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]درجه تشریفات از اسناد مفصل و schematic تا یک تمرین ذهنی ساده از آنچه در آینده اتفاق خواهد افتاد، قرار داشت
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]درجه رسمی از اسناد نوشته شده به صورت دقیق و اساسی به یک تمرین ذهنی ساده از آنچه که بعدا اتفاق می افتد، متغیر بود
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

9. Schematic representations of the fusion proteins and reporter gene that were used.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]نمایش شماتیک پروتیین‌ها و ژن reporter که مورد استفاده قرار گرفتند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]تظاهرات شبیه پروتئین فیوژن و ژن گزارشگر مورد استفاده قرار گرفت
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

10. Schematic diagram of the gene 62 promoter region.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]نمای شماتیک از ناحیه پروموتور ۶۲
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]نمودار مختصات ژن 62 پروموتور منطقه
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

11. These were expressed in schematic diagrams showing the relationship between building development and open land.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]این‌ها در نمودار شماتیک نشان داده شدند که رابطه بین توسعه ساختمان و زمین باز را نشان می‌دهند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]اینها در نمودارهای طرح ریزی شده نشان دادند که رابطه بین توسعه ساختمان و زمین باز است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

12. The schematic drawings are used as the basis for bidding.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]طرح‌های نموداری به عنوان اساس مناقصه استفاده می‌شوند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]نقشه های طرح بندی به عنوان مبنای پیشنهاد قیمت گذاری استفاده می شود
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

13. A schematic diagram of the method is shown in figure
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]دیاگرام شماتیک این روش در شکل نشان‌داده شده‌است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]نمودار مختصری از روش در شکل نشان داده شده است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

14. His business card had a small schematic map on the back.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]کارت ویزیت او نقشه کوچکی روی پشتش داشت
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]کارت کسب و کار خود را یک نقشه کوچک نقشه بر روی پشت بود
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

مترادف schematic

قیاسی (صفت)
inductive , categorical , analogical , syllogistic , comparative , schematic , categoric
نموداری (صفت)
schematic
الگو وار (صفت)
schematic

معنی عبارات مرتبط با schematic به فارسی

معنی schematic در دیکشنری تخصصی

schematic
[کامپیوتر] طرح کلی ؛الگووار
[برق و الکترونیک] طرح واره ، شماتیک
[نساجی] ترسیمی
[ریاضیات] الگووار، خلاصه، طرح، طرحواره، ترسیمی
[آمار] شمایی
[برق و الکترونیک] ضبط تصویری - نمادهای نشان دهنده بلوکهای عملیاتی یا عناصر مداری مجزا در نقشه الکترونیکی که در طرح گرافیکی ایستگاه کاری قرار دارند و با نمایش گرافیکی سیما ، کابلها و متصل کننده ها به یکدیگر متصل شده اند . از این نقشه در بازسازی ، تهیه فهرست قطعات و تولید استفاده می شود و نوعی از طراحی به کمک کامپیوتر است .
[شیمی] نمودار اجمالی ، نمودار شمایی
[برق و الکترونیک] نمودار شماتیک ، نمودار طرح وار
[ریاضیات] نمودار کلی
[آب و خاک] نمودار شمائی
[آب و خاک] مدل شمائی
[آمار] نمودار شمایی
[کامپیوتر] علائم الگویی
[کامپیوتر] نمودار الکتریکی .
[خاک شناسی] نقشه شمایی خاک

معنی کلمه schematic به انگلیسی

schematic
• diagrammatic, pertaining to a plan or diagram
• a schematic representation is a drawing or diagram showing how something works in a simplified way; a technical term.
schematic chart
• outline, diagram, first draft which lacks detail
schematic diagram
• outline, chart, first draft which lacks detail

schematic را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران درباره معنی schematic

زهرا ٢٢:٠٢ - ١٣٩٦/١٠/٠٦
شماتیک
|

ebitaheri@gmail.com ٠٩:٠٦ - ١٣٩٦/١٢/١٠
نمایی ، نمایه‌ای ، نمایشی ، الگویی
|

Azad ١٥:١٢ - ١٣٩٧/٠٥/٠٨
طرح كلي. الگو واري
|

پیشنهاد شما درباره معنی schematic



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

صادق > برسلان
Dokhtare koli > Ladder
محمد قلی پور > it's not as if
> Ski poles
مصطفی لطفی > تولوا
مهیار تفوق > bioflocculation
DASY > caption
محمد ثابتی > boyka

نگارش واژه نو   |   پیشنهادهای امروز

توضیحات دیگر

معنی schematic
کلمه : schematic
املای فارسی : شماتیک
اشتباه تایپی : سزاثئشفهز
عکس schematic : در گوگل


آیا معنی schematic مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 97% )