برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
95 1322 100 1

schematic

/skəˈmætɪk/ /skɪˈmætɪk/

معنی: قیاسی، نموداری، الگو وار
معانی دیگر: وابسته به برنامه ی زمان بندی شده، برنامه ای، ترسیمه ای

بررسی کلمه schematic

صفت ( adjective )
• : تعریف: of, pertaining to, or formed like an outline or diagram.

- The information is displayed in a schematic form that lays everything out clearly.
[ترجمه ترگمان] اطلاعات به شکل نموداری به نمایش گذاشته می‌شود که همه چیز را به وضوح مشخص می‌کند
[ترجمه گوگل] اطلاعات در شکل اساسی نمایش داده می شود که همه چیز را به روشنی بیان می کند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
اسم ( noun )
مشتقات: schematically (adv.)
• : تعریف: a diagram or chart, esp. of an electrical or mechanical layout.

واژه schematic در جمله های نمونه

1. The play has a very schematic plot.
[ترجمه ترگمان]نمایش یک نقشه نموداری کلی دارد
[ترجمه گوگل]بازی یک طرح بسیار برنامه ریزی شده است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. This is represented in the schematic diagram below.
[ترجمه ترگمان]این در نمودار شماتیک زیر نشان‌داده شده‌است
[ترجمه گوگل]این در نمودار طرح کلی زیر نشان داده شده است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. It is a schematic diagram of the manufacturing process at that level of detail for a simple capacitor.
[ترجمه ترگمان]این یک نمودار شماتیک از فرآیند تولید در آن سطح از جزئیات برای یک خازن ساده است
[ترجمه گوگل]این نمودار مدارکی از فرایند تولید در آن سطح جزئیات برای یک خازن ساده است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. Thus systemic and schematic knowledge develop concurrently, each supportive of the other.
[ترجمه ترگمان]بنابراین، دانش سیستماتیک و فراگیر به صورت همزمان رشد می‌کنند و هر کدام حامی دیگری هستند
[ترجمه گوگل]بدین ترتیب دانش سیستماتیک و یکپارچه توسعه همزمان، ...

مترادف schematic

قیاسی (صفت)
inductive , categorical , analogical , syllogistic , comparative , schematic , categoric
نموداری (صفت)
schematic
الگو وار (صفت)
schematic

معنی عبارات مرتبط با schematic به فارسی

معنی schematic در دیکشنری تخصصی

schematic
[کامپیوتر] طرح کلی ؛الگووار
[برق و الکترونیک] طرح واره ، شماتیک
[نساجی] ترسیمی
[ریاضیات] الگووار، خلاصه، طرح، طرحواره، ترسیمی
[آمار] شمایی
[برق و الکترونیک] ضبط تصویری - نمادهای نشان دهنده بلوکهای عملیاتی یا عناصر مداری مجزا در نقشه الکترونیکی که در طرح گرافیکی ایستگاه کاری قرار دارند و با نمایش گرافیکی سیما ، کابلها و متصل کننده ها به یکدیگر متصل شده اند . از این نقشه در بازسازی ، تهیه فهرست قطعات و تولید استفاده می شود و نوعی از طراحی به کمک کامپیوتر است .
[شیمی] نمودار اجمالی ، نمودار شمایی
[برق و الکترونیک] نمودار شماتیک ، نمودار طرح وار
[ریاضیات] نمودار کلی
[آب و خاک] نمودار شمائی
[آب و خاک] مدل شمائی
[آمار] نمودار شمایی
[کامپیوتر] علائم الگویی
[کامپیوتر] نمودار الکتریکی .
[خاک شناسی] نقشه شمایی خاک

معنی کلمه schematic به انگلیسی

schematic
• diagrammatic, pertaining to a plan or diagram
• a schematic representation is a drawing or diagram showing how something works in a simplified way; a technical term.
schematic chart
• outline, diagram, first draft which lacks detail
schematic diagram
• outline, chart, first draft which lacks detail

schematic را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

زهرا
شماتیک
ebi
نمایی ، نمایه‌ای ، نمایشی ، الگویی
Azad
طرح كلي. الگو واري
یوسف نادری
schema: شِما
schematic: شِماتیک

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی schematic
کلمه : schematic
املای فارسی : شماتیک
اشتباه تایپی : سزاثئشفهز
عکس schematic : در گوگل

آیا معنی schematic مناسب بود ؟           ( امتیاز : 95% )