انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی فارسی به انگلیسی انگلیسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات کلمات اختصاری لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

97 991 100 1

scheme

تلفظ scheme
تلفظ scheme به آمریکایی/ˈskiːm/ تلفظ scheme به انگلیسی/skiːm/

معنی: ترتیب، تمهید، برنامه، طرح، رویه، تدبیر، طرح کلی، نقشه، توطئه چیدن، نقشه طرح کردن، طرح کردن
معانی دیگر: نقشه ی عمل، دوز و کلک، کلک، حقه، ترفند، حیله، تبانی، سوسه، دسیسه، آرایش، نظام، کلک زدن، تبانی کردن، حقه زدن، سوسه آمدن، دسیسه کردن، نقشه چیدن، نمودار، نمایه، دیسنما، ترسیمه، جدول، طرح واره، جدول ستاره خوانی، نمودار قرارگیری ستارگان، تدبیر کردن، تمهید کردن

بررسی کلمه scheme

اسم ( noun )
(1) تعریف: a devious plan; plot.
مترادف: cabal, contrivance, design, intrigue, machination, plot
مشابه: collusion, deal, device

- His marrying her was just part of a scheme to get at her inheritance.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] ازدواج او فقط بخشی از نقشه بود که به ارث او برسد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل] ازدواج او تنها بخشی از یک طرح برای به دست آوردن او در میراث بود
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

(2) تعریف: a plan or program for gaining a specific goal.
مترادف: game plan, means, plan, projection, strategy
مشابه: design, tack, tactic

- They thought of a brilliant scheme to make money over the summer.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] آن‌ها به فکر یک نقشه درخشان بودند که در تابستان پول در بیاورند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل] آنها از یک طرح درخشان برای پول در طول تابستان فکر کردند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش
- The government's scheme to create more jobs is being criticized.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] برنامه دولت برای ایجاد مشاغل بیشتر مورد انتقاد قرار گرفته‌است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل] طرح دولت برای ایجاد شغل های بیشتری مورد انتقاد قرار می گیرد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

(3) تعریف: any organization of parts viewed as a whole.
مترادف: arrangement, pattern, plan, system
مشابه: design, lay, layout

- The architect is considering the overall scheme of the proposed building.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] معمار طرح کلی ساختمان پیشنهادی را مد نظر دارد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل] معمار در نظر گرفتن طرح کلی ساختمان پیشنهادی است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش
فعل گذرا ( transitive verb )
حالات: schemes, scheming, schemed
• : تعریف: to plan or contrive.
مترادف: contrive, design, devise, machinate
مشابه: brew, concoct, conspire, formulate, intrigue, plan, plot, project

- Once in prison, he schemed his revenge.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] یک‌بار در زندان از او انتقام گرفت
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل] او زمانی که در زندان بود انتقام او را گرفت
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش
- She schemed a way to get what she desired.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] او راهی برای رسیدن به چیزی که می‌خواست پیدا کرد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل] او شیوه ای را برای به دست آوردن آنچه که او می خواست، شبیه سازی کرد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش
فعل ناگذر ( intransitive verb )
مشتقات: schemer (n.)
• : تعریف: to form a devious plan; plot.
مترادف: connive, intrigue, machinate, plot
مشابه: conspire, contrive, devise, finagle, plan

- The nobles schemed in order to get control over the young king.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] اشراف برای تسلط بر شاه جوان نقشه کشیدند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل] اسطوره ها به منظور کنترل بر پادشاه جوان طراحی شده اند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

واژه scheme در جمله های نمونه

1. a scheme to evade paying taxes
ترجمه نقشه‌ای برای گریز از پرداخت مالیات

2. a scheme to get control of the government
ترجمه ترفندی برای اعمال نفوذ در دستگاه دولت

3. another scheme to cheat old farmers
ترجمه یک حقه‌ی دیگر برای گول زدن کشاورزان سالخورده

4. the scheme of things in the material world
ترجمه نظام چیزها در جهان مادی

5. a color scheme
ترجمه آرایش رنگ‌ها

6. a government scheme for fighting illiteracy
ترجمه تدبیر دولت برای پیکار با بیسوادی

7. a mad scheme
ترجمه نقشه‌ی احمقانه

8. a mature scheme
ترجمه نقشه‌ی سنجیده

9. a new scheme for rural electrification
ترجمه طرحی تازه برای برق رسانی به روستاها

10. a romantic scheme
ترجمه یک طرح غیرعملی

11. a subtle scheme
ترجمه یک نقشه‌ی حیله‌آمیز

12. a visionary scheme
ترجمه یک نقشه‌ی غیرعملی

13. a wild scheme
ترجمه یک طرح غیر عملی

14. a health insurance scheme
ترجمه برنامه‌ی بیمه‌ی سلامتی

15. a wildcat industrial scheme
ترجمه یک طرح صنعتی پرمخاطره

16. The greatest weakness of the scheme lies in its lack of government support.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]بزرگ‌ترین ضعف این طرح، فقدان حمایت دولتی است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]بزرگترین ضعف این طرح فقدان حمایت دولت است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

17. The failure of this scheme contributed to her eventual downfall.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]شکست این طرح منجر به سقوط احتمالی او شد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]شکست این طرح موجب کاهش سقوط او شد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

18. His company has the best pension scheme in the industry.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]شرکت او بهترین برنامه بازنشستگی را در این صنعت دارد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]شرکت او دارای بهترین طرح بازنشستگی در صنعت است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

19. The scheme was criticized as too idealistic and impracticable.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]این طرح به عنوان too و غیرعملی مورد انتقاد قرار گرفت
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]این طرح به عنوان بیش از حد آرمانگرا و غیرقابل اجتناب بود
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

20. She'd cooked up some weird scheme that was going to earn her a fortune.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]او طرح عجیبی برای خودش درست کرده بود که او را ثروتمند کرده بود
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]او قبلا برنامه ای عجیب و غریبی داشت که می خواست ثروتش را به دست آورد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

21. The scheme offers an ideal opportunity for youngsters to get training.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]این برنامه یک فرصت ایده‌آل برای نوجوانان فراهم می‌کند تا آموزش ببینند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]این طرح فرصتی عالی برای جوانان برای آموزش فراهم می کند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

22. The university's exchange scheme for teachers has cemented its links with many other academic institutions.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]طرح مبادله دانشگاه برای معلمان ارتباط خود با بسیاری از موسسات دانشگاهی دیگر را تحکیم ساخته‌است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]طرح تبادل دانشگاه برای معلمان، پیوندهای خود را با بسیاری از موسسات دانشگاهی دیگر هماهنگ کرده است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

23. The opposition to her scheme made her more determined than ever.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]مخالفت با این نقشه او را مصمم‌تر از پیش کرد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]مخالفت با طرح او او را از هر زمان دیگری مصمم تر ساخت
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

مترادف scheme

ترتیب (اسم)
order , arrangement , run , sequence , discipline , system , setup , ordonnance , rank , ordering , serialization , regularity , scheme , assortment , configuration , layout , management , collocation
تمهید (اسم)
arrangement , intrigue , preparation , scheming , scheme , contrivance , prolusion
برنامه (اسم)
title , program , scheme , bill of fare , plan , schedule , code , syllabus
طرح (اسم)
trace , figure , design , skeleton , projection , line , scheme , draft , pattern , plan , blueprint , layout , project , model , drawing , lineament , diagram , plot , protraction , sketch , croquis , delineation , eye draught , schema , outline , shop drawing
رویه (اسم)
upper , tack , top , procedure , facing , cover , surface , method , scheme , metier , comportment , vamp , praxis , tenor , instep , ism
تدبیر (اسم)
measure , counsel , rede , design , contraption , experiment , scheme , contrivance , plan , machination , gimmick
طرح کلی (اسم)
scheme , outline
نقشه (اسم)
program , design , scheme , plan , project , model , plat , chart , map , plot
توطئه چیدن (فعل)
collogue , collude , intrigue , scheme , plot
نقشه طرح کردن (فعل)
scheme
طرح کردن (فعل)
propose , design , draw , scheme , draft , plan , bring forth , lay , propound , sketch , put forward

معنی عبارات مرتبط با scheme به فارسی

رنگ بندی، طرح رنگ
رویه زندگی، نقشه زندگی
ترتیب قافیه های شعر (در انگلیسی با حروف الفبا نشان می دهند مثلا ترتیب قافیه ی سانت ایتالیایی: abba abba cdecde)، ترتیب وقوع قوافی در بند شعری، قافیه بندی

معنی scheme در دیکشنری تخصصی

scheme
[عمران و معماری] طرح - سامانسازی - برنامه
[برق و الکترونیک] طرح
[بهداشت] کروکی
[نساجی] طرح
[ریاضیات] طرح
[آمار] طرح
[حقوق] قرارداد ارفاقی (میان ورشکسته یا بدهکار یا بستانکاران)
[ریاضیات] طرح جبری
[ریاضیات] طرح نسبت دهی
[ریاضیات] شمای برنولی، طرح برنولی
[عمران و معماری] طرح بهسازی محیط
[آب و خاک] طرح تابلو شطرنجی
[آب و خاک] طرح صریح کلاسیک
[برق و الکترونیک] روش حذفی
[برق و الکترونیک] نمودار انرژی
[ریاضیات] طرح صریح
[آمار] طرح کنترلی پیش خورانی-پس خورانی

معنی کلمه scheme به انگلیسی

scheme
• plan, design; system; plot, intrigue; diagram, outline
• plan, devise, plot; intrigue, conspire, contrive
• a scheme is a plan produced by one person as a way of achieving something.
• a scheme is also a large-scale plan produced by a government or by an organization.
• when people scheme, they make secret plans; used showing disapproval.
• the scheme of things is the way that everything in the world or in a particular situation seems to be organized.
abortive scheme
• failed plan, plan that did not succeed
be a party to a scheme
• take part in a conspiracy; support a plan
color scheme
• combination of colors used in decorating the interior of a house or building
colour scheme
• a colour scheme is an arrangement of colours that you choose, for example for the walls, curtains, and carpet in a room.
lay down a scheme
• plan, make a plan, plot, make a scheme
mean scheme
• plan which is designed with mean intentions
pension scheme
• a pension scheme is a scheme which enables people to receive a pension after contributing to the scheme for a certain period.
planning scheme
• plan of action, method of planning
staff suggestion scheme
• plan to encourage proposals for improving efficiency
thwarted his scheme
• frustrated his plan, sabotaged his scheme to harm someone
thwarting a scheme
• violating a plan, canceling a plan in order to injure someone
urban scheme
• plan that details the intended structure for a town

scheme را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران درباره معنی scheme

dream ١٤:١٥ - ١٣٩٧/٠٤/١٩
طرح-رویکرد-روش
|

حسین اقبالی ١٩:٠٩ - ١٣٩٧/٠٤/٢٦
سودا
|

مقداد سلمانپور ١٢:٤٦ - ١٣٩٧/١١/١٢
معیار
Marks Scheme
معیارهای نمره دهی
|

فرهاد سليمان‌نژاد ٢٠:٢١ - ١٣٩٧/١٢/٢١
شاكله
|

پیشنهاد شما درباره معنی scheme



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

توضیحات دیگر

معنی scheme
کلمه : scheme
املای فارسی : سچم
اشتباه تایپی : سزاثئث
عکس scheme : در گوگل


آیا معنی scheme مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 97% )