برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
94 1288 100 1

scorpion

/ˈskɔːrpiən/ /ˈskɔːpɪən/

معنی: برج عقرب، عقرب، کژدم
معانی دیگر: (جانورشناسی) عقرب، کژدم (راسته ی scorpiones)

بررسی کلمه scorpion

اسم ( noun )
(1) تعریف: any of several small tropical animals related to the spider that have a long narrow body and a segmented tail with a venomous tip.

(2) تعریف: (cap.) the constellation and zodiac sign Scorpius or Scorpio.

واژه scorpion در جمله های نمونه

1. a scorpion stings but a dog bites
عقرب نیش می‌زند ولی سگ گاز می‌گیرد.

2. The sting of a scorpion is in its tail.
[ترجمه ترگمان]نیش عقرب در دمش است
[ترجمه گوگل]قوز عقرب در دم است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. The scorpion has a sting that can be deadly.
[ترجمه ترگمان]عقرب نیش دارد که می‌تواند کشنده باشد
[ترجمه گوگل]عقرب دارای خراشی است که می تواند مرگبار باشد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. The scorpion has a sting in its tail.
[ترجمه ترگمان]عقرب نیش در دمش دارد
[ترجمه گوگل]عقرب در دم دم دارد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. There is a scorpion under every stone.
[ترجمه ترگمان]زیر هر سنگی یک عقرب هست
[ترجمه گوگل]در زیر هر سنگی عقرب قرار دارد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ...

مترادف scorpion

برج عقرب (اسم)
scorpio , scorpion
عقرب (اسم)
scorpion
کژدم (اسم)
scorpion

معنی عبارات مرتبط با scorpion به فارسی

(جانورشناسی) عقرب ماهی (انواع ماهی های تیره ی scorpaenidae به ویژه جنس scorpaena)
رجوع شود به: mecopteran
(جانورشناسی) عقرب کتاب (گونه های کوچک عنکبوتیان یا تنندویان از راسته ی pseudoscorpionida که شبیه عقرب بی دم بوده و در کاغذ و کتاب کهنه یا زیر سنگ لانه می کند)
کنیه کسیکه که درجبل الطارق زاییده شود
(دیرین شناسی) کژدم دریا (بندپای منقرض شده از راسته ی eurypterida و رده ی merostomata)
(جانور شناسی) کژدم آبی (تیره ی nepidae)، سن آبزی
(جانور شناسی) عنکبوت دمدار (تنندوهای راسته ی uropygi که دم آنها نیش ندارد)

معنی کلمه scorpion به انگلیسی

scorpion
• any of several species of arachnids with a long segmented tail ending in a venomous stinger (zoology)
• a scorpion is a small tropical animal that has a long tail with a poisonous sting on the end.
scorpion sting
• bite of a scorpion

scorpion را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

محسن❤️رضوي❤️ستاره
عقرب
Fear of the fire
ترس از آتش
Flood in the pit
سيل در گودال
Silence fire of love Self
خاموشي آتش عشق خود
Xx
عقرب
نیش عقرب به از تیغ نارفیق،،،
tinabailari
🦂🦂 عقرب

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی scorpion
کلمه : scorpion
املای فارسی : اسکرپیون
اشتباه تایپی : سزخقحهخد
عکس scorpion : در گوگل

آیا معنی scorpion مناسب بود ؟           ( امتیاز : 94% )