انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی فارسی به انگلیسی انگلیسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات کلمات اختصاری لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

95 886 100 1

بررسی کلمه search engine

اسم ( noun )
• : تعریف: a software program that searches a database or network, esp. the Internet, for data, files, or documents containing terms specified by the user.

واژه search engine در جمله های نمونه

1. The search engine just took your three words and assumed you were looking for sites with references to any of them.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]موتور جستجو تنها سه کلمه شما را گرفت و فرض کرد که شما به دنبال سایت‌هایی با ارجاعات به هر کدام از آن‌ها هستید
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]موتور جستجو فقط سه کلمه شما را در نظر گرفت و فرض کرد که شما به دنبال سایت هایی با اشاره به هر یک از آنها هستید
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

2. Or send a search engine to forage for the best prices or availability across hundreds of shops simultaneously.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]یا یک موتور جستجو را برای جستجوی بهترین قیمت یا دسترسی به صدها فروشگاه به طور همزمان ارسال کنید
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]یا یک موتور جستجو برای به دست آوردن غذا برای بهترین قیمت ها یا در دسترس بودن در سراسر صدها فروشگاه به طور همزمان ارسال کنید
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

3. Each search engine has its own quirks to lean-otherwise you'il waste a lot of time weeding through poor results.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]هر موتور جستجو خصوصیات خود را دارد که به آن‌ها تکیه کند - در غیر این صورت نیاز به هدر دادن زمان زیادی از وجین کردن از طریق نتایج ضعیف دارد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]هر موتور جستجو دارای خصوصیات خاص خودش است در غیر اینصورت شما از زمان ناپایداری، زمان زیادی را از بین می برید
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

4. However, the main drawback with this type of search engine is its tendency to catalog too much information.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]با این حال، اشکال اصلی این نوع موتور جستجو تمایل آن به کاتالوگ کردن بیش از حد اطلاعات است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]با این حال، اشکال اصلی این نوع موتور جستجو گر، تمایل به کاتالوگ اطلاعات بیشماری است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

5. Read me Search engines Use a search engine when you're looking for specific mention of something on a Web page.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]زمانی که به دنبال اشاره‌ای خاص از چیزی در یک صفحه وب هستید، موتورهای جستجو را مطالعه کنید
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]موتورهای جستجو را بخوانید موتور جستوجو هنگامی که شما به دنبال اشاره خاص به چیزی در یک صفحه وب هستید از یک موتور جستجو استفاده کنید
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

6. The Santa Clara-based Internet search engine provider is expected to go public later this month.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]انتظار می‌رود که این موسسه جستجوی اینترنتی سانتا کلارا در اواخر این ماه به صورت عمومی درآید
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]انتظار میرود سرویسدهنده موتور جستجوی اینترنتی مبتنی بر سانتا کلارا در ماه جاری به طور عمومی باز شود
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

7. So skip on over to the Alta Vista search engine at http: / / www. altavista. digital. com.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]بنابراین به سراغ موتور جستجوی آلتا ویستا در سایت http: \/ \/ www altavista دیجیتال com
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]بنابراین به موتور جستجوی Alta Vista در http // www مراجعه کنید آلتاویستا دیجیتال کام
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

8. Earlier AltaVista, the search engine portal, reported losses of $ 307m on revenues of $ 98m in the second quarter.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]قبلا آلتاویستا، پورتال جستجوی موتور جستجو، گزارش داد که ۳۰۷ میلیون دلار در درآمد ۹۸ میلیون دلار در ربع دوم کاهش‌یافته است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]پیش از این AltaVista، پورتال موتورهای جستجو، سه ماهه دوم درآمد ناشی از درآمد 98 میلیون دلاری را از 307 میلیون دلار گزارش کرد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

9. If you're going to add a Web search engine to your site, this is a lot easier.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]اگر می‌خواهید یک موتور جستجوی وب را به سایت خود اضافه کنید، این بسیار آسان‌تر است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]اگر قصد دارید موتور جستجوی وب خود را به سایت خود اضافه کنید، این بسیار ساده تر است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

10. Web site search engine promotion is not the role beyond doubt.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]تبلیغات موتور جستجوی وب سایت، بدون شک نقش مهمی را ایفا نمی‌کند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]ترویج موتور جستجوی وب سایت، نقش فراتر از شک نیست
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

11. Therefore, business website search engine optimization only one way operation.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]بنابراین، بهینه‌سازی موتور جستجوی وب تنها یک روش عملیاتی است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]بنابراین، بهینه سازی وب سایت موتور جستجوگر کسب و کار فقط یک راه عملیاتی
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

12. Set search engine Robot to return every other day.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]Robot موتور جستجو را تنظیم کنید تا هر روز دیگر برگردید
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]تنظیم ربات موتور جستجو برای هر روز دیگر
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

13. A search engine a searchable online database of internet resources.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]یک موتور جستجو یک پایگاه‌داده آنلاین قابل جستجو برای منابع اینترنتی است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]یک موتور جستجو یک پایگاه داده آنلاین قابل جستجو از منابع اینترنتی است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

14. Although search engine to change without the bilk that discovers you, your competitor may inform against you.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]اگر چه موتور جستجو می‌تواند بدون the که شما را کشف می‌کند تغییر کند، رقیب تان ممکن است به شما اطلاع دهد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]اگرچه موتور جستجو بدون بیل که شما را کشف می کند، رقیب شما ممکن است در برابر شما اطلاع دهد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

15. This PPC search engine service has become the main source of revenue for the company.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]این سرویس موتور جستجوی PPC، منبع اصلی درآمد شرکت شده‌است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]این سرویس موتور جستجوی PPC تبدیل به منبع اصلی درآمد برای این شرکت شده است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

معنی search engine در دیکشنری تخصصی

search engine
[برق و الکترونیک] موتور جستجو

معنی کلمه search engine به انگلیسی

search engine
• search mechanism, mechanism on the internet which allows searching for specific information
search engine marketing
• sem, marketing methods used to intensify the visibility of a website in results pages of search engines and drive targeted visitors to the website
search engine optimization
• seo, process of choosing targeted keyword and phrases related to a website intended to improve the ranking of the website in search results from search engines

search engine را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Google Plus Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران درباره معنی search engine

ebitaheri@gmail.com ١٩:١٠ - ١٣٩٧/٠٨/٢٢
جستجوگر
|

پیشنهاد شما درباره معنی search engine



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

توضیحات دیگر



آیا معنی search engine مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 95% )