برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
96 1293 100 1

seize

/siːz/ /siːz/

معنی: درک کردن، توقیف کردن، غصب کردن، ضبط کردن، مبتلا کردن، قاپیدن، مصادره کردن، تصاحب کردن، بتصرف آوردن، دچار حمله شدن
معانی دیگر: (در اصل - فئودالیته) قانونا مالک تیول شناختن، بازداشت کردن، دستگیر کردن، به زور به دست آوردن، زورگیری کردن، خلع ید کردن، فروگرفتن، محکم گرفتن، در ربودن، (ناگهان) مستولی شدن، (فکر کسی را) تصرف کردن، (ناگهان) پی بردن، (به دل کسی) برات شدن، بو بردن، (به سرعت از فرصت و غیره) استفاده کردن، بهره ور شدن، (ناگهان) مورد حمله ی بیماری یا سرفه و غیره قرار گرفتن، دچار شدن، (کشتیرانی) به هم بستن (طناب و غیره)، به هم گره زدن، بتصرف اوردن، ربون، دچار حمله مر­ وغیره شدن

بررسی کلمه seize

فعل گذرا ( transitive verb )
حالات: seizes, seizing, seized
(1) تعریف: to take hold of forcibly and quickly.
مترادف: grab
متضاد: let go, release, relinquish, surrender
مشابه: capture, clasp, clutch, commandeer, confiscate, grasp, grip, snap, snap up, snatch, take, usurp

- The police officer seized the man's gun.
[ترجمه محسن احمدآبادی] افسر پلیس تفنگ آن مرد را مصادره کرد
|
[ترجمه ترگمان] افسر پلیس تفنگش را برداشت
[ترجمه گوگل] افسر پلیس اسلحه مرد را دستگیر کرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
- The smuggled birds were found and seized at the airport.
[ترجمه ليلا] پرندگان قاچاق شده در فرودگاه كشف و توقيف شدند
|
[ترجمه khalid] پرندگان قاچاق شده در فرودگاه کشف و ظبط شدند.
...

واژه seize در جمله های نمونه

1. to seize a criminal suspect
متهم به جرم را دستگیر کردن

2. to seize power
به زور به قدرت رسیدن

3. to seize smuggled goods
کالاهای قاچاق را مصادره کردن

4. they will seize any excuse to stop work
آنها از هر بهانه‌ای برای خواباندن کار استفاده خواهند کرد.

5. Seize (or Take) time by the forelock.
[ترجمه ترگمان]دست کاکلش را بگیر
[ترجمه گوگل]زمان (یا زمان) را از طریق پیشخوان گرفتن بگیرید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. Seize the present day, trusting the morrow as little as may be.
[ترجمه ترگمان]روز هدیه را بگیرید و فردا به همان کوچکی که ممکن است اعتماد کنید
[ترجمه گوگل]امروز، امروز با اعتماد به فرد، فردا به همان اندازه ممکن است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

7. Carpe diem (Pluck the day; Seize the day).
[ترجمه ترگمان]Carpe روزانه (Pluck روز؛ موقعیت‌ها را بدانید)
[ترجمه گوگل]Carpe diem (روز قیامت)
[ترجمه شما] ترجمه ص ...

مترادف seize

درک کردن (فعل)
comprehend , hear , induct , appreciate , intuit , realize , apperceive , understand , perceive , apprehend , fathom , seize , discern , catch , follow , compass , savvy , cognize , interpret
توقیف کردن (فعل)
grab , suppress , apprehend , arrest , book , confiscate , detain , distrain , embay , seize , intern , sequester , pull in , impound , sequestrate
غصب کردن (فعل)
confiscate , arrogate , usurp , deforce , seize
ضبط کردن (فعل)
trace , attach , manage , record , confiscate , seize , file , place on file , tape
مبتلا کردن (فعل)
capture , seize
قاپیدن (فعل)
snatch , grab , snap , swoop , grasp , seize , catch , ravish , raven , pinch , nab , nail , grab off
مصادره کردن (فعل)
requisition , confiscate , seize , escheat , sequester , expropriate
تصاحب کردن (فعل)
seize , seise
بتصرف آوردن (فعل)
seize
دچار حمله شدن (فعل)
seize

معنی عبارات مرتبط با seize به فارسی

(سبک معماری و مبل سازی و غیره) وابسته به دوران لویی شانزدهم پادشاه فرانسه

معنی seize در دیکشنری تخصصی

[حقوق] ضبط کردن، توقیف کردن، مصادره کردن، گرفتن، قانونأ متصرف شدن، تصرف کردن

معنی کلمه seize به انگلیسی

seize
• take forcibly; grasp, hold; comprehend, understand; expropriate, confiscate; capture, apprehend; take control of; take advantage of promptly; attack; (law) make a person the legal owner of merchandise or property; lash, tie or fasten something using several turns with a rope or cord
• if you seize something, you take hold of it quickly and firmly.
• when a group of people seize a place, or seize control of it, they take control of it quickly and suddenly, using force.
• when someone is seized, they are arrested or captured.
• if you seize an opportunity, you take advantage of it, and do something that you want to do.
• if you seize on something or seize upon it, you show great interest in it, often because it is useful to you.
• if a part of your body seizes up, it suddenly becomes too painful to move, because you have strained it.
• you can also say something such as an engine, machine, or system seizes up when it stops working altogether.
seize an opportunity
• take an opportunity eagerly
seize on
• jump on -, hurry to take advantage of -
seize the importance of
• understand the significance of -
seize the reins of power
• take a position of authority
seize up
• be arrested, be stuck, be stopped

seize را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

رهام
بدست آوردن
فیض
در اختیار گرفتن
الهام زکی زاده
Seize the moment
درلحظه خوش باش
Mahshad
بازداشت ، دستگیری ، دست یابی
Ehsan
حقوق جزا: توقیف
مریم مولاپرست
غنیمت شمردن
فرهاد مولایی
در صخره نوردی به معنای محکم گرفتن
Saeid
اسیر کردن ، اسیر گرفتن

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی seize
کلمه : seize
املای فارسی : سایز
اشتباه تایپی : سثهظث
عکس seize : در گوگل

آیا معنی seize مناسب بود ؟           ( امتیاز : 96% )