انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه
جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی انگلیسی به انگلیسی کلمات اختصاری فارسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

98 1011 100 1

set out

تلفظ set out
تلفظ set out به آمریکایی/ˈsetˈaʊt/ تلفظ set out به انگلیسی/setaʊt/

معنی: شروع بکار کردن
معانی دیگر: 1- محدود کردن، کرانیابی کردن 2- نقشه کشیدن، طرح (باغ یا ساختمان و غیره را) تهیه کردن 3- به نمایش گذاشتن، عازم شدن، تنظیم، محدود کردن

واژه set out در جمله های نمونه

1. The Council has set out a timetable for returning to civilian rule.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]این شورا یک برنامه زمانی برای بازگشت به قانون مدنی تعیین کرده‌است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]شورا برنامه زمانی برای بازگشت به حکومت غیر نظامی تعیین کرده است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

2. She set out the company's aims and objectives in her speech.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]اهداف و اهداف شرکت را در سخنرانی خود مشخص کرد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]او اهداف و اهداف شرکت را در سخنرانی خود بیان کرد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

3. Jones had set out to intimidate and dominate Paul.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]جونز برای ترساندن و تسلط بر پل آماده شده‌بود
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]جونز تصمیم به ارعاب و تسلط بر پل داشت
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

4. It's no easy job to set out in business.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]کار ساده‌ای نیست که در کار و کاسبی راه بیفتیم
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]این کار آسان برای تعیین در کسب و کار نیست
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

5. The market was full of brightly coloured vegetables set out on stalls.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]بازار پر از سبزیجات رنگارنگ بود که روی stalls نصب شده‌بود
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]بازار پر از سبزی های روشن رنگی است که در اصطبل ها قرار دارد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

6. We set out to determine exactly what happened that night.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]ما تصمیم گرفتیم دقیقا مشخص کنیم که اون شب دقیقا چه اتفاقی افتاد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]ما تصمیم گرفتیم دقیقا همان چیزی را که در آن شب اتفاق افتاد مشخص کنیم
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

7. The Romans set out to civilize the Ancient Britons.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]رومیان برای متمدن کردن انگلیسی‌های کهنه عازم شدند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]رومی ها برای تمدن بریتانیای قدیم تصمیم گرفتند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

8. The fishermen set out at sunset for a night's fishing.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]ماهیگیران برای ماهیگیری شبانه در غروب آفتاب غروب کردند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]ماهیگیران برای غروب شب در غروب خورشید قرار می گیرند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

9. The iceboat set out to chop a hole in the ice.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]The بیرون رفتند تا سوراخی در یخ ایجاد کنند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]قایق بادبانی قصد دارد یک سوراخ در یخ بریزد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

10. We have accomplished all we set out to do.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]ما تمام کارهایی رو انجام دادیم که باید انجام بدیم
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]ما تمام آنچه را که انجام می دهیم انجام داده ایم
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

11. When they set out they were well prepared.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]وقتی به راه افتادند، همه آماده بودند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]هنگامی که آنها را تنظیم کرد، آنها آماده بودند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

12. The expedition set out for the upper reaches of the Amazon.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]این سفر به سوی مناطق بالایی آمازون حرکت کرد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]اکسپدیشن برای بالا رفتن آمازون تعیین شده است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

13. It was judged better to set out at once.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]صلاح در این بود که فورا دست‌به‌کار شویم
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]بهتر است یک بار آن را تنظیم کنید
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

14. He set out his objections to the plan.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]او مخالفت خود را با این برنامه آغاز کرد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]او اعتراض خود را به این طرح اعلام کرد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

15. He then set out for Virginia for what he vainly hoped would be a peaceful retirement.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]سپس به سوی ویرجینیا روانه شد و آنچه بی‌هوده امید داشت بازنشستگی آرام و آرام خواهد بود
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]او سپس برای ویرجینیا تعیین کرد که او بیهوده امیدوار است بازنشستگی صلح آمیز باشد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

مترادف set out

شروع بکار کردن (فعل)
debut , set out , do up

معنی کلمه set out به انگلیسی

set out
• begin to pursue a certain goal or direction; undertake, attempt; begin a journey; lay out in a systematical fashion, arrange; plant; display for sale or exhibition
set out to
• went to, began to

set out را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران درباره معنی set out

علی اکبر منصوری ١٧:٤٦ - ١٣٩٦/٠٩/٠٢
1- شروع به کار کردن ( به منظور دستیابی به یک هدف خاصی) 2- شروع کردن یک مسافرت 3- شرح دادن (با جزئیات کامل و معمولا بصورت نوشتاری) 4- قرار دادن، گذاشتن ( چیزی در جایی که دیده و استفاده شود)
|

کامبیز سلیمانی ١٩:٢٣ - ١٣٩٦/٠٩/١٥
مقرر داشتن
|

احسان جهروتی ١٦:٤٠ - ١٣٩٦/١٠/١٦
معلوم کردن (هدف،برنامه)-در نظر داشتن
|

سیوان ٠٢:١٧ - ١٣٩٦/١١/٣٠
عازم شدن، عزم کردن
|

احسان ١٨:٠٥ - ١٣٩٧/٠١/١٤
(با ایده/قصد/نیت مشخص) شروع به انجام کاری کردن
|

ghodrat ١٨:٢٦ - ١٣٩٧/٠٥/١٦
معین کردن
|

میلاد علی پور ٢١:٥٢ - ١٣٩٧/١٠/٢٤
درصدد برآمدن، قصد کردن، سعی کردن
|

نیما وکیل زاده ١٣:٠٠ - ١٣٩٨/٠٣/٠٣
ترتیب سفر دادن (معمولا برای سفرهای بلند مدت)، شروع کاری با هدف مشخص، شرح دادن دقیق با جزئیات
|

مهسان ٠٠:٢٧ - ١٣٩٨/٠٥/٠٢
منعکس کردن عزم کسی
|

امیر شمس ١٩:٠٦ - ١٣٩٨/٠٥/٠٣
حقوق: تهیه کردن
|

میثم علیزاده ٢٢:٥٤ - ١٣٩٨/٠٥/٢٠
1. رهسپار سفری شدن
2. طرح ریختن ( برای انجام کاری)
3. تبیین کردن موضوعی ( در نوشته یا سخنرانی)
|

محسن قاسمی قاسموند ١٦:٠٨ - ١٣٩٨/٠٦/١٧
عازم سفر شدن
طرح ریختن.برنامه ریزی کردن
مشخص کردن.تبیین کردن.معلوم کردن...
|

پیشنهاد شما درباره معنی set out



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

توضیحات دیگر

معنی set out
کلمه : set out
املای فارسی : ‌ست آوت
اشتباه تایپی : سثف خعف
عکس set out : در گوگل


آیا معنی set out مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 98% )