انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه
جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی انگلیسی به انگلیسی کلمات اختصاری فارسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

97 1071 100 1

shepherd

تلفظ shepherd
تلفظ shepherd به آمریکایی/ˈʃepərd/ تلفظ shepherd به انگلیسی/ˈʃepəd/

معنی: چوپان، شبان، چوپانی کردن
معانی دیگر: گله چران، کشیش، رهبر روحانی

بررسی کلمه shepherd

اسم ( noun )
(1) تعریف: a person who herds and watches over sheep at pasture.

- The shepherd moved his flock to higher ground.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] چوپان گله‌اش را به زمین بزرگتری منتقل کرد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل] چوپان گله خود را به زمین بلند کرد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

(2) تعریف: one who guides, protects, and oversees.

- Our minister is the shepherd of our congregation.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] جناب وزیر ما چوپان of
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل] وزیر ما چوپان جماعت ما است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش
فعل گذرا ( transitive verb )
حالات: shepherds, shepherding, shepherded
• : تعریف: to guide, protect, and oversee.
مشابه: herd

- He shepherded us through the palace.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] او ما را به داخل کاخ راهنمایی می‌کرد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل] او از طریق کاخ به ما چسبیده است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

واژه shepherd در جمله های نمونه

1.
ترجمه شبان

2. the shepherd hallooed me to stop
ترجمه چوپان به من ندا داد که توقف کنم.

3. the shepherd hit the wolves with his heavy club
ترجمه شبان با چوبدستی سنگین خود،گرگ‌ها را زد.

4. an ignorant shepherd
ترجمه یک شبان نافرهیخته

5. the lord is my shepherd . . .
ترجمه خداوند شبان من است . . .

6. The shepherd re-collected his flock and went down the hillside.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]چوپان گله را جمع کرد و از تپه پایین رفت
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]شبان دوباره گله خود را جمع آوری و پایین تپه پایین رفت
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

7. The shepherd has penned the sheep in the five-acre field.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]چوپان گوسفندها را در یک زمین پنج هکتاری محصور کرده‌است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]چوپان گوسفند را در زمین پنج هکتار پرورش داده است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

8. The shepherd is bringing his flock down from the hills.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]چوپان گله خود را از میان تپه‌ها بیرون می‌آورد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]چوپان گله خود را از تپه ها بیرون می آورد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

9. The passenger were shepherd across the tarmac to the airliner.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]مسافر از روی باند پرواز می‌کرد و به سمت هواپیما حرکت می‌کرد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]مسافر در هواپیما به هواپیما چسبیده بود
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

10. On May 1917 three young shepherd children reported a visitation from the Virgin Mary.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]در ماه مه سال ۱۹۱۷، سه کودک چوپان جوان، دیدار از مریم باکره را گزارش کردند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]در ماه مه 1917، سه کودک جوان چوپان، از مریم مقدس دیدن کردند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

11. For three nights, the shepherd maintained his lonely vigil.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]پس از سه شب چوپان خود را برای شب‌زنده‌داری تنها نگه داشت
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]برای سه شب، شبان خوابیده تنهایی خود را حفظ کرد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

12. Tom Banbury was preoccupied with the missing Shepherd child and did not want to devote time to the new murder.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]تام Banbury حواسش به بچه گم‌شده بود و دلش نمی‌خواست وقت را به قتل جدید اختصاص دهد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]تام بانری با کودک گمشده چوپان مشغول به کار شد و نمی خواست زمان را به قتل جدید اختصاص دهد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

13. They stood watching the Natural Leader shepherd the little children and their exhausted parents into the charabanc.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]آن‌ها ایستاده بودند و به چوپان طبیعی بچه‌های کوچک و پدر و مادر خسته خود را در the نگاه می‌کردند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]آنها ایستاده بودند به تماشای رهبر طبیعی چوپان بچه های کوچک و والدین خسته خود را به charabanc
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

14. Fleischner and Shepherd specialize in preparing teachers to work with learning disabled students.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]Fleischner و شفرد در آماده‌سازی معلمان برای کار با دانش آموزان معلول تخصص دارند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]Fleischner و Shepherd در آماده سازی معلمان برای کار با یادگیری دانش آموزان غیرفعال تخصص دارند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

مترادف shepherd

چوپان (اسم)
herder , rancher , herdsman , ranchero , shepherd , pastor , neatherd , sheepherder
شبان (اسم)
presbyter , shepherd , pastor , looker
چوپانی کردن (فعل)
shepherd

معنی عبارات مرتبط با shepherd به فارسی

سگ گله ء انگلیسی که دارای اندازه ءمتوسطوبرنگ سیاه براق ودارای خالهای قهوه ای یاخرمایی است
(جانورشناسی) سگ گرگ، سگ پلیس، سگ راهنمای کوران، سگ گرگ
(انجیل) شبان نیکو (در اشاره به عیسی)

معنی کلمه shepherd به انگلیسی

shepherd
• one who tends and herds sheep; spiritual leader, clergyman
• tend and herd sheep; lead, guide, direct
• a shepherd is a person whose job is to look after sheep or goats.
• if you shepherd someone somewhere, you accompany them there to make sure that they go to the right place.
shepherd boy
• young boy who raises and grazes sheep
shepherd dog
• dog whose job it is to assemble the herd; any of several types of dogs that are used as guard dogs (e.g. german shepherd dogs)
german shepherd
• breed of large dog developed in germany
like a flock without a shepherd
• confused, lost, helpless, directionless, leaderless
like a herd without a shepherd
• confused, lost, helpless, leaderless
sheep without a shepherd
• someone without a leader

shepherd را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران

Roya ١٧:٢٢ - ١٣٩٦/٠١/٢٩
جای چراندن گوسفندان ، چرا.
|

دکتر علی ناجی ١٢:١١ - ١٣٩٧/٠٥/٢٨
هدایت کردن ، پشت سر خود به راه انداختن مردم
|

حسن امامی ١٦:٣٣ - ١٣٩٧/١٠/٢٢
چوپان
|

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی shepherd
کلمه : shepherd
املای فارسی : شپهرد
اشتباه تایپی : ساثحاثقی
عکس shepherd : در گوگل


آیا معنی shepherd مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 97% )